
تهران امروز دیگر تنها یک کلانشهر پرجمعیت نیست؛ بلکه به نمادی از انباشت مشکلاتی تبدیل شده که بخش قابل توجهی از آنها محصول سالها تصمیمگیری کوتاهمدت، مقطعی و فاقد چشمانداز بلندمدت است. شهری که قرار بود موتور توسعه کشور باشد، اکنون با ترافیک فلجکننده، آلودگی مزمن هوا، کمبود منابع آب، فرسودگی زیرساختها و کاهش مستمر کیفیت زندگی شهروندان دستوپنجه نرم میکند. پرسش اساسی اینجاست که چرا با وجود دههها هشدار کارشناسان، بسیاری از این مشکلات نهتنها حل نشدهاند، بلکه هر سال ابعاد گستردهتری پیدا میکنند؟
واقعیت آن است که مدیریت تهران در سالهای گذشته بیش از آنکه بر مبنای برنامهریزی پایدار و آیندهنگر باشد، تحت تأثیر ضرورتهای کوتاهمدت و تصمیمهای واکنشی قرار داشته است. بسیاری از طرحها با هدف حل فوری یک مشکل اجرا شدهاند، بدون آنکه پیامدهای بلندمدت آنها مورد توجه قرار گیرد. نتیجه چنین رویکردی، انتقال بحران از یک نقطه به نقطه دیگر و انباشته شدن هزینههایی بوده است که امروز شهروندان تهرانی ناچار به پرداخت آن هستند.
ترافیک تهران نمونهای روشن از این چرخه معیوب است. سالهاست که راهکارهای مختلفی برای کاهش ازدحام خودروها اجرا میشود، اما هنوز بخش بزرگی از زندگی روزمره شهروندان در خیابانها و بزرگراهها هدر میرود. توسعه بزرگراهها و معابر جدید اگرچه در کوتاهمدت بخشی از گرههای ترافیکی را باز کرده، اما در بلندمدت به افزایش وابستگی به خودروهای شخصی انجامیده است. در بسیاری از موارد، به جای آنکه سیاستگذاریها بر تقویت حملونقل عمومی متمرکز شود، اولویت به راهکارهایی داده شده که تنها صورت مسئله را تغییر دادهاند.
در حوزه آلودگی هوا نیز شرایط تفاوت چندانی ندارد. هر سال با آغاز فصل سرد، هشدارها تکرار میشوند، مدارس تعطیل میشوند و محدودیتهایی اعمال میشود، اما با پایان فصل، مسئله دوباره به حاشیه میرود. این در حالی است که آلودگی هوا نه یک حادثه پیشبینینشده، بلکه نتیجه سالها غفلت از اصلاح ساختار حملونقل، کنترل منابع آلاینده و مدیریت صحیح توسعه شهری است. تا زمانی که سیاستها بر درمان موقت علائم متمرکز باشند، نمیتوان انتظار بهبود پایدار داشت.
از سوی دیگر، بحرانهای زیستمحیطی تهران هر روز جدیتر میشوند. برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی، کاهش ظرفیتهای طبیعی، فرونشست زمین و گسترش ساختوسازهای بیضابطه، هشدارهایی هستند که سالهاست توسط متخصصان مطرح میشوند. با این حال، در بسیاری از موارد، منافع کوتاهمدت اقتصادی بر ملاحظات بلندمدت زیستمحیطی غلبه کرده است. نتیجه این روند، شهری است که به تدریج بخشی از توان طبیعی خود برای ادامه حیات را از دست میدهد.
مشکل دیگر، نبود نگاه یکپارچه به توسعه تهران است. پایتخت همچنان بخش قابل توجهی از فرصتهای اقتصادی، اداری و خدماتی کشور را در خود متمرکز کرده و همین مسئله موجب تداوم مهاجرت و افزایش فشار بر زیرساختهای شهری شده است. در حالی که کارشناسان سالها بر ضرورت توزیع متوازن امکانات و کاهش تمرکزگرایی تأکید کردهاند، اقدامات عملی در این زمینه متناسب با ابعاد مسئله نبوده است.
آنچه امروز تهران را تهدید میکند، تنها ترافیک، آلودگی یا کمبود منابع نیست؛ بلکه تداوم همان شیوه مدیریتی است که آینده شهر را قربانی ملاحظات کوتاهمدت میکند. شهروندان حق دارند بدانند چرا بسیاری از تصمیمات مهم شهری فاقد افق بلندمدت هستند و چرا ارزیابی دقیقی از نتایج سیاستهای گذشته در دسترس افکار عمومی قرار نمیگیرد. بدون شفافیت، پاسخگویی و اتکا به دانش کارشناسی، نمیتوان انتظار داشت که مسیر کنونی تغییر کند.
برای خروج از این وضعیت، ضروری است «سند الزامآور توسعه پایدار تهران» با افق حداقل بیستساله تدوین و اجرای آن برای همه نهادهای تصمیمگیر شهری و دولتی الزامی شود. این سند باید فراتر از تغییر مدیران و دورههای سیاسی عمل کند و هرگونه طرح عمرانی، شهرسازی یا توسعهای را به ارزیابی اثرات بلندمدت زیستمحیطی، اقتصادی و اجتماعی مشروط سازد. تهران بیش از هر چیز به ثبات در سیاستگذاری نیاز دارد؛ زیرا مشکلاتی که در طول دههها شکل گرفتهاند، با تصمیمهای مقطعی و نمایشی حل نخواهند شد. آینده پایتخت زمانی تغییر خواهد کرد که نگاه کوتاهمدت جای خود را به مسئولیتپذیری بلندمدت بدهد.
حسین کیانی نیا