آی آزادی، آیا زن ملاک آزادی‌ست؟

در این پست پرسشی رو از من کردید داخل کامنت‌ها که تصمیم گرفتم به طور مختصر جوابی براش آماده کنم بعد داخل پستی منتشر و بعد هم نظر شما رو در این خصوص بدونم:

طرح یک پرسش و جواب مختصر/

https://igmag.ir/%D8%B2%D9%86-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DB%8C-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D8%B9%D8%A7%D8%B1-%D9%BE%D9%88%DA%86-%D9%88-%DA%A9%D8%B0%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%DB%8C%DA%AF%D9%87-uiscvfh6wirc



اگر بخواهیم یک تعریف موجز از آزادی داشته باشیم باید اذعان کنیم که: «آزادی یعنی به رسمیت شناختن «دیگری» حتی اگر آن «دیگری» ما را به رسمیت نشناسد.»

تفکر یا فردی که «گفتمان من»، «نگاه من»، «عقاید و زیست جهان من» را به رسمیت نمی‌شناسد مخالف آزادی است، اما اگر من هم چنین نگاهی داشته و گفتمان و زیست جهان او را به رسمیت نشناخته باشم من هم مخالف آزادی هستم.

کنش بسیاری از افرادی که به اسم روشنفکر و فعال حقوق بشر و فعال سیاسی و آزادی‌خواه و دموکرات و... می‌شناسیم نه تنها آزادی‌خواهانه نبوده بلکه بیشتر کینه‌توزانه است که به دنبال حذف و انتقام مخالفان خویش هستند.

بسیاری از فعالان سیاسی از طیف‌های فکری و سیاسی متفاوت آزادی‌خواهی را با آزادی عمل در کشتن و فحاشی و توهین و ایجاد نفرت اشتباه گرفته‌اند.

آزادی به این معناست که تحت هر شرایطی چشم بر ارزش‌های انسانی نبندیم و با حرف‌های کلی و مبهم در مورد آزادی و حقوق بشر خود را سرگرم نکنیم.

سبک زیست خود را بهتر دانستن و دیگری را با کلماتی مانند اُمل و دهاتی و خزوخیل مورد تمسخر قرار دادن، زبان و گویش و لهجه خود را بهترین دانستن و زبان و گویش دیگری را زشت و گوش خراش خطاب کردن، لباس و پوشش خود را زیبا نامیدن و لباس محلی دیگری را به تمسخر گرفتن؛ طیف فکری و گرایش سیاسی خود را بر حق دانستن و دیگران را خائن و وطن فروش خطاب کردن، دین و اعتقاد و سنت‌های قبیله‌ای دیگران را مورد تمسخر قرار دادن و به اعتقاد و یا بی‌اعتقادی و بی‌دینی خود افتخار کردن و موارد دیگری از این قبیل هیچکدام نشان بر تساهل و آزادی‌خواهی نیست، بلکه نشان کامل و واضحی از بیشعوری و بی‌خردی است.

در تاریخ افراد زیادی بودند که با توان و قدرت رهبری بالا توانستند انقلاب‌های بزرگ را رهبری کنند اما هیچگاه آزاد و آزادی‌خواه نبودند. از دانتون و روبسپیری که از فردای پیروزی انقلاب فرانسه با گیوتین به جان مخالفان خود افتادند تا مائوئی که با انقلاب فرهنگی و تحقیر و کشتار روشن‌فکران به دنبال برقراری عدالت بود و لنین و استالینی که با تسویه‌های خونین به دنبال برقراری آزادی نوینی در روسیه بودند، بیشتر از آنکه آزادی‌خواه باشند، انتقام‌جویانی کینه‌توز بودند.

و با چنین برداشتی از آزادی است که باید لقب آزادی‌خواه را به انسان‌هایی مانند گاندی و ماندلا اختصاص داد که نه تنها به دنبال کشتار و انتقام از کسی نبودند، بلکه آزادی را در تساهل و پذیرش گفتمان‌های دیگر حاضر در عرصه عمومی دنبال می‌کردند.