مست می ناب ازل



https://soundcloud.com/mammadir/khob-shod-homayon-shajarian?in=user-373699330/sets/homayoun-shajarian



مست شوید
تمام ماجرا همین است
مدام باید مست بود
تنها همین
باید مست بود تا سنگینی رقت‌بار زمان
که تورا می‌شکند
و شانه‌هایت را خمیده می‌کند را احساس نکنی
مادام باید مست بود
اما مستی از چه ؟
از شراب از شعر یا از پرهیزکاری
آن‌طور که دلتان می‌خواهد مست باشید

و اگر گاهی بر پله‌های یک قصر
روی چمن‌های سبز کنار نهری
یا در تنهایی اندوه‌بار اتاقتان
در حالیکه مستی از سرتان پریده یا کمرنگ شده ، بیدار شدید
بپرسید از باد از موج از ستاره از پرنده از ساعت
از هرچه که می‌‌وزد
و هر آنچه در حرکت است
آواز می‌خواند و سخن می‌گوید
بپرسید اکنون زمانِ چیست ؟
و باد ، موج ، ستاره ، پرنده، ساعت
جوابتان را می‌دهند

زمانِ مستی است
برای اینکه برده‌ی شکنجه دیده‌ی زمان نباشید
مست کنید
همواره مست باشید
از شراب از شعر یا از پرهیزکاری
آن‌طور که دل‌تان می‌خواهد


طبیعت معبدی است که ستون‌های زنده‌اش

گاه می‌گویند کلمات گنگی را؛

آدمی می‌گذرد از جنگل انبوه تمثیل‌ها

که او را می‌نگرند با نگاه‌های آشنا.

به‌سان پژواک‌های بلندی که در دوردست درمی‌آمیزند

در وحدتی ژرف و ظلمانی

گسترده چون آسمان و چون روشنایی

عطرها و رنگ‌ها و اصوات به هم پاسخ می‌گویند.

عطرهایی گاه تازه چون تن کودکان

لطیف چون نوای نی، سرسبز چون مرغزاران،

و عطرهای دیگر فاسد، غنی، فتح‌کنان،

به انبساط چیزهای بی‌پایان

مانند عنبر و مُشک و عود و کندر

می‌سرایند هیجان حواس و شور روان را.

تطابقات / ترجمه داریوش شایگان

بگو ای مرد معمایی، کدام را بیشتردوست داری

پدرت، مادرت، خواهرت یا برادرت؟

-نه پدر دارم نه مادر، نه خواهر و نه برادر.

دوستانت؟

سخنی می‌گویید که معنایش تا کنون در نظرم ناشناخته مانده.

وطنت؟

نمی‌دانم در کدام سرزمین جای دارد.

زیبایی؟

او را دوست می‌داشتم اگر به کمال رسیده و جاودانی بود.

زر؟

از آن بیزارم همانگونه که شما از خدا بیزارید.

هان، پس چه دوست داری، ای بیگانهٔ عجیب؟

ابرها را دوست دارم، ابرهایی که در آنجا می‌گذرند... در آنجا... آن ابرهای شگفت انگیز.

بیگانه / ترجمه محمدعلی اسلامی ندوشن

-


شارل بودلر☕️