
هزینهها و قیمتهای حملونقل یکی از عوامل مهم در رقابتپذیری زنجیره تأمین هستند. درک این هزینهها نیازمند تفکیک بین هزینه لجستیک و قیمتگذاری است. در حالی که هزینه لجستیک شامل تمام هزینههای داخلی و خارجی برای مدیریت و جابهجایی کالا است، قیمتگذاری نرخهایی است که ارائهدهندگان خدمات برای حمل و نقل و خدمات مرتبط از مشتری دریافت میکنند. بهعبارت دیگر، شرکتها ممکن است هزینههای داخلی مختلفی داشته باشند، اما قیمتگذاری روی بازاری که رقبا و عرضه و تقاضا در آن نقش دارند تعیین میشود. انتخاب مدل مناسب قیمتگذاری به عواملی مانند نوع کالا، حجم سفارش، مسیر، سطح خدمات مورد نیاز و ساختار هزینهای ارائهدهنده بستگی دارد و میتواند بر حاشیه سود و عملکرد کل زنجیره تأمین تأثیر بگذارد.
در ادامه، ابتدا عوامل اصلی مؤثر بر قیمتگذاری حملونقل معرفی میشود و سپس مهمترین مدلهای قیمتگذاری که در این صنعت به کار میروند بررسی میشوند.
قیمت خدمات حملونقل یک تابع چندبعدی است و تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد. مهمترین متغیرها عبارتاند از:
روش حملونقل و مسافت – تفاوت اساسی در ساختار هزینه بین حملونقل زمینی (جادهای)، ریلی، دریایی و هوایی وجود دارد. همچنین هرچه مسافت طولانیتر یا جغرافیای مسیر دورافتادهتر باشد، هزینهها بیشتر میشود
وزن و حجم – شرکتهای حملونقل هزینه را بر اساس وزن، فضای اشغالی یا وزن حجمی (DIM weight) محاسبه میکنند. بارهای سنگینتر یا بزرگتر به هزینه بالاتری منجر میشوند
قیمت سوخت – نوسان قیمت سوخت میتواند باعث اعمال «سورشارژ سوخت» شود که درصدی از کرایه پایه است.
شرایط بازار و فصل – رشد تقاضا یا کمبود ظرفیت در فصلهای اوج، قیمتها را افزایش میدهد.
سطح خدمات – بارهای سریعالسیر، دما کنترل شده یا خدمات اضافه مانند بیمه، بستهبندی، ترخیص گمرکی و انبارداری، نرخهای بالاتری دارند.
نوع قرارداد – قیمتها میتواند از طریق قراردادهای بلندمدت، نرخهای بازار لحظهای (Spot market) یا ترکیبی از هر دو تعیین شود.
علاوه بر این عوامل، هزینههای جانبی مانند خدمات دسترسی (Liftgate، تحویل مسکونی، انتظار بارگیری/تخلیه) و مالیات و عوارض بینالمللی نیز باید در نظر گرفته شوندrds3pl.com.
در این مدل، هزینه حملونقل بر اساس وزن کالا محاسبه میشود. هرچه وزن بار بیشتر باشد، قیمت حمل افزایش مییابد؛ این روش در حملونقل جادهای و هوایی متداول است.
برای بارهایی که وزن کمی دارند اما حجم زیادی اشغال میکنند (مثلاً اقلام سبک و جاگیر)، قیمت بر اساس فضای اشغالشده محاسبه میشود. این مدل برای جلوگیری از اشغال ظرفیت ناوگان توسط بارهای حجیم و کموزن کاربرد دارد.
نرخ ثابت یک قیمت مشخص برای ارسال تعیین میکند که به وزن یا حجم بستگی ندارد. این روش سادگی و پیشبینیپذیری را برای مشتری فراهم میکند و معمولاً برای حملونقل کالاهای استاندارد به کار میرود.
در حملونقل جادهای مسافتهای طولانی، هزینه بر اساس کیلومتر یا مایل طی شده محاسبه میشود. این نرخ معمولاً شامل هزینههای سوخت، دستمزد راننده و استهلاک وسیله نقلیه است.
برخی شرکتها از مدل منطقهای استفاده میکنند که علاوه بر وزن و مسافت، پیچیدگی مسیر را در نظر میگیرد. در این روش، مناطق جغرافیایی بر اساس سختی مسیر (صاف، کوهستانی، یخی و ...) تقسیمبندی میشوند و عبور از مسیرهای سخت هزینه بیشتری دارد. مدل منطقهای بهعنوان مدلی نوین معرفی شده و با نرخ ثابت و بدون هزینههای پنهان، پیشبینیپذیری بیشتری به مشتری میدهد. این روش جایگزین مدل «زیپ کد به زیپ کد» شده که منجر به زیان برخی شرکتها شده بود.
سادهترین استراتژی، قیمتگذاری هزینهمحور است. در این روش، هزینه واقعی خدمات محاسبه و درصدی سود (مارکاپ) به آن افزوده میشود. اجزای اصلی هزینه شامل دستمزد کارگران، هزینه انبارداری، هزینه حمل و نقل و هزینههای فناوری است و معمولاً مارکاپ بین ۱۰ تا ۲۰ درصد تعیین میشود. این مدل شفافیت بالایی دارد، اما برای محاسبه صحیح هزینهها باید نحوه تخصیص سربارها (Overhead) به دقت تعیین شود.
در کنار مدل هزینهمحور، شرکتها از استراتژیهای متنوعی برای تثبیت یا نفوذ در بازار استفاده میکنند. استراتژیهای نفوذ (penetration pricing)، قیمت رهبر زیانده (loss leader)، قیمتگذاری تهاجمی (predatory pricing) و قیمتگذاری هدفمند برخی از روشهای تخفیفی هستند که برای جذب مشتری یا افزایش سهم بازار در دورههای مختلف چرخه عمر محصول به کار میروند. در مقابل، استراتژیهای ممتاز مانند قیمتگذاری Skimming، ارزشمحور (value‑based) و جذب کامل هزینهها (total absorption) زمانی استفاده میشوند که ارائهدهنده خدمات ارزش افزوده یا تخصص بالایی ارائه میدهد.
گزارش Freightender نشان میدهد شرکتهایی که قیمتگذاری منعکسکننده ارزش خدمات دارند، حدود ۱۷ درصد حاشیه سود بیشتری نسبت به رقبا کسب میکنند و این موفقیت مستلزم تدوین راهبرد قیمتگذاری و محدود کردن تغییرات قیمتی توسط تیم فروش است.
در این روش، مشتری به ازای هر فعالیت انجامشده (مثلاً پردازش هر سفارش یا هر بار بستهبندی) هزینه میپردازد. این مدل برای کسبوکارهایی مناسب است که حجم سفارش متغیر دارند و میخواهند هزینه هر فعالیت را بهصورت دقیق مدیریت کنند.
این مدل هزینهای ثابت و پیشبینیپذیر در ماه تعیین میکند و برای شرکتهایی که جریان سفارش منظم و پایدار دارند مناسب است. در این روش، خدماتی مانند انبارداری، پردازش سفارش، بستهبندی و مدیریت حمل با یک هزینه ثابت در اختیار مشتری قرار میگیرد.
پرداخت بهازای مصرف انعطافپذیرترین مدل است. مشتری فقط برای خدماتی که استفاده میکند، مثل فضای انبار، پردازش سفارش یا مواد بستهبندی، هزینه میدهد. این مدل برای کسبوکارهای نوپا یا فصلی مناسب است، اما با افزایش حجم ممکن است هزینههای واحد بالا باشد.
در مدل درصدی از درآمد، هزینه خدمات لجستیک بهصورت درصدی از فروش ماهانه محاسبه میشود. این مدل برای برندهای تجارت الکترونیکِ در حال رشد جذاب است، زیرا هزینهها با درآمد افزایش یا کاهش مییابند.
مدل ترکیبی ترکیبی از چند ساختار پرداخت مانند هزینه ثابت و هزینه به ازای تراکنش است تا متناسب با پیچیدگی کسبوکار طراحی شود. ترکیب نرخها میتواند حسابرسی و کنترل هزینه را دشوار کند و نیازمند گزارشگیری شفاف است.
در مدل اشتراکی، مشتری یک هزینه ماهانه ثابت برای تعداد مشخصی سفارش یا خدمات میپردازد. این مدل ساده و قابل بودجهبندی است، اما در دورههای کمکار ممکن است ظرفیت بلااستفاده و در دورههای اوج هزینه اضافی ایجاد کند.
در این مدل، پرداخت مشتری به عملکرد و شاخصهای توافقشده وابسته است. شاخصهایی مانند دقت سفارش (Order accuracy)، تحویل در روز مقرر و نرخ شکایت مشتری بهعنوان معیارهای کلیدی تعیین میشوند. برای موفقیت این مدل، طرفین باید شاخصها را بهطور دقیق تعریف کرده و سیستمهای ردیابی قابل اعتماد داشته باشند.
مدل پروژهای برای پروژههای خاص یا کوتاهمدت مانند راهاندازی یا جابجایی انبار، سازماندهی موجودی، یا فعالیتهای کُتینگ (Kitting) استفاده میشود. در این روش هزینه کل پروژه از پیش تعیین میشود و تمام فعالیتها را تا اتمام پروژه پوشش میدهد.
پیشرفت فناوری و دادهکاوی باعث ظهور قیمتگذاری پویا (Dynamic Pricing) در لجستیک شده است. در این مدل، نرخ حملونقل در لحظه و با توجه به متغیرهایی همچون تقاضا، هزینه سوخت، ظرفیت ناوگان، مسافت و حتی شرایط جوی تغییر میکند. این سیستم با استفاده از الگوریتمهای پیشرفته و تحلیل دادههای آنی، قیمت بهینه هر محموله را محاسبه میکند. مزایای اصلی قیمتگذاری پویا عبارتاند از:
انعطاف و تطبیقپذیری بالا – امکان تنظیم سریع نرخها در برابر تغییرات بازار و تقاضاfulfyld.com.
تصمیمگیری دادهمحور – استفاده از دادههای لحظهای برای ایجاد قیمت دقیق و منعکسکننده شرایط واقعی بازار.
افزایش کارایی هزینه و سودآوری – تنظیم نرخها بر اساس عوامل واقعی باعث میشود شرکتهای حملونقل از سود خود مطمئن شده و در عین حال رضایت مشتری را حفظ کنند.
امکان طراحی ساختارهای قیمتی خلاقانه – شرکتها میتوانند بستههای قیمتی متنوع و خدمات ارزش افزوده ارائه دهند که نیازهای مشتریان مختلف را برآورده کند.
البته پیادهسازی این مدل بدون چالش نیست. ریسک اشتباه در تعیین قیمت و نیاز به دادههای دقیق و سیستمهای نرمافزاری پیچیده از چالشهای اصلی هستند. با وجود این چالشها، دیجیتالیشدن و سرمایهگذاری در زیرساختهای داده امکان توسعه روشهای پیچیدهتری را برای قیمتگذاری فراهم کرده است.
قیمتگذاری در لجستیک و حملونقل از یک فرمول ساده فراتر رفته و به مجموعهای از مدلها و استراتژیهای متنوع تبدیل شده است. انتخاب مدل مناسب باید بر اساس ویژگیهای کسبوکار، حجم سفارش، نوع کالا، نوسانات تقاضا و اهداف مالی انجام شود. مدلهای سنتی مانند قیمتگذاری بر اساس وزن، حجم، مسافت و نرخ ثابت همچنان در بسیاری از مسیرها کاربرد دارند. با این حال، مدلهای هزینهمحور و بازارمحور و همچنین ساختارهای پرداخت متنوع (تراکنشمحور، اشتراکی، بر پایه درآمد، ترکیبی و نتیجهمحور) به شرکتها اجازه میدهند هزینههای خود را بهتر کنترل و به نیازهای مشتریان پاسخ دهند.
ظهور قیمتگذاری پویا و پیشرفت سیستمهای مدیریت حملونقل نشان میدهد آینده قیمتگذاری به سمت تحلیل دادههای لحظهای و الگوریتمهای هوشمند حرکت میکند. اما استفاده از این مدلها نیازمند دسترسی به دادههای قابل اعتماد و ایجاد فرهنگ تصمیمگیری مبتنی بر تحلیل است. در نهایت، کسبوکارهای موفق آنهایی هستند که میتوانند استراتژی قیمتگذاری انعطافپذیر، شفاف و منعکسکننده ارزش خدمات خود داشته باشند.