حول موضوع بازنمایی صلح در مدارس در مباحث قبلی اشاره کردیم که مدارس اگرچه برای ارتقا صلح ،عدالت اجتماعی ورفاه در جامعه عمل کنند برونداد مدارس ما افرادی هستند پرخاشگر جامعه ستیز نا آرام ،بی توجه به حقوق دیگران خود محور و خیلی موارد دیگری که در زندگی روزمره با آن مواجه شدیم .این همان مفهوم بازنمایی است یعنی اگرچه قرار است آموزش رسمی صلح ، حق حیات و عدالت اجتماعی را محور قرار بدهد نامحسوس بر خلاف آن عمل میکند به عبارتی مشروعیت سازی شده صلح را زیر سوال میبرد این موضوع بحث ماست که به چه طرقی این اتفاق میفتد. در ادامه به این موضوع خواهم پرداخت.
به طور کلی در ابتدایی ترین وعوامانه ترین رویکردها تعریف صلح عدم جنگ درنظرگرفته میشود.چنانچه برخی از محققین حوزه صلح نیز در این راستا نظراتی ارائه داده اند که صلح در واقع وضعیتی است که درآن بین دول یا میان خودشان نزاع ودرگیری وجود نداشته باشد این نوع نگاه دربین فلاسفه وسیاست مداران مخصوصادر دوران روم باستان وقرون وسطی با تفکرات مذهبی وسیاسی در هم آمیخته شد وماحصل آن ایجاد راه فراری برای برون رفت از صلح تحت عناوینی مانند جنگ مشروع ،جنگ الهی وغیره شد.. واین را هم در نظر بگیریم که درقرون وسطی آموزش کاملا تحت تاثیر عقاید مذهبی بود واین رویکرد میتواند در تمام دوره ها وکشورهایی که آموزش تحت تاثیر دین ومذهب هست هم تکرار بشود . ودر واقع صلح ملعبه دست اهداف پشت پرده سیاسی ،مذهبی گرایان میشد .اگر به واسطه جنگ اهداف مستبدانه این افراد سود جو محقق می¬گردیدجنگ را وسیله ای برای تحقق صلح عنوان می¬کردند . بنابراین اولین راه ریزش صلح عقاید مذهبی وابزاری، در آموزش است عقایدی که لزوما نه درماهیتشان بلکه در جریان کم خردی ،ناآگاهی عوام ومنفعت طلبی دولتمردان تغییر شکل میدهد.ومدارس تحت تاثیر این نوع سیاست دست به اقداماتی درراستای تحقق این اهداف میزنند وکار آنها توجیه جنگ با عناوین مذهبی و توسعه این تفکر دراذهان افراد درگیر با آموزش است .این اولین راه ریزش صلح است.