هشدار طبیعت و موتور

تو پستهای قبلی ‌که باید به هشدارهای طبیعت حساس بود و من نبودم.

من پلاک موتورم رو با زنجیر می پوشاندم. چند بار بهم پلیس گیر داد.‌هر بار با صحبت کردن راضی شون کردم که پسر خوبی هستم و بی خیال شدند. و من همچنان به این عادت بد ادامه دادم تا اینکه دو سه روز پیش دوباره بهم گیر دادند. اینبار حماقت کردم و تلاش برای فرار هم انجام دادم که ناموافق بود . لذا موتورم رفرفت روی کفی و رفت پارکینگ.

حالا من هیچی.‌من مقصر بودم ولی در مدتی که اونجا بودم و به چند نفر زنگ ‌که پارتی بازی کنند و موتورم ازاد شود موتور چند نفر دیگه رو هم گرفتند که دلم برای یکی دوتاشون خیلی سوخت.

مثلا یکیشون همه چی داشت و پیک بود و زندگیش ازین راه بود.‌پلاکش رو هم نپوشانده بود. فقط بخاطر همراه نداشتن کلاه گرفتن و موتورش رفت پارکینگ .‌در حالیکه بهتر بود فقط جریمه اش می کردند.

در مجموع انصاف چیز خوبی است