ویرگول
ورودثبت نام
حسین خضوعی
حسین خضوعیبر سر آنم که گر زدست برآید دست به کاری زنم که غصه سراید
حسین خضوعی
حسین خضوعی
خواندن ۱ دقیقه·۵ سال پیش

عجله

این روزها...

کسی حوصله‌ی کاشتن «بذر» ندارد،

کشاورز سرِ کِشته‌ی خویش می‌ایستد و فقط چند ساعت به او مهلت می‌دهد تا ریشه کند،جوانه بزند، ببالد، بشکفد و هفتصد دانه بدهد.

این روزها کسی حوصله‌ی کاشتن بذر ندارد چون؛

فردا شاید خورشید نتابد، زمین غذا ندهد و آب رفع تشنگی نکند.

فردا شاید ترامپ خوابی دیگر ببیند، تقی طرحی دیگر دراندازد و نقی حرفی دیگر بزند.

این روزها کسی حوصله‌ی کاشتن بذر ندارد چون ؛

فردا .... خیلی «دور» است

فردا .... خیلی «دیر» است... خیلی


عجلهشتابکاشتحوصله
۱
۰
حسین خضوعی
حسین خضوعی
بر سر آنم که گر زدست برآید دست به کاری زنم که غصه سراید
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید