نویسنده: خشایار پورکپور

اگر در یک روز معمولی، در صف نانوایی، پشت فرمان، یا حتی در یک گروه واتساپ خانوادگی باشید، احتمالاً نخستین چیزی که به چشم میآید «حساسیتِ انفجاری» مردم است. خشمهایی که به کوچکترین جرقه شعلهور میشوند: از بوق ممتد رانندهای که عجله دارد تا نزاعهای ناگهانی که گاه به ضربوجرح و حتی قتل ختم میشود.
اینها دیگر صرفاً رفتارهای شخصی یا «بدخلقیهای گذرا» نیستند؛ بلکه نشانههاییاند از یک الگوی اجتماعی نگرانکننده هستند.
مسئله دقیقاً همینجاست: چرا در جامعهای که در ادبیات دینی و فرهنگیاش احترام، گذشت و ملاطفت توصیه شده، چنین سطحی از تعارض و تنشهای کوچک ولی مکرر دیده میشود؟ و چرا این تنشها در سالهای اخیر بیشتر به خشونت کیفری، افزایش آمار زندانیان جرایم خشن و نزاعهای خیابانی منتهی شدهاند؟
جامعهی تحت فشار: فرسایش نظم اجتماعی و رشد رفتارهای پرخاشگرانه
خشونتهای روزمره نه منفک از ساختار اجتماعیاند و نه صرفاً ناشی از اخلاق فردی. بخشی از مسئله در ناپایداری قواعد مشترک زندگی عمومی است؛ همان چیزی که دورکیم از آن به عنوان «اختلال در نظم اخلاقی جمعی» یاد میکرد. در زندگی امروز ما، بسیاری از قواعد نانوشتهای که رفتار اجتماعی را تنظیم میکرد، در حال فرسایش است: رعایت صف، احترام به نوبت، توجه به حقوق دیگران، تحمل تفاوتها و حتی ادبیات گفتاری مودبانه.
این وضعیت در شیوه برخورد مردم با هم کاملاً قابل مشاهده است. کافی است به صحنههای کوچک روزمره نگاه کنیم: بوقهای تهاجمی در ترافیک، پرخاش در صف بانک، دعوا بر سر جای پارک، یا تنش میان دو راننده در اتوبان. این رویدادها البته جدید نیستند، اما شدت و فراوانی آنها در سالهای اخیر بیشتر شده است.
بخش دیگری از این تصویر از حوزهی جرمشناختی میآید. آمارهای رسمی قوه قضاییه نشان میدهد که در سالهای اخیر، نزاعهای خیابانی یکی از سه علت اصلی تشکیل پروندههای کیفری بوده است. مواردی که گاه از یک اختلاف بسیار جزئی آغاز شده و در برخی شهرها به قتلهای آنی و «فجایع لحظهای» منتهی شدهاند. بسیاری از این پروندهها نه از دشمنی قبلی، بلکه از خشم لحظهای، فشار روانی، و عادت به واکنشهای تند ناشی شدهاند. حقوقدانان معمولاً اینگونه جرایم را «جرایم آنی و هیجانی» مینامند؛ رفتارهایی که باتوجهبه ماهیت غیرعقلانیشان، نشاندهنده یک بحران اجتماعی در تنظیم هیجانات جمعی هستند.
در همین راستا، میتوان ردّی از آنچه دورکیم «احساس بیثباتی هنجاری» مینامید مشاهده کرد. وقتی مردم احساس میکنند «قواعد بازی» روشن نیست - چه در اقتصاد، چه در روابط اجتماعی، چه در رویههای اداری - واکنشهای هیجانی افزایش پیدا میکند. فرد نسبت به کوچکترین بینظمی حساس میشود، چون گمان میکند اگر اعتراض نکند، حقش پایمال میشود. همین احساس ناامنی اخلاقی، رفتارهای کوچک ولی قهرآلود را تقویت میکند.
فروپاشی اعتماد اجتماعی و شکلگیری انسانِ همیشه در حالت دفاعی
یکی از مشکلات پنهان و کمتر بحثشده، کاهش چشمگیر اعتماد میان مردم است. پوتنام سالها پیش هشدار داده بود که هرگاه سرمایه اجتماعی کاهش یابد، روابط انسانی شکننده میشود و افراد در وضعیت «دفاع دائمی» قرار میگیرند. در چنین جامعهای، مردم به هم اعتماد نمیکنند و همین بدبینی زمینهساز پرخاشگری میشود.
در روابط موجود در جامعه ایران میتوان این حالت را دید:
رانندهای که فکر میکند دیگری عمداً قصد سبقت گرفتن دارد؛ مشتری که تصور میکند فروشنده او را فریب میدهد؛ عابری که احساس میکند دیگران حقوقش را نادیده میگیرند. نتیجه این بیاعتمادی کوچک اما پیوسته، تجمع تنشهای روزمره است.
این بیاعتمادی اجتماعی در حوزه حقوق نیز پیامد دارد:
بسیاری از مشاجراتی که منجر به تشکیل پرونده میشود، در ابتدا چیزی جز اختلافی کوچک و قابل حل با گفتوگو نیستند. اما وقتی طرفین تصور میکنند «اگر کوتاه بیایم، ضرر میکنم»، دعوا تشدید میشود و به پروندههای ضربوجرح و خسارت مالی میانجامد. مسئولین قضایی بارها توضیح دادهاند که بخش قابل توجهی از پروندههای کیفری مربوط به نزاعهایی است که میتوانستند طی ۳۰ ثانیه با یک گفتوگوی آرام خاتمه پیدا کنند.
این وضعیت همان چیزی است که پوتنام آن را فروپاشی شبکههای همکاری و کاهش حس همسرنوشتی میدانست. وقتی مردم احساس میکنند هیچ پشتیبانی اجتماعی از آنان وجود ندارد، آستانه خشونت پایین میآید.
فشار اقتصادی، زندگی پرشتاب و احساس بیقدرتی
نباید از فشار اقتصادی، کسری اوقات فراغت، حجم بالای استرس شغلی و خانوادگی، و سرعت بالای تغییرات اجتماعی غافل شد. این عوامل چرخهای میسازند که در آن افراد آستانه تحمل پایینی پیدا میکنند. چنین چرخهای در جامعهشناسی در قالب نظریات تعارض و همچنین نظریات فشار روانی مطرح میشود:
وضعیتی که در آن ساختارهای اجتماعی ناکام از حمایت کامل، افراد را درگیر رقابتهای فرساینده میکنند.
مصادیق این فشار اجتماعی در جامعه ایران فراوان است:
زمانبندیهای سخت شغلی
ترافیک سنگین
افزایش هزینههای زندگی
نااطمینانی به آینده اقتصادی
کاهش فرصتهای تفریح و ارتباطات آرام
وقتی فردی زیر بار این فشارها خم شده باشد، یک برخورد کوچک - حتی یک تنهزدن تصادفی - ممکن است جرقهای برای انفجار باشد. از همین روست که روانشناسان حقوقی و جرمشناسان، افزایش جرایم خشونتبار را همواره با افزایش فشار اجتماعی و اقتصادی همبسته میدانند.
راهکارها: عبور از چرخه خشم و خشونت
راهحل این بحران پیچیده، نسخهای کوتاهمدت ندارد. نیازمند مجموعهای از مداخلات اجتماعی، حقوقی و فرهنگی است که بهصورت تدریجی اثر میگذارد. اما میتوان چند مسیر تخصصی و قابل اجرا را بهطور جدی مطرح کرد.
الف) بازسازی شبکههای اعتماد از طریق تقویت فرهنگ گفتگو و با هم بودن
برای مقابله با کاهش سرمایه اجتماعی، باید فضاهایی ایجاد کرد که در آن مردم دوباره «با هم بودن» را تمرین کنند. شهرداریها و نهادهای محلی میتوانند برنامههایی مانند نشستهای همسایگی، کارگاههای مشارکت شهری، جشنوارههای محلهای، و پروژههای مشترک طراحی کنند. تجربه شهرهای اروپایی نشان میدهد که وقتی مردم در فعالیتهای جمعی مشارکت میکنند - حتی فعالیتهایی ساده مثل پاکسازی محله یا باغچهکاری شهری - میزان بیاعتمادی کاهش پیدا میکند.
این بازسازی اعتماد در بلندمدت نقش مهمی در کاهش نزاع دارد. فردی که همسایهاش را میشناسد، کمتر با او درگیر میشود. رانندهای که احساس میکند دیگران بخشی از یک جامعه مشترکاند، کمتر به واکنشهای تهاجمی متوسل میشود. این نوع سرمایه اجتماعی ضامن کاهش رفتارهای هیجانی و خشن است.
نظریه «کنش ارتباطی» و «گفتوگوی عقلانی» هابرماس یکی از بهترین چارچوبهای نظری برای تحلیل ریشههای پرخاشگری و ساخت راهحلهای ساختاری است. هابرماس معتقد است بسیاری از تنشها و خشونتهای اجتماعی زمانی بروز میکند که فضاهای ارتباطی میان افراد و نهادها مختل شده و «گفتوگوی آزاد و عقلانی» جای خود را به سوءتفاهم، بیاعتمادی و فشارهای روانی میدهد.
در پرخاشگری اجتماعی، چه در شکل خیابانی و چه در شکل نهادی، مسئله اصلی «گسست ارتباطی» است: افراد نمیتوانند دلایل ناراحتی یا مطالبه خود را بیان کنند، نظامهای ارتباطی ناکارآمد هستند و شهروندان فضای کافی برای شنیده شدن ندارند. نظریه هابرماس تأکید میکند که هر جا «فضای گفتوگوی برابر» افزایش یابد، احتمال تبدیل اعتراض به خشونت کاهش پیدا میکند.
کاربردهای نظریه هابرماس در این حوزه میتواند شامل موارد زیر باشد:
ایجاد فضاهای عمومی گفتوگو: مانند تالارهای گفتوگوی شهری، شوراهای محلی با مشارکت شهروندان، نشستهای منظم میان مردم و مسئولان.
تقویت شفافیت ارتباطی: هنگامی که اطلاعات بهدرستی منتقل نمیشود، زمینه سوءظن و پرخاشگری افزایش مییابد.
استفاده از میانجیگری گفتوگومحور: بهجای مداخلههای صرفاً انتظامی و قهری، میانجیگری مبتنی بر گفتوگو در اختلافات محلی یا خانوادگی میتواند نقش کاهشدهنده داشته باشد.
تقویت زبان مشترک: بسیاری از نزاعها اساساً حاصل نبود زبان مشترک میان گروههای اجتماعیاند؛ آموزش سواد گفتوگویی، شنیدن فعال و ارتباط بدون خشونت عملاً مصداق اجرای دیدگاه هابرماس است.
در این چارچوب، نزاعهای خیابانی، قتلهای ناشی از خشم ناگهانی، درگیریهای رانندگی و حتی رفتارهای خشونتبار در محیط کار یا دانشگاه را میتوان نشانههای «فروپاشی فضای ارتباطی» دانست. راهکارها باید معطوف به بازسازی این فضا باشند.
ب) مداخله حقوقی در جهت پیشگیری، نه فقط مجازات
قوانین کیفری ایران بر مجازات پس از وقوع متمرکزند؛ اما برای کنترل خشم اجتماعی نیاز به سیاستهایی داریم که بر پیشگیری تمرکز کنند. برای مثال:
توسعه برنامههای میانجیگری کیفری (که در برخی استانها تجربه شده و نتایج مثبتی داشته)
الزام به شرکت در دورههای کنترل خشم برای افراد دارای سابقه نزاع
حمایت از واحدهای مشاوره حقوقی محلهمحور که اختلافات کوچک را قبل از تبدیل شدن به درگیری مدیریت میکنند
در بسیاری از کشورهای پیشرو، دادگاهها برای جرایم سبک مرتبط با خشونت، به جای مجازاتهای سنگین، افراد را به دورههای درمانی، مهارتآموزی ارتباطی و خدمات اجتماعی ملزم میکنند. این روشها از نظر جرمشناختی اثربخشی بیشتری در کاهش تکرار جرم نشان دادهاند.
در ایران نیز میتوان با بهرهگیری از ظرفیت مادههای مرتبط با تعلیق تعقیب و آزادی مشروط، چنین مداخلاتی را تقویت کرد. این اقدامات علاوه بر کاهش تعداد زندانیانی که بر اثر خشونت لحظهای زندانی شدهاند، به کاهش هزینههای اجتماعی خشونت کمک میکند.
پ) تدوین برنامههای آموزش عمومی در مدارس، رسانهها و محیط کار
مهارتهای ارتباطی، مدیریت خشم و شیوه برخورد مسالمتآمیز باید به بخشی از آموزش رسمی و غیررسمی تبدیل شوند. تجربه کشورهای اسکاندیناوی نشان داده که آموزش مهارتهای حلوفصل تعارض از دوران مدرسه تأثیر عمیقی بر کاهش خشونت بزرگسالی دارد.
در محیطهای کاری نیز دورههای کوتاه مدیریت استرس و گفتگو میتواند بسیاری از تنشها را کاهش دهد.
رسانهها نیز نقش مهمی دارند. آنها میتوانند به جای بازنمایی مکرر خشونت، الگوهای گفتوگوی سالم، مدارا و مسئولیتپذیری را برجسته کنند. جامعهای که خشونت را عادیسازی کند، دیر یا زود به سمت افزایش خشونت کیفری میرود.
ت) عدالت روزمره و شفافیت رویهها
یکی از مهمترین راهکارها ایجاد احساس عدالت در سطح زندگی روزمره است. عدالت فقط در دادگاه نیست؛ در صف نانوایی، در مواجهه با پلیس راهور، در برخورد کارکنان ادارات، و در نحوه حلوفصل اختلافات کوچک نیز باید دیده شود. مردم وقتی حس کنند «قواعد عادلانه و قابل پیشبینی» وجود دارد، کمتر به رفتارهای تهاجمی متوسل میشوند.
ایجاد فرآیندهای روشن، کوتاه و قابل پیگیری در ادارات و سازمانها میتواند بخش زیادی از تنشها را کاهش دهد. بسیاری از نزاعها از آنجا شروع میشود که فرد فکر میکند حقوق اولیهاش رعایت نشده یا کسی با او رفتاری ناعادلانه داشته است.
ث) تقویت نهادهای مدنی و واسط
نهادهای مدنی و سازمانهای مردمنهاد (NGO) در بسیاری از نظریههای توسعه اجتماعی به عنوان «واسطههای ترمیمکننده» میان جامعه و دولت معرفی میشوند. کارکرد اصلی این نهادها، ایجاد فضاهای امن برای بیان مطالبات، آموزش مهارتهای اجتماعی، نظارت اجتماعی و کاهش احساس بیقدرتی شهروندان است. در زمینه پرخاشگری، نقش این نهادها اساساً از مسیر «تقویت سرمایه اجتماعی» و «افزایش مشارکت اجتماعی» عمل میکند. همانطور که پاتنام در بحث سرمایه اجتماعی تأکید میکند، هر جا شبکههای مشارکتی فعالتر باشند، اعتماد بین افراد افزایش مییابد و رفتارهای ناهنجار و پرخاشگرانه کاهش پیدا میکند.
از منظر روانشناختی-اجتماعی، بسیاری از رفتارهای خشونتآمیز از احساس ناکامی جمعی، بیاعتمادی به ساختارها و ناتوانی در انتقال اعتراضات از مسیرهای قانونی ناشی میشود. نهادهای مدنی با ایجاد کارگاههای آموزش همزیستی، مدیریت تعارض، میانجیگری اجتماعی، اتاقهای گفتگو، مراکز داوری محلی و حتی شبکههای حمایت از قربانیان خشونت، عملاً یک «سیستم هشدار زودهنگام» ایجاد میکنند که قبل از تبدیل شدن نارضایتیها به نزاع خیابانی یا خشونت، امکان گفتوگو و حلوفصل وجود داشته باشد.
در تجربه بسیاری از کشورها، نهادهای واسط مانند شوراهای محلی، انجمنهای محلی، سازمانهایی که در حوزه کاهش خشونت فعالیت میکنند و گروههای داوطلبانه نقش مهمی در پیشگیری از خشونتهای لحظهای داشتهاند. کارکرد این نهادها تنها آموزشی نیست؛ بلکه با ایجاد شبکههای «اعتماد اجتماعی» باعث میشوند حتی در موقعیتهای تنشزا، کنشگران به جای انتخاب واکنشهای احساسی، ابتدا از کانالهای گفتوگویی و میانجیگرانه استفاده کنند.
جمعبندی
خشونتهای کوچک اما مکررِ روزمره، سطحیترین بخش از یک مسئلهی عمیقتر هستند: کاهش تحمل اجتماعی، فرسایش اعتماد، فشارهای اقتصادی و اختلال در نظم اخلاقی جمعی؛ افزایش نزاعها، رشد جرایم هیجانی، و تشکیل شمار زیادی از پروندههای کیفری مربوط به درگیریهای لحظهای، تنها نشانههایی از این بحراناند.
برای عبور از این وضعیت، نه یک نسخه فوری، بلکه یک برنامه اجتماعی، حقوقی و فرهنگی هماهنگ لازم است: بازسازی شبکههای اعتماد، پیشگیری کیفری به جای مجازاتمحوری، آموزش مهارتهای ارتباطی، و تقویت عدالت در سطح زندگی روزمره.
این مسیر شاید طولانی باشد، اما تنها راهی است که به کاهش پایدار خشم اجتماعی و افزایش سلامت روانی و امنیت عمومی منجر میشود.
منابع
Agnew, R. (1992). Foundation for a General Strain Theory of Crime and Delinquency. Criminology, 30(1), 47–87
Durkheim, É. (1893). The Division of Labor in Society. Free Press, 1997 edition
Durkheim, É. (1897). Suicide: A Study in Sociology. Routledge & Kegan Paul, 1951 edition
Habermas, J. (1984). The Theory of Communicative Action, Volume One: Reason and the Rationalization of Society. Beacon Press
Johnson, D. W., & Johnson, R. T. (2013). Joining Together: Group Theory and Group Skills. Pearson
Kearns, A., & Parkinson, M. (2001). The Significance of Neighbourhood. Urban Studies, 38(12), 2103–2110
OECD (2015). Skills for Social Progress: The Power of Social and Emotional Skills. OECD Publishing
Putnam, R. D. (2000). Bowling Alone: The Collapse and Revival of American Community. Simon & Schuster
Umbreit, M. S., Coates, R. B., & Kalanj, B. (2001). Victim-Offender Mediation: An Analysis of Programs in Four Countries. Criminal Justice Review, 26(1), 36–57
Kemp, R., & Swaan, W. (2015). Community Participation and Crime Prevention in Europe: Lessons from Practice. European Journal of Criminology, 12(5), 560–578
Nordic Council of Ministers (2014). Crime Prevention and Early Intervention in the Nordic Countries. Copenhagen: Nordic Council of Ministers
ایرنا. (۱۴۰۴). «خشونتهای خیابانی واقعیتی انکارناپذیر اما قابل کنترل». خبرگزاری ایرنا https://www.irna.ir/news/85922267