عمیقاً احساس خوشبختی کنید!

وقتی که از خواب پا میشید چه احساسی دارید؟
فشار و استرس کارهایی که باید انجام بدید از همون لحظه بهتون وارد میشه؟ انقدر بیکارید که هیچ انگیزه ای برای بلند شدن ندارید؟ سرما خوردید و زمین و زمان رو فحش میدید که چرا باید سرما بخورید؟ احساس می کنید باید همین امروز استعفا بدید و دوباره بخوابید؟

به نظر من وقتی آدم سرحال بیدار شه میتونه ادعا کنه خوشبخته! توی این مطلب میخوام پنج تا دلیل عمیق! که باعث میشه راحت و سرحال از خواب بیدار شید و عمیقاً احساس خوشبختی کنید رو بررسی کنم. البته همینجا بگم که این نکته ها شامل اینکه ورزش کنید و سر ساعت بخوابید و قهوه بخورید و این مزخرفات! نمیشه.
مطمئنا خود من هم خیلی از اوقات خوب و راحت از خواب بیدار نمیشم ولی شاید دونستن این نکات بتونه یه کاری کنه که فردا راحت بیدار شید و عمیقاً احساس خوشبختی کنید!


فاکتور اول - امنیت جانی

وقتی شما زنده نباشید تمام دنیا و متعلقاتش پشیزی نخواهد ارزید! انسان سالها و سالها تلاش کرده که امنیت و بقا رو برای خودش تضمین کنه. تمامی جنگهای اولیه برای حفظ امنیت جانی و زنده موندن بوده. شاید چند هزار سال پیش کسی که زنده میموند، به خاطر زنده بودن تا اون لحظه عمیقاً احساس خوشبختی میکرد!
اولین شرط برای احساس خوشبختی کردن، امنیت جانیه. دلیل اینکه سرماخوردگی اول صبح، روز شما رو خراب میکنه همینه! از بین رفتن سلامتی به معنی از بین رفتن امنیت جانیه و بدن شما تا زمانی که این مشکل برطرف نشه نمیذاره شما احساس خوشبختی کنید!


فاکتور دوم - محبت

وقتی امنیت جانی تامین شه و خیال آدما از زنده موندن خودشون راحت باشه، برای رسیدن به احساس خوشبختی مساله بعدی مطرح میشه، تولید مثل!
تمایل به تولید مثل و حفظ نسل توی غریزه انسان و همه موجودات زنده وجود داره. مرغهای تسبیح گوی در تکاپو برای جذب جفت زندگیشون و تولید مثلند! آدم ها هم از این قاعده مستثنی نیستند. اونا هم نیاز به شنیدن تسبیحات دارند. محبت به آدم این اطمینان رو میده که تنها نیست. محبت باعث آرامش میشه و آرامش خوشبختی به همراه داره. داستان عشق یا محبت پدر و مادر و دوستان متفاوته ولی همشون به آدم تضمین تنها نبودن و آرامش رو میده.
دلیل افسردگی مهاجران، دلیل بی انگیزگی خیلی از جوانان و دلیل خوشبخت نبودن خیلی از آدما نبود محبته.


فاکتور سوم - قدرت

قدرتمند بودن رو میشه به شکلای گوناگون تعریف کرد. از نظر بعضیا زور بازو نماد قدرته. از نظر بعضیا توانایی دستور دادن به بقیه، از نظر بعضیا ثروتمند بودن. تعریف قدرتی که احساس خوشبختی به همراه میاره، توانمند بودنه. انسانی که توانایی انجام کارهای خاصی رو داره، توی بازی های جمعی قوی عمل میکنه، میتونه خیلی خوب یه مساله رو حل کنه و... یه انسان قدرتمنده. توی فرهنگ بسیاری از مردم توانایی دستور دادن و کار کشیدن از بقیه هم قدرتمندی محسوب میشه که من هیچ اعتقادی بهش ندارم!
وقتی انسانی از خواب بیدار میشه و میدونه امروز قراره بارها احساس ناتوانی بکنه، نمیتونه احساس خوشبختی کنه. وقتی میدونه که قراره موقع ارائه امروزش صداش بلرزه، توی بازی فوتبال حسابی گند بزنه، توی امتحانی که داره ضعیف عمل کنه، انتظارات رئیسش رو برآورده نکنه یا هزار و یک چیز دیگه، احساس خوشبختی جایی توی زندگیش نداره.
پس شرط جدیدی که برای احساس خوشبختی وجود داره قدرتمند بودنه؛ چیزی که به دو طریق به دست میاد: روش اول برطرف کردن نقاط ضعف و روش دوم اتکا به نقاط قوت و قرار نگرفتن در موقعیت ضعف.
احساس بدبختی ناشی از بی پولی هم توی این دسته قرار میگیره. وقتی دوست دارید ماشین بخرید و پول ندارید، یعنی در خرید ماشین ناتوانید و یعنی خوشبخت نیستید! پس یا از خرید ماشین منصرف میشید و یا پول درمیارید. هر دو جواب میده و دیگه احساس بدبختی نمیکنید، منتهی توی روش اول مجبورید از پیاده روی لذت ببرید!


فاکتور چهارم - آزادی

گفتیم که آدما تا امنیت نداشته باشن نمیتونن احساس خوشبختی کنن. برای این که آدما امنیت داشته باشن، جمع شدن دور هم و شهر و روستا رو بنا کردن، همون زندگی اجتماعی. وقتی آدما دور هم جمع شدن، بعضیاشون به واسطه گردن کلفتشون، بعضیاشون به واسطه عقل و هوششون و بعضیاشون به خاطر اندام تحتانی منقبضشون به بقیه مسلط شدن. اسم این تسلط کنترل بیرونیه. یعنی شما بقیه رو مجبور می کنید که برای شما کار کنند یا کارهایی رو که دوست دارن انجام بدن، چون باب میل شما نیست انجام ندن. دلیل این اتفاق یعنی تمایل به کنترل دیگران، همون احساس قدرته. این کار به شما احساس قدرت میده و تسلط به دیگران باعث میشه احساس خوشبختی کنید!
همونطور که دستور دادن به بقیه خوشاینده، دستور گرفتن از بقیه بسیار روی مُخه! وقتی صبح خودتون با اختیار خودتون بیدار شید احساس خوبی دارید ولی وقتی توی سربازی و با چک و لگد بیدار شید بدبختی وجودتون رو فرا میگیره! وقتی توی خونه دراز کشیدید و میدونید هر وقت بخواید میتونید برید بیرون، خوشبختید؛ ولی وقتی توی خونه دراز کشیدید و میدونید با بیرون رفتن شما به هر دلیلی مخالفت میشه بدبختید!
برای اینکه صبح ها احساس خوشبختی کنید، سعی کنید زیر هر یوغی نرید!
اگه به کاری علاقه ندارید، بابت انجامش تعهد ندید. اگه کاری باعث میشه زندگی روزمره شما مختل شه قبولش نکنید. اگه صبح بلند میشید و دوست دارید استعفا بدید، شاید باید توی کارتون تجدید نظر کنید. اگه صبح پا میشید و تلگرامتون قطعه، روی گوشیتون فیلترشکن بریزید! اجازه ندید هر قدرتی به شما مسلط شه. گردنِ کلفت قدرتمندا باید قطع شه!
از طرفی هم اگه دوست دارید زیر یوغ بقیه نرید سعی کنید روی گردن بقیه یوغ نندازید!
اگه توی جوانی دستورات پدر و مادرتون رو به هر دلیلی نمیپسندیدید، دستوراتی به جوان ندید که نپسنده!
اگه دوست ندارید برای خواهر و برادرتون یه لیوان آب بیارید، توقع نداشته باشید براتون آب بیارن!
به انتخاب های بقیه احترام بذارید و کسی رو مجبور نکنید دست از باورش به درست بودن چیزی برداره.
هر چه برای خود میپسندی برای دیگران هم بپسند!


فاکتور پنجم - نشاط

خورشید طلوع کرده. خبری از بمب و خمپاره نیست و چهارستون بدنتون سالمه. سایه پدر و مادر یا همسر بالای سرتونه و کمبود محبت ندارید. آدم توانمندی هستید، کار خوبی دارید و دستتون به دهنتون میرسه. مجبور نیستید به حرف هیچ کسی گوش کنید و آزادی عمل دارید. خب که چی؟! احساس خوشبختی می کنید؟ فک کنم نه! یه جای کار می لنگه.
زندگی بدون نشاط، زندگی بدون لبخنده! یعنی حتی اگه تمام شرایط زندگی مهیا باشه و چیزی نباشه که انسان رو وادار به خندیدن و انرژی گرفتن کنه، احساس سرزندگی و خوشبختی به وجود نمیاد. برنده شدن توی یه مسابقه، دور زدن توی شهر حوالی غروب، دیدن فوتبال، فیلم و سریال و خیلی چیزای دیگه میتونه نشاط رو به زندگی تزریق کنه. صبحی که از خواب بیدار شی و چیز هیجان انگیزی منتظرت نباشه، نمیتونی احساس خوشبختی کنی!


بعد دونستن این فاکتورها شاید آدم باید یه نگاهی به زندگیش بیندازه و ببینه چقد احساس خوشبختی میکنه. هر آدمی توی بعضی از فاکتورا قدرتمنده و توی بعضیا ضعف داره؛ اما یه خوبی که زندگی توی ایران داره اینه که همه ما امنیتو داریم :)


پی نوشت

مطالب این پست هیچ گونه پشتوانه علمی نداشته و کلا باد هوا می باشند، البته از فصل دوم کتاب تئوری انتخاب آقای گلاسر کاملا استفاده شده!
با توجه به اینکه خیلی خودجوش امشب دلم خواست این مطلبو بنویسم و مطابق معمول نمیتونم برای منتشر کردنش صبر کنم از شما عزیزان خواهشمندم در این شبهای قدر منو هم دعا کنید. ایشالا که یه روزی همه آدما پنج تا فاکتورشون تو سطح بالای بالای باشه و عمیقاً احساس خوشبختی کنند.


http://vrgl.ir/qFajG