
اولین چیزی که با قطع اینترنت میمیرد، کار نیست، امید است نه به این خاطر که نمیشود کار کرد؛ به این خاطر که حس میکنی دیگر «دیده نمیشوی» انگار از نقشه جهان حذف شدهای، حتی اگر هنوز نفس میکشی. قطع اینترنت شبیه خاموش شدن چراغ نیست، بیشتر شبیه این است که میفهمی هیچوقت کلید چراغ دست خودت نبوده.
ما عادت کردهایم همهچیز را به یک نخ ببندیم از جنس کار، پول، ارتباط، معنا، آینده. و بعد تعجب میکنیم که چرا با پاره شدن همان نخ، همهچیز فرو میریزد.
اینترنت که میرود، فقط اتصال قطع نمیشود؛ بلکه داستانی که درباره «در مسیر بودن» برای خودمان تعریف کرده بودیم هم فرو میریزد.
بدترین بخشش سکوت است نه سکوت آرام؛ سکوتی که پر از سؤال است:
الان اگر دیده نشوم چه؟
اگر جا بمانم چه؟
اگر دنیا جلو برود و من همینجا بمانم چه؟
هیچکدام از اینها فنی نیست، همهشان انسانیاند.
ما یاد نگرفتهایم در جهان نیمهخاموش زندگی کنیم، یا همهچیز هست، یا هیچچیز نیست یا وصلایم، یا حذف شدهایم در حالی که واقعیت، بین این دو است زندگی ادامه دارد، فقط کندتر، سنگینتر، و تنهاتر.
قطع ارتباط یک چیز را بیرحمانه روشن میکند: چقدر از هویتمان را برونسپاری کردهایم.
به پلتفرمها
به پیامها
به دیده شدن
وقتی آنها میروند، میمانیم و خودمان؛
و خیلی وقتها میبینیم که بلد نیستیم با خودمان چه کار کنیم؟
زنده ماندن در این وضعیت، قهرمانبازی نیست
نه به معنای قوی شدن است، نه مثبتاندیشی
زنده ماندن یعنی یاد بگیری:
بدون تماشاچی هم ادامه بدهی.
بدون لایک هم نفس بکشی.
بدون تأیید هم کارت را زمین نگذاری.
شاید مهمترین چیزی که قطع اینترنت از ما میگیرد، «ریتم» است.
آن حس که در جریان چیزی هستی
وقتی ریتم میریزد، آدم فکر میکند گم شده
اما گم شدن همیشه به معنی پایان نیست
گاهی یعنی باید مسیر را از نو، آهستهتر، با ابزار کمتر، دوباره بسازی
این نوشته راهحل نیست، فقط یک یادآوری است:
اگر این روزها حس میکنی عقب افتادهای، حذف شدهای، یا نامرئی شدهای— مشکل از تو نیست.
ما داریم یاد میگیریم در شرایط و خیلی وقتها میبینیم که بلد نیستیم با خودمان چه کار کنیم
زنده ماندن در این وضعیت، قهرمانبازی نیست، به معنای قوی شدن است، نه مثبتاندیشی
زنده ماندن یعنی یاد بگیری: بدون تماشاچی هم ادامه بدهی، بدون لایک هم نفس بکشی
بدون تأیید هم کارت را زمین نگذاری
شاید مهمترین چیزی که قطع اینترنت از ما میگیرد، «ریتم» است.
آن حس که در جریان چیزی هستی.
وقتی ریتم میریزد، آدم فکر میکند گم شده.
اما گم شدن همیشه به معنی پایان نیست.
گاهی یعنی باید مسیر را از نو، آهستهتر، با ابزار کمتر، دوباره بسازی.
این نوشته راه حل نیست، بلکه یک یادآوری است:
اگر این روزها حس میکنی عقب افتادهای، حذف شدهای، یا نامرئی شدهای— مشکل از تو نیست. ما داریم یاد میگیریم در شرایطی زندگی کنیم که برای «زندگی عادی» طراحی نشده و همین، خودش یک نوع زنده ماندن است.