امروز بر روی یکی از نیمکت های پارک نشسته ام. به آواز پرندگان کوچک و بزرگ گوش می دهم. بعضی هایشان تازه پا به دنیا گذاشته اند. و برخی دیگر به چند سال تا حقیقت تلخی که پیش می آید در صندوق ذخیره ی عمر خود دارند. در کنار ام خانم هایی نشسته اند و به بحث کردن مشغول اند. شاید همین گفت و گو باعث به وجود آمدن این جملات شد. جملات و کلمات قدرت دارند. اما تاثیر گوناگونی در افراد دارند. اما می خواهم پرسشی را مطرح کنم. به نظر شما چطور می شود قدرت کلمات و جملات را ذخیره کرد؟ برای آنکه کارتان را آسان تر کنم سوال دیگری را مطرح می کنم. آیا می توان با صحبت کردن قدرت کلمات و جملات را ذخیره کرد؟
شاید تا کنون به این فکر افتاده باشید: آیا این بحث ها در مورد دیگران تاثیری در زندگی مان داشته است؟ نهایت این گفت و گو ها باعث چه چیزی شده است؟ این بحث ها آیا تاثیری در آینده شما داشته است؟ تنها تاثیر اش این است که خودتان را خسته می کنید. شاید بعد از این بحث ها خودتان را با دیگران مقایسه کنید. و بگوئید من چقدر خرد و ناچیز و پست هستم. شاید هم حسادت کنید. به نظر بنده حسادت یک رقابت نیست. اصلا شما تمام عمرتان حسادت کردید و افسوس دیگران را خوردید. فقط لذت از زندگی را برای خودتان تلخ تر کرده اید. می خواهم بگویم اگر بخواهی کسی را ۳۰٪ برنجانی یا قضاوت کنی ، خودت رو ۷۰٪ برنجانی.
منظور من از نوشتن مقاله این است. اگر زمان هایی که برای بحث کردن به چیز هایی که نمی توانید تغییر بدهید را به خواندن کتاب اختصاص بدهید. مطالعه ی کتاب چند مزیت دارد:
اگر پول کمی را برای مطالعه ی کتاب های مختلف دارید. بهتر است صفحات کتاب را جیره بندی کنید. برای مثال هرشب قبل از خواب چند دقیقه را به خواندن کتاب اختصاص بدهید.
از کتاب هایی که کوتاه هستند استفاده کنید. ببخشید که زمان ارزشمندتان را از شما دریغ کردم. فراموش نکنید زمان قبل از اینکه از مان گرفته بشه، می بخشه.