اگه در زمینه برنامه نویسی کار می کنی و به توسعه نرم افزار علاقه داری و می خوای کسب و کار برای خودت راه بندازی، برنامه نویسی تجاری می تونه یک گزینه مناسب برای شما باشه دیگه تقریبا همه شرکت ها، بیمارستان، داروخانه، رستوران، حتی بعضی از مغازه ها دارن به جدیدسازی سیستم کاریشون فکر می کنن حتی بعضی هاشون سیستم جدید رو پیاده سازی کردند.
برنامه نویسی تجاری به شما این امکان رو می ده تا مهارت های توسعه نرم افزار رو به کار ببری و در مدیریت کارهاشون کمک کنید.کسایی که در این زمینه فعالیت می کنن می تونن به شکل های مختلفی کار کنن. شما میتونی به عنوان یک برنامه نویس تجاری برای یک شرکت نرم افزاری کار کنی یا خودت به تنهایی پروژه بگیری.
برنامه نویسی تجاری و تجارت برنامه نویسی دو کلمه جدا نشدنی از یکدیگر هستند و مثل دو قلو های افسانه ای نمی تونی از هم جداشون کنی. برنامه نویسی تجاری یعنی اینکه نرم افزاری رو با استفاده از کدنویسی طراحی و پیاده سازی کنی که به کسب و کارها کمک کنه تا کارشون رو بهتر انجام بدن. تجارت برنامه نویسی هم یعنی اینکه با استفاده از مهارت های برنامه نویسی، به کسب و کارها کمک کنی تا کارشون رو راحت تر کنه.

به کسی که تجارت و با برنامه نویسی ترکیب می کنه و از برنامه نویسی در تجارت استفاده می کنه برنامه نویس تجاری میگن. برنامه نویس هایی که در زمینه تجارت برنامه نویسی نقش دارند و مهارت هایی که دارند، می تونن نرم افزار هایی رو طراحی کنن که باعث و بهتر انجام شدن کار ها بشه، در زمان صرفه جویی بشه، خطا کمتر بشه و راندمان کاری و سود دهی افزایش پیدا کنه.
مثلا این اواخر آنلاین شاپ ها خیلی زیاد شدن، گاهی تا میری داخل بعضی از سایت ها وقتی می خوای ازشون خرید کنی کیف میکنی. چون خدمات خیلی خوبی به مشتری ارائه میدن. تمام کار هایی که دارند رو دسته بندی کردن با اعلام موجودی. از اونجایی که من طرفدار پر و پا قرص دیجی کالا هستم، و عاشق خرید هستم همه دوستان و آشنا ها میدونن که در اوقات بیکاری داخل سایت دیجی کالا هم دارم خرید می کنم یا سبد بعدی خریدم آماده می کنم.
حتی مورد داشتیم که توی اون زمان کالا های مورد علاقم اونقدر زیاد بوده که نتونستم دیگه سیو کنم البته این بی تاثیر نیست که از یه جایی به بعد دیگه جیبم ساپورتم نمیکنه.آقا همه اینا رو گفتم که به این برسم. دیجی کالا گاهی کنار محصولاتش اصل و فیک بودن رو گفته حتی اگر رنگ خاصی مد نظرت باشه برات تعداد موجودی که یکی دیگه مونده رو اعلام میکه.
تازه اگر بخوای یه محصولی بخری بهت چندتا فروشنده پیشنهاد میده تا بتونی اون که قیمت بهتری داره و خدمات بهتری ارائه میده رو انتخاب کنی. یکی از نکته های مهم که هست اینکه مثالی که اینجا زدم نشون میده برنامه نویس تجاری و تجارت برنامه نویسی دو زوج جدا نشدنی از هم دیگه اند.یک برنامه نویس تجاری یکسری مسئولیت هایی بر عهده داره که شامل موارد زیر می شه:

یک مدل تجارت به حساب میاد که برنامه نویس با استفاده از مهارتی که داره نرم افزار هایی رو طراحی می کنه که تانحوه کار کردن را برای ما ساده تر کنه. مثلا به یک تولیدی کمک می کنه روند تولید رو بررسی کنه.
میدونم الان که این دو رو خوندین با خودتون میگید خب چه فرقی کرد؟؟؟ فرقش اینه که اگر بخوام منطقی نگاه کنم و حقیقت رو بگم باید بگم این دو کلمه رو نمی تونیم از هم جدا کنیم و یه جورایی دو قلو های افسانه ای هستن که و در کنار هم معناشون تکمیل میشه.
اگه شما یک شرکت نرم افزاری راه اندازی کنی، معمولاً روی یک سری محصولات نرم افزاری متمرکز می شی که مربوط به یک یا چند صنعت خاص اند. شما این محصولات رو توسعه می دید، می فروشید، و پشتیبانی می کنید. استارتاپ های نرم افزاری روی محصولات جدید کار می کنن. توی این زمینه خدماتی که ارائه میدهن که میتونه مشکلات تجاری رو حل کنه. در کنار برنامه نویسی اگر برای خودت کار کنی همزمان باید این محصول رو توسعه بدی، بازاریابی کنی و بفروشی.
من اینجا توی یه جدول ههر دو رو با هم مقایسه کردم که بتونیم راحت تر معناش رو بدونیم و تصمیم بگیریم.

برای اینکه وارد این زمینه بشیم اولین چیزی که مهم، علاقست. دومی مهارت های مورد نیاز مثلا اولین از مهارت هایی که مهم اند، مهارت حل مسئله و مدیریت زمان. اگر بخوایم این دو حوزه رو از نظر درآمد بررسی کنیم باید بگم هر دو پر درامد و جذاب اند که پایه هر دو برنامه نویسیه. اصلی ترین تفاوت بین این دو زمینه حوزه فعالیتشون. تجارت برنامه نویسی برای خدمات و کسب و کارهاست و برنامه نویسی تجاری توی به وجود اوردن نرم افزار ها نقش داره.