ویرگول
ورودثبت نام
دکتر شهریار خونساری
دکتر شهریار خونساریعکسها و نوشته های من، در بی حوصلگی هایم با شما زندگی کرده ام. مؤلف، پژوهشگر ، دکتری پژوهش هنر‌، کارشناس‌ارشد پژوهش هنر، ارتباطات برای توسعه و عکاسی.
دکتر شهریار خونساری
دکتر شهریار خونساری
خواندن ۵ دقیقه·۸ ماه پیش

عکاسی مشارکتی: بازپس‌گیری روایت

محدودیت‌های روایت‌های غالب در عکاسی(قسمت سوم)

تاثیر مخرب این روایت های تصویری به حوزه های اجتماعی و سیاسی گسترش می یابد. عدم نمایش دقیق بر درک عمومی و تصمیمات سیاسی تاثیر می گذارد. وقتی سیاست گذاران در درجه اول در معرض بازنمایی های یک بعدی جوامع حاشیه نشین قرار می گیرند، کم تر به پیچیدگی های زندگی خود و مسائل سیستمی که با آن مواجه هستند، پی می برند. این امر می تواند منجر به سیاست هایی شود که قادر به پاسخگویی به نیازهای واقعی این جوامع نباشد و نابرابری های موجود را تشدید کند. فقدان نمایش متنوع در رسانه های تصویری تاثیر محسوسی بر سیاست دارد و مانع پیشرفت عدالت اجتماعی و برابری می شود.

در نحوه رویکرد ما به داستان سرایی بصری نیاز به یک تغییر اساسی است. عکاسی خبری و عکاسی مستند باید فراتر از مستندسازی ساده رویدادها حرکت کنند تا به شکلی انتقادی با سوژه های تصاویر خود درگیر شوند. پروژه های عکاسی مشارکتی، جایی که جوامع به حاشیه رانده شده فعالانه در ایجاد تصاویر مشارکت می کنند، به آن ها قدرت می دهند تا داستان های خود را تعریف کنند، روایت های غالب را به چالش بکشند و حس مالکیت بر نمایش بصری خود را پرورش دهند .

علاوه بر این، توسعه سواد بصری بسیار مهم است. آموزش مردم برای تحلیل انتقادی تصاویر، زیر سوال بردن دیدگاه های ارایه شده، و شناسایی سوگیری های ضمنی در روایت های بصری بسیار مهم است. این امر نیازمند بررسی انتقادی سوگیری ها و فرضیات ما در مواجهه با روایت های بصری است.

 رسانه ها باید نمایش جوامع حاشیه نشین را در اولویت قرار دهند و فعالانه به دنبال کشف و نمایش آثار عکاسان مختلف باشند. این شامل ایجاد فضاها و پلتفرم هایی برای شنیدن و دیده شدن صداهای به حاشیه رانده شده، تضمین نمایش گسترده تر دیدگاه ها و تجربیات است. مشارکت ویراستاران، متصدیان، و ناشران در به چالش کشیدن روایت های غالب حیاتی است .

از بین رفتن جوامع به حاشیه رانده شده از طریق نمایش بصری, یک مشکل پیچیده و چند وجهی است. این امر نیازمند تلاش هماهنگ عکاسان، سازمان های رسانه ای، مربیان و سیاستگذاران برای ایجاد یک فرهنگ بصری عادلانه تر و فراگیرتر است.

در حال حاضر نیاز فوری پرورش فعال رویکردهای جایگزین برای داستان سرایی بصری است، رویکردهایی که فعالانه این روایت های غالب را به چالش بکشند و صداها و دیدگاه های کسانی را که از نظر تاریخی کنار گذاشته شده اند، متمرکز کنند. این امر به سمت یک مدل مشارکتی حرکت می کند که در آن جوامع به شرکت کنندگان فعال در شکل دهی بازنمایی های بصری خود تبدیل می شوند

این انتقال نیازمند بازنگری اساسی در نقش عکاس است. این بدان معنا نیست که عکاسان ملاحظات اخلاقی یا عینیت را به کلی کنار می گذارند؛ بلکه فراخوانی برای یک رویکرد شفاف تر و خودآگاهانه تر است، رویکردی که جایگاه خود عکاس را در ساختارهای اجتماعی که بر کار آن ها تاثیر می گذارد، تصدیق می کند. این خودآگاهی امکان درک دقیق تری از پویایی قدرت در بازی را فراهم می کند و تعامل اخلاقی تر و عادلانه تری را با سوژه های در حال عکاسی ممکن می سازد.

 

تغییر به سمت داستان سرایی بصری جایگزین نیز مستلزم دور شدن از مدل سنتی تولید و انتشار عکس است. در این مدل سنتی، عکاس به عنوان تنها نویسنده عمل می کند و روایت را از تصور تا نمایشگاه کنترل می کند. این ساختار قدرت متمرکز اغلب نابرابری های موجود را تقویت می کند و جوامع حاشیه نشین به جای عوامل فعال در ایجاد و کنترل داستان های خود، سوژه های منفعل باقی می مانند. در نتیجه، تصاویر تولید شده اغلب دیدگاه عکاس را منعکس می کنند تا تجربیات زنده خود جامعه.

 آن ها اهمیت نویسندگی مشترک را تایید می کنند و به جوامع این امکان را می دهد که روایت های خود را تعریف کنند و کلیشه های موجود را به چالش بکشند. این فرآیند مشارکتی ذاتا پویایی قدرت را تغییر می دهد و تضمین می کند که به حاشیه رانده شده است.

در عکاسی مشارکتی  عکاسان باید به عنوان تسهیل کننده عمل کنند، تخصص فنی و پشتیبانی ارائه دهند، در حالی که اعضای جامعه در شکل دهی روایت و زبان بصری به کار گرفته شده پیشرو هستند.

در این رویکرد به جای اینکه یک عکاس دیدگاه خود را به یک جامعه تحمیل کند، بر تصمیم گیری و هم کاری مشترک در کل فرآیند تاکید می کند و  شامل جلسات طوفان فکری مشترک، انتخاب تصویر مشارکتی، و مشارکت جامعه در مراحل ویرایش و پس از تولید است. عکس های حاصل به یک بیان جمعی از هویت، و تجربیات جامعه تبدیل می شوند و مستقیما روایت های غالب را که به طور تاریخی آن ها را به اشتباه نشان داده و به حاشیه رانده اند، به چالش می کشند.

این رویکرد همچنین به مبارزه با اثرات مخرب کلیشه های بصری کمک می کند. هنگامی که اعضای یک جامعه به طور فعال در خلق تصاویر دخیل هستند، فرصت به چالش کشیدن و مقابله با روایت های غالبی را دارند که کلیشه های مضر را تداوم می بخشند. آن ها با ارائه تصویری چند وجهی و متفاوت از زندگی و تجربیات خود، و درک عمومی دقیق تر و همدلانه تری را پرورش می دهند.

 پروژه های عکاسی مشارکتی می توانند به عنوان ابزاری قدرتمند برای تغییرات اجتماعی عمل کنند. تصاویر ایجاد شده از طریق هم کاری می تواند برای حمایت از تغییرات سیاسی، افزایش آگاهی در مورد مسائل اجتماعی، و بسیج اقدامات اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد. این پروژه ها با فراهم کردن یک بستر بصری برای صداهای جامعه می توانند به تحولات اجتماعی مثبت کمک کنند، گروه های حاشیه نشین را توانمند کنند تا برای حقوق خود مبارزه کنند و به عدالت اجتماعی بیشتری دست یابند. روایت های بصری تولید شده تنها از نظر زیبایی شناسی خوشایند نیستند؛ بلکه به ابزارهایی ملموس برای فعالیت اجتماعی و مشارکت سیاسی تبدیل می شوند.

گذار به چنین رویکردهای مشارکتی نیازمند سرمایه گذاری قابل توجه در زمان، منابع، و آموزش است. عکاسان باید مایل باشند تا کمی کنترل بر فرآیند خلاقیت را رها کنند و نقشی متواضعانه تر را بپذیرند.

این امر نیازمند تغییر در طرز فکر، به دور از پی گیری شناخت فردی و به سمت تلاش مشارکتی است که توانمندسازی جامعه را در اولویت قرار می دهد. این کار نیازمند صبر، احترام و تعهد به روابط طولانی مدت است که براساس اعتماد و درک متقابل بنا شده است .

عکاسیآموزش عکاسی
۱
۰
دکتر شهریار خونساری
دکتر شهریار خونساری
عکسها و نوشته های من، در بی حوصلگی هایم با شما زندگی کرده ام. مؤلف، پژوهشگر ، دکتری پژوهش هنر‌، کارشناس‌ارشد پژوهش هنر، ارتباطات برای توسعه و عکاسی.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید