ویرگول
ورودثبت نام
kaivan jamebozorg
kaivan jamebozorg
kaivan jamebozorg
kaivan jamebozorg
خواندن ۷ دقیقه·۲ ماه پیش

قریب چه وقوعی؟

 

راه آهن بعنوان نماد انقلاب اول صنعتی ۱۰۰ سال پس از گسترش در اروپا به ایران رسید!

نخستین نیروگاه برق ایران ۵۰ سال پس از نخستین نیروگاه دنیا راه‌اندازی شد.

نخستین کامپیوتر در ایران هم ۱۰ سال پس از معرفی کامپیوتر در دنیا شروع بکار کرد.

در نگاه اول فاصله ورود فناوری‌های جدید به کشور همواره کوتاه‌تر شده است که می‌تواند امیدوار کننده و مسرت بخش باشد. اما نکته اصلی فراگیری این فناوری‌ها در کشور و نقش آنها در رفاه ایرانیان بوده است.

آلوین تافلر زمانی در بحبوحه فراگیری انقلاب سوم صنعتی در دنیا در کتاب موج سومش گفته بود کسانی­که در آستانه قرن بیست­ویکم اهمیت عصر  الکترونیک را درک نکرده‌اند به سرنوشت کشورهایی دچار می‌شوند که در قرن نوزدهم اهمیت راه‌آهن را درک نکردند.  ما در ایران هنوز درک کافی از اهمیت فناوری‌های حمل و نقل ریلی – که نمادی از انقلاب صنعتی اول است – در کشوری با پهنه جغرافیایی وسیع نداریم، چه رسد به اهمیت عصر الکترونیک! و امروز که در عصر هوش مصنوعی به تکینگی نزدیک می­شویم - تحولی که به زعم بسیاری از صاحب‌نظران، بزرگترین اختراع بشر از ابتدای تاریخ بوده است! – و هرچه این گسل عمیق‌تر می‌شود، طبعا موج‌های بعدی تحولات اساسی فناورانه در سایر ابعاد تمدنی هم در کشور متاثر از همین فقر توسعه‌گرایی عقیم می‌ماند. در حالی که تحولات هر مرحله از انقلاب‌های صنعتی عمیق‌تر و دگرگون‌سازتر بوده و آثار و پیامدهای تحولی بیشتری از جنبه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و نظامی در پی خواهد داشت.

توماس کوهن نیز در کتاب بسیار معروفش به نام ساختار انقلاب‌های علمی، تغییرات پارادایمی را به‌عنوان موتور تحولات بنیادین در علم و فناوری معرفی می‌کند. از دیدگاه کوهن، این تغییرات زمانی رخ می‌دهند که بحران‌هایی در چارچوب‌های موجود ظهور کرده و دانشمندان یا جوامع علمی راه‌حل‌های جدید و بدیع ارائه دهند. اکنون، اگر این نظریه را به تاریخ مواجهه ایران با فناوری و توسعه تعمیم دهیم، می‌توانیم گسست‌های تاریخی و چرخه‌های عدم تحول را از زاویه‌ای تازه تحلیل کنیم.

متعاقب گسترش این گسل، عقیم ماندن مبانی مشترک توسعه در میان متفکران و صاحب‌نظران کشور در حوزه‌های فلسفه، جامعه‌شناسی، اخلاق و تکنوکراتها در نهایت باعث ایجاد مقاومت در برابر تغییرات جدید و ماندگاری پارادایم‌های قدیمی خواهد شد و لاجرم ما همچنان دنبال‌کنندگان فناوری دنیا خواهیم ماند.

آنچه امروز الگوی تمدن غرب یا در سوی دیگر دنیا الگوی توسعه چینی می‌نامیم حاصل ریشه‌های عمیق شناختی و در نتیجه یک توسعه خودانگیخته در آن سرزمین‌هاست. در واقع توسعه و رفاه حاصل از آن، در یک پیوستار منسجم با سایر ارکان آن جوامع تکوین یافته است. در شکوه ایرانیان هخامنشی پیش از اسلام یا دوره صفوی پس از اسلام هم نشانه‌های آشکار همبستگی ارکان تمدن‌ساز و توسعه مشهود است. بخشی از پیشرفت ایران صفوی حاصل تضارب آرا و همگرایی ملاصدرا و میرفندرسکی و شیخ بهایی و میرداماد با دربار صفوی بوده است.

حتی روزنه‌های پیشرفت در برخی سالهای عصر پهلوی هم از مجالست فروغی، بهار، داور و... حاصل شده است و نهادهایی نظیر دانشگاه، سینما، رسانه و... که رفته رفته در آن دوره شکل گرفتند حاصل تضارب آن اندیشه‌های گوناگون بوده است.

این روزها در میانه عصر انقلاب چهارم صنعتی، بغیر از برخی منازعات سیاسی و اقتصادی درباره مسیر توسعه ایران، ما چقدر شاهد بالندگی نظریات فلاسفه، جامعه شناسان، اقتصاددانان، ادبا و دیگر روشنفکران درخصوص مسیر توسعه ایران هستیم؟

در مقابل، ریشه بسیاری از نمودهای توسعه در غرب (چه با آنها موافق باشیم چه مخالف) را می‌توان در مبانی و انگاره‌های پست مدرنیسم غربی یافت. توسعه چینی یا ژاپنی را هم می‌توان در جهان‌بینی و باورهای فلسفی آنها به جهان، انسان و سعادت بشری از نگاه آنها پیدا کرد. ما اما توسعه سریع اقتصادی در عصر پهلوی دوم را هم بدون این پشتوانه نظری و اجماع نخبگانی و مدنی تجربه کردیم. پس از انقلاب هم اندیشه‌های توسعه‌ای که اندیشمندان انقلاب اسلامی در دهه ۵۰ و ۶۰ در جامعه مطرح کردند ملغمه‌ای از دیدگاه‌های رایج سوسیالیستی و لیبرالیستی آن دهه‌ها بود و غیر از آن، چیزی در چنته نداشتیم[1].  

لذا همانطور که در ابتدای این گفتار مطرح شد، هرچه انقلاب‌های صنعتی جلوتر رفته‌اند و گستره وسیع‌تری از ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان را در نوردیده‌اند، شهروند ایرانی به مثابه بخشی از بازماندگان این انقلاب‌ها بیش از پیش خصلتی از خود بیگانه‌ پیدا کرده. چون صرفا مصرف کننده تحولات بوده است!

از سوی دیگر، فناوری به مثابه فن بکارگیری ابزار، چوب جادوی بشر برای تحقق آرزوهای هزاران ساله‌اش بوده است. روزگاری کیمیاگران می‌خواستند خاک را طلا کنند. امروز تراشه های سیلیکونی که از خالص سازی سیلیکون خاک تولید می‌شوند ارزشی بالاتر از طلا پیدا کرده‌اند. ارزش بازار انویدیا نمونه‌ای از این خروار است. حتی خودورهای پرنده، به تعبیری قالیچه پرنده افسانه‌ها را بازسازی کرده است.

اما رویای زاینده ملی و بلکه جهانی انسان ایرانی امروز چیست؟

نسل‌ها و قرن‌های گذشته بر ایرانیان به ما آموخته چگونه در کویر باد را از آسمان و آب را از قناتها به زمین بکشانیم تا زیست بهتری داشته باشیم. رام کردن طبیعت برای زیست راحت‌تر به اقتضای اقلیم خشک و خشنی که داشتیم جزو نخستین آرزوهای ایرانیان بوده. آنچه بعنوان میراث فناوری ایرانی بجا مانده، همگی پیوندی منسجم با اقلیم، فرهنگ، نیازهای زیستی و رویاهای مشترک ایرانیان داشته است.

امروز کدام دانشگاه‌ها و موسسات تحقیقاتی ما بر فناوری‌های تغییرات اقلیمی متمرکز شده‌اند؟

ما مردمان شعر و حماسه و سخنوری بوده‌ایم، چرا هوش مصنوعی زاینده و مدل‌های زبانی بزرگ اساسا مساله ما نبوده است؟

رئالیسم جادویی فردوسی یک تنه زبان فارسی را در بزنگاه‌های مختلف تاریخی حفظ کرده ولی مشتقات آن اثر بزرگ را در کدام نمایشنامه، فیلم‌نامه و سایر انشعابات فرهنگی بازتولید کرده‌ایم؟

بررسی تجربه ایران در مسیر صنعتی شدن موید این واقعیت است. روزگاری که ما دچار آبله و قحطی و وبا بودیم ماشین دودی و دوربین عکاسی و سینماتوگراف به مظاهر تمدن نوینمان بدل شده است. چون حاکمان رویایی جدا از شهروندان داشته‌اند. از وقتی نفت هم جیب دولت را پر کرده، حاکمیت در ایران بجای برآوردن خواسته‌های مردم شروع کرد به محقق کردن آرزوهای خود! لذا ما در سد سال گذشته در تاریخ توسعه فناوری گم شدیم!

یک دلیلش شاید ماهیت متکثر و توزیع شده و فرامرزی دانش و فناوری در دویست سال گذشته در جوامع توسعه یافته است! ما در تاریخ خود حکیم و علامه‌ی همه چیزدان به مثابه فخر جامعه داشته­ایم. همیشه حاصل­ضرب شعر و ریاضیات و نجوم و پزشکی و فلسفه در یک فرد، خیام و بوعلی سینا و نظامی و ... ساخته است. فردیت آنقدر در ایران تاریخی قدرتمند بوده که حتی پس از خلق یک پدیده جدید توسط آن حکما، جمعی برای برپا داشتن و تکثیر آن شکل نگرفته است. ما کمتر پژوهش‌های دنباله دار و توزیع شده در ایران داشته‌ایم.

انقلاب‌های صنعتی اتفاقا رخدادهای جمع‌گرا بوده‌اند. سلسله‌ای از تحولات به هم مرتبط که کانون‌های قدرت جدیدی برای حل مسائلی که جامعه غرب با آن مواجه بوده است، خلق کرده‌اند. ولی ما شوربختانه بدون توجه به مسائل و اولویت‌هایمان در نهایت خواسته‌ایم مقلد راه‌حل‌های دیگران باشیم بی‌آنکه به اصالت مساله توجه داشته باشیم.

این از خود بیگانگی سده‌های اخیر موجب شده به تقلیدگرانی منکوب شرق یا غرب تقلیل یابیم. برون­داد این گسست روشنفکران و صنعتگران از یکدیگر و بدنه جامعه و حاکمیت در غایت بدبینانه‌اش به قول رساله مجدیه منجر به ظهور "شترمرغهای از پترزبورغ برگشته" شده که "یا در کار استخفاف ملت بوده‌اند یا تخطئه دولت!"

اما چگونه می­توان به مدار پیشرفت بازگشت؟

تغییر نسل‌های صنعتی یک موقعیت ویژه و منحصر به‌فرد محسوب می‌شوند. چه اینکه هر انقلابی نخستین دستاوردش تغییر ارکان قدرت حاکم است. انقلاب‌های صنعتی هم هنگامه دست به دست شدن قدرت‌های صنعتی و اقتصادی در فناوران و کارآفرینان دنیاست. اینجاست که پنجره فرصتی گشوده می‌شود تا همگی در یک بازی نسبتا تازه، رقابتی جدید را با هم شروع کنند.  

وقتی نسل پیشران خودروها از احتراقی به برقی و هیدروژنی تغییر می‌کنند دیگر سازنده موتورهای احتراقی مزیت ویژه‌ای در این بازی جدید نخواهند داشت. یا وقتی اقتصاد اشتراکی مفاهیمی نظیر صرفه مقایس را دگرگون می‌کنند دیگر لزوما پیشروان قبلی بازار حاکم آینده بازار نخواهند بود.

از این رو می‌توان پنجره‌ای گشوده برای ایران در انقلاب چهارم صنعتی متصور بود که اهتمام ویژه به آن می‌تواند ما را به دنیای برندگان نزدیک کند و غفلت از آن گسل توسعه را فراخ‌تر و عمیق‌تر کند.

آنچه می‌توان مطمئن بود اینکه رویکردهای گذشته ما دیگر پاسخهای درستی برای مسائل پیش‌رو نخواهند داشت. توسعه ایران نیازمند تغییر پارادایم است و باید طرحی نو در انداخت. این طرح نو از آرمان‌های مشترک مردم ایران و از توافق سه گانه حاکمیت، بازار و شهروندان خلق می‌شود.

به قول کوهن، تحول پارادایمی تنها با تغییر ابزارها حاصل نمی‌شود، بلکه نیازمند بازنگری عمیق در مفروضات، اهداف و ارزش‌هاست. ایران برای غلبه بر گسل‌های توسعه باید به دنبال طراحی یک نظام فکری، فرهنگی و فناورانه یکپارچه باشد که مبتنی بر آرمان‌های مشترک مردم، نخبگان و حاکمیت شکل گیرد. قوای محرکه و عاقله این مشارکت هم توسط بخش خصوصی و کارآفرینان مدرن تامین خواهد شد. چه آنکه هیچ انقلاب صنعتی در دنیا توسط دولتها ایجاد نشده بلکه صنعتگران پیشرو آغازگر آن بوده­اند که توسط حاکمیت و شهروندان پشتیبانی شده­اند. اگر این پنجره هم بسته شود، جهان عن­قریب تحولات عظیم چهارمین انقلاب صنعتی را هم تجربه می­کند و ما همچنان نظاره­گر وقوع آن خواهیم بود.



[1] نگاه کنید به کتاب‌های اقتصاد اسلامی شهید مطهری یا اقتصاد توحیدی بنی‌صدر، دانش و ارزش سروش یا پوزیتیویسم بازرگان...

انقلاب صنعتیتمدنتوسعهچشم انداز
۲
۰
kaivan jamebozorg
kaivan jamebozorg
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید