ویرگول
ورودثبت نام
حسین خضوعی
حسین خضوعیبر سر آنم که گر زدست برآید دست به کاری زنم که غصه سراید
حسین خضوعی
حسین خضوعی
خواندن ۱ دقیقه·۶ سال پیش

قلم شکسته

قلمش را برداشت

تا از درآمد شغلش بنویسد که

...نسبت به «کاری که می­کند»، می ­صرفد

...ولی نسبت به «عمری که می­گذارد»، نمی ­ارزد...

یاد مشاغلی افتاد که

درآمدشان فقط جلو «شرم بیکاری» را می­گیرد

و یافت هم نمی­شوند.

... قلمش را گذاشت.

بیکاریخلق ارزشعمرسود و زیاندرآمد
۵
۰
حسین خضوعی
حسین خضوعی
بر سر آنم که گر زدست برآید دست به کاری زنم که غصه سراید
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید