ویرگول
ورودثبت نام
kaivan jamebozorg
kaivan jamebozorg
kaivan jamebozorg
kaivan jamebozorg
خواندن ۵ دقیقه·۳ ماه پیش

گذر از خودبسندگی: ماموریت اینجا و اکنون اقتصاد دیجیتال

در سه دهه گذشته همزمان با فراز و فرودهای اقتصادی داخلی و روندهای جهانی، اقتصادی جدید در کشور شکل گرفت که با ورود سرمایه‌گذاران انگشت شمار خارجی و دانش مدیریتی پیوسته به آن -به ویژه در حوزه استارتاپهای خدمات اینترنتی، تجارت الکترونیکی و سرگرمی- توانست علی رغم توقف یا حتی نزول شاخصهای کلان اقتصادی کشور، رشدیابنده باشد. تا آنجا که تا همین چند سال پیش نظایر آنها در کشورهای منطقه پیدا نمی‌شد و به شکلی استثنایی در این حوزه از همسایگان پیش‌ بودیم.

بگذریم از اینکه در همین چند سال، ترکیه و امارات و عربستان و... با سرمایه‌گذاری‌های هنگفت و درهم‌تنیدگی بیشتر با اقتصاد جهانی گوی سبقت را در این حوزه هم از ما ربودند، ولی لااقل شهروندان طعم تسهیل زندگی با استفاده از این فناوری‌ها را در اقتصاد دیجیتال چشیدند و سازمان‌های مدرنی که ساخته شد حتی انگاره‌های مدیریتی غول‌های اقتصاد متداول را تحت تاثیر قراردادند.

با این همه هنوز حوزه‌های معدودی از دیگر بخش‌های اقتصادی از موهبت تحول دیجیتال بهره‌مند شدند. به قولی ما در بخش هسته اقتصاد دیجیتال (با اجرای طرحهای تکفا در دولت اصلاحات) و لایه نزدیک یا همان اقتصاد پلتفرمی و خدمات دیجیتال (با توسعه زیست‌بوم استارتاپی در دولت تدبیر و امید) توفیق نسبی داشتیم ولی اقتصاد دیجیتالی شده با وجودی که ظرفیت اثرپذیری و رشد بسیار بیشتری داشته، سهم چندانی از کیک اقتصاد دیجیتال برنداشته است. میراثی که در دولت سیزدهم نه تنها اولویت چندانی نداشت بلکه با فيلترينگ گسترده‌تر فضای مجازی و سلطه نگاههای امنیتی عملا به محاق رفت، حالا در دولت وفاق در یک بزنگاه تاریخی قرار گرفته است. اقتصاد ما بیش از هر دوره‌ای در ۳۵ سال گذشته تضعیف شده، ناترازی‌ها کمر صنایع و کسب ‌و کارها را خم کرده و پیشی گرفتن نرخ استهلاک بر سرمایه‌گذاری عملا کشور را فرسوده‌تر کرده است.

در این فضا آهنگ رشد اقتصاد دیجیتال همواره صعودی بوده، بخش خصوصی مشارکت جدی‌تر و موفق‌تری در این حوزه داشته و بطور نسبی فساد و رانت کمتر (شاید به دلیل کوچک‌بودنش) و کارآمدی بیشتر نسبت به سایر بخش‌ها مشهود بوده است.

با این حال همانطور که گفته شد، اقتصاد دیجیتال ما تا اینجای مسیر، خودبسنده و محدود به خود فضای دیجیتال بوده است. (همان لایه دوم اقتصاد دیجیتال شامل پلتفرمها و خدمات دیجیتال)

گذر از خودبسندگی و پذیرفتن مسئولیت‌های بزرگتر در این وانفسای ناترازی همه چیز در کشور و دیجیتالی کردن اقتصاد متداول به ویژه در بخش‌های بحرانی می‌تواند نقطه عطفی در تاریخ توسعه ایران باشد.

زیست‌بوم دیجیتال کشور اگر نتواند مسائل واقعی حال حاضر کشور را حل کند، در خود متوقف می‌شود و در مرزهای بعدی به سرنوشت نانوفناوری دهه ۸۰ در ایران دچار می‌شود که قرار بود ثروت آفرین باشد ولی نهایتا رتبه‌های نشر مقالات آکادمیک ایران را بهبود داد.

از این رهگذر، "بهره‌وری" بعنوان مهمترین نقطه تمرکز اثربخشی فناوری دیجیتال در بخش‌های مختلف به ویژه در حوزه انرژی که زمانی چرخ توسعه کشور را به حرکت در می‌آورد و امروز به چالشی بزرگ برای بقا دیگر صنایع بدل شده، می‌تواند دستور کار جدیدی برای این بخش کوچک اقتصاد باشد تا معجزه اهرمی خود را نمایان کند و در زمانه‌ای که ساخت و بهره‌برداری از نیروگاه و پالایشگاه و شبکه‌های توزیع، نیازمند زمان و پول و عزم مدیریتی قابل توجهی است که هیچ کدامشان به حد کفایت پیدا نمی‌شود، راهکارهای دیجیتال افزایش بهره‌وری در این زنجیره از تولید تا مصرف را هدف قرار دهند.

تجربه هم نشان داده نشستن به امید دولتها -که دچار فلج تصمیم‌گیری هستند- برای طرح‌ریزی چنین تحولی بیهوده است. بلکه باید حرکت کرد و حاکمیت را نیز با خود کشاند تا از ظرفیت‌های مغفول در این مسیر استفاده شود‌. هرچند رفتارهای زیست‌بوم دیجیتال هم مشابه سایر بخشهای اقتصادی تا حدی امری انضمامی بوده که ریشه در باورهای عمیق و دیرینه ما در ستیز با توسعه به مثابه یک حرکت جمعی دارد، اما به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل است.

اگر بخش خصوصی دانش‌بنیان در کشور مدعی تحول اقتصادی است، به سختی می‌توان اولویتی مهمتر از کاهش ناترازی‌ها یافت که آوردگاه این ادعا باشد.

نهادهایی نظیر نظام صنفی رایانه‌ای و اتاق بازرگانی بعنوان دو سازمان نماینده بخش خصوصی در کشور برای این ماموریت باید نقش آفرینی کنند. در این مسیر، لازم است از سویی لایحه‌ای با هدف تجمیع قوانین مرتبط با مدیریت یکپارچه امکانات و ابزارهای تشویقی بازارساز در کارگروه اقتصاد دیجیتال را به دولت پیشنهاد دهند و از سوی دیگر توان فعالان موجود در کشور را برای اجرای یک برنامه ملی توزیع شده برای افزایش بهره‌وری انرژی در کشور بسیج کنند.

فناوری می‌تواند سهم خود را از منافع حاصل از بهره‌وری ایجاد شده نقد کند. در این صورت بار مالی اجرای برنامه برای دولت کاهش می‌یابد و اثربخشی پروژه‌ها تا حد خوبی تضمین می‌شود.

خلاصه اینکه، امروز! این کودک پر سر و صدای اقتصاد باید نقشی فراتر از غر زدن و نهیب دادن (که در جای خود هم لازم است) برای خود تعریف کند. اگر دانش‌بنیانها توانسته‌اند با اقتصاد پلتفرمی، حمل و نقل و خرده فروشی و گردشگری و سرگرمی را متحول کنند، شرکتهای مشابه باید بتوانند با هوش مصنوعی و اینترنت اشیا و رایانش ابری، مصرف انرژی، آلودگی هوا و فساد اداری را التیام دهند.

در صورت توفیق در این ماموریت خودخواسته، تجربه‌ای گران‌سنگ و تاریخی خلق می‌شود که می‌تواند مبنای تحول در بسیاری وجوه دیگر جامعه سرگردان ایران امروز شود.

اگر نه، جایگاه این بخش از اقتصاد در کنار همه خدمات و ارزشهایی که خلق کردند به کمپین‌های بلک‌فرایدی و یلدا و نهایتا چند پروژه مسیولیت اجتماعی نمادین فروکاسته می‌شود.

در خود فروماندن در عین سخت‌کوشی هرچند می‌تواند قابل توجه و محترم باشد، اما (همچون باکستر، اسب نجیب و شریف قلعه حیوانات که همواره سخت مشغول کار بود و تنها زمانی عمق فاجعه را فهمید که حاکم او را به سلاخی فروخت) نه تنها افتخاری خلق نمی‌کند بلکه خطری بزرگ در پی دارد: چنان محکم به ستون بچسبیم که با آن سرنگون شویم.

ادامه بحران ناترازی و رکود در کشور، اتفاقا بیشترین آسیب را بر پیکره نحیف اقتصاد دیجیتال وارد خواهد کرد.

در نهایت همچون مثال معروف "خر ژان بوریدان" که از بی تصمیمی و بی عملی می‌میرد، زیست بوم دیجیتال کشور هم در بحبوحه بحران‌های پیش رو اگر فقط نظاره‌گر باشد شانسی برای بالندگی و رشد نخواهد داشت.

اقتصاد دیجیتال
۱
۰
kaivan jamebozorg
kaivan jamebozorg
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید