موسیقی کتاب؛ عشق و دیگر هیچ

" />" />کتاب :>" />
کتاب :>" />" />کتاب :>


من عاشق لحظاتی هستم که
حتی با کلمات در نامه هایت نوازشم میکنی.
این کار تو گرمم میکند...
.نامه از آنتوان چخوف به اولگا کنپیر



گاهی وقت ها احتیاج بود سکوت کنیم و چشم ها مکالمه رو به عهده بگیرن. اما دور بودن.



تنها چیزی که در آخر دستمون رو میگیره شاید همین خاطره های این سالهاست.

💚
💚

ما،
ریشه داریم در خاک
میدرخشیم در نور
کلماتی ایم رقصان درون مغزهایی جوونه زده!


مهم نیست اگر انسانی برای کسی که دوستش دارد غرورش را از دست بدهد... اما فاجعه است اگر به خاطر حفظ غرور کسی را که دوست دارد از دست بدهد
.شکسپیر



غم ما یک روز به سر میرسد
آن وقت،
وقت سبز بودن بین پرتوهای نور است



همیشه یه یادگاری از همه چی دارم
مثل اولین گلی که تو دادی
یا اون نقاشی محبوبمون،
همه ش توی اون صندوقچه قهوه ای بالای کمد هست.


هرکس باید در طول روز آوازی گوش کند. (معجزه موزون موسیقی)،‌شعری بخواند،‌ تصویری زیبا ببیند و اگر ممکن بود، چند کلمه حرف عاقلانه بزند.
.گوته



میگفت و میخندید تا شب که میشد درون لکه کدر و تاریک وجودش گم میشد. اما فردا همچنان با لبخند نور را میبوسید. این تمام آن چیزی بود که میتوانستی او را با آن وصف کنی.

دوست داشتیم ،‌دوست داریم ، دوست خواهیم داشت یه روز بدون پول تو یِ شهر دیگه بچرخیم، زیر بارون داد بزنیم و آهنگ بخونیم، روی لبه پل راه بریم و نمایشنامه های مختلف رو بازی کنیم،‌زیر ستاره ها بخوابیم و توی برف قهوه بخوریم،‌ قرار بود بعد تولد پنجاه سالگی یه ون بخریم و بریم دنیارو بگردیم، قرار بود لیست آرزوهامون با هم خط بخوره...


تسلای این جهان این است که رنج مدام و پیوسته وجود ندارد. غمی میرود و شادی ای باز زاده میشود. این ها همه در تعادل اند. این جهان، جهان جبران هاست.
.آلبر کامو


اومدم بیرون خوابیدم. روی ایوون. ستاره ها خیلی قشنگن..
ترکیب صدای آهنگ توی عمق سکوت شب، تاریکی و ستاره ها و باد آرومی که میاد خیلی خوبه.

💙
💙

لبخندت این روزها دلیلی است برای ادامه دادن



اگه افکارت درباره کسی تغییر کرد، هیچوقت خودت رو فریب نده. در مقابل حقیقت مقاومت کردن احمقانه ترین کاری هست که میتونی انجام بدی. حقیقت رو قبول کن و به خودت بگو هنوز خیلی راه داری تا آدما رو بشناسی. هنوز خیلی راه داری تا آدما رو بشناسی. هنوز خیلی راه داری تا آدما رو بشناسی.
.حسین حائریان


ما میشود همان هایی باشیم که حاضر بودیم در دنیای کتاب ها و آهنگ ها زندگی کنیم اما در دنیای خود نه؟


اگر به سختی دلشکسته شدی اما همچنان شهامت مهربان بودن با ديگران را داری،
پس لایق عشقی عمیق تر از اقیانوس هستی
.نیکیتا گیل


میگفت از ما آدمها زیاد انتظار نداشته باش. اینطوری وقتی هزار بار هم قلبت رو بشکونن بلند میشی از جات و بی اهمیت خاک روی لباست میتکونی و میری، انگار که اتفاقی نیوفتاده.


بیایید چون فروغ در برابر بی مهری جهان اطراف هیچ نگوییم. چنان که میگفت؛ سکوت و سکوت و سکوت. انگار که لال شده باشم؛ شاید هم کور و کر. دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصله اش را. میدانی؟ دیر دریافتم که مسئول طرز فکر آدمها نیستم. بگذار هر که هر چه خواست بگوید! چه اهمیتی دارد؟ من در لاک خود راحت ترم. آنجا میشود آرام و بی دغدغه زندگی کرد!
.فروغ فرخزاد


مرا زنده کن به تابیدنی
مرا در آغوش بگیر که من تنها در آغوشت آرام میگیرم.


+معشوقی داری؟
-شاید
+برای که مینویسی؟
-اکنون برای خودم
+برای خودت! حرف عاشقانه؟
-خودمان بیشتر از دیگران استحقاقش را دارد.
این را در عاشق کسی شدن که خودش را دوست دارد فراموش نکن
.غسان کنفانی


ما؟
همان پیچک های سبز


دیروز خوابت را دیدم
و انگار شاخه ای سبز بودی
خرامان
رقصان
روی ناهمواری هایم خم میشدی
مگر چیزی بیش از اینکه
شاخه ای سبز باشی،
خوشحالم میکند؟
.نزار قبانی


برای من قشنگ ترین بخش روز اونجایی که کارام تموم میشه و میرم سراغ کتاب خوندن؛ مخصوصا الان که تازه کیمیاگر رو شروع کردم.


آینه ضمیرِ من
جز تو، نمیدهد نشان...
.سایه


پ.ن: وایب دریافتیم از خرده پستی درباره کتاب و نوشتنی سبز جنگل های شمال بود. صد البته همراه با فنجون چایی ذغالی تازه دم. امیدوارم لذت برده باشین.☕🧁

پ.ن۲: موقع نوشتنش اين از سريال stranger things داشت پلی میشد. شما هم گوش بدین عاشقش میشین.