کوثر دری نوگورانیدرپرتقال·۱ سال پیشیک: تنها و دیگر هیچبغض راه گلویش را بسته بود، اما زور میزد گریه نکند. با این حال فایده ای نداشت. اشک مثل ابر بهار از چشمانش پایین میریخت. بندهای کولهپشتی ق…