ماجرای کتاب ترجمه کردن من!

یکی پرسید واقعا کتاب ترجمه کردی؟

گفتم متاسفانه از بیکاری آره! 😂😂😂

گفت چیا؟

گفتم یه چند تایی هست!

با لحن شاکی گفت خب توضیح بده چه وضعیه تک کلمه جواب میدی؟ بیست سوالی مگه؟

گفتم چشم، تو بپرس تشریحی با رسم شکل برات میگم!

گفت خب ناز نکن، چیا ترجمه کردی تا الان؟

گفتم خب اولش که هوس نوشتن کتاب داشتم. چندتایی هم نوشتم تموم کردم و دوباره از اول نوشتمشون دوباره از اول و دوباره و دوباره ولی هیچکدوم به دل خودم نبود. واسه همین هم منتشرشونم نکردم هرچند اگرم به دلم بود پول نداشتم چاپشون کنم. الانشم ندارم. یکی دوتا هم هستن تمومشون نکردم و نصفه گذاشتم.

بعد دیدم کتاب نوشتن کار سختیه، البته کتاب خوب نوشتن کار سختیه وگرنه کتاب ساختن یه روز بیشتر وقت نمیگیره! یه چند سال گذاشتمش کنار این برنامه کتاب نوشتنو، تا اینکه دوره دانشجویی خیلی اتفاقی یه کتاب کوچولو در مورد درختان نخل تو دفتر یکی از استادام دیدم، گفتم ترجمه اش هم تمرینه، هم خوشم میاد از نخل، هم حجمش کمه، هم کتابی در مورد درختان نخل تو ایران تالیف یا ترجمه نشده خب این بشه اولیش (منظورم نخل خرما نیست)!

خلاصه دم استاد گرم بهم امانتش داد و اونو ترجمه کردم و یه ده سال همینطور موند چون تمامش رنگیه هزینه چاپش زیاد میشد. بماند که واسه صفحه آراییش فقط دو ماه وقت گذاشتم نرم افزار "این دیزاین " یاد گرفتم 😂😂 البته الان که دوباره نگاش میکنم نه از ترجمه خودم که اون موقع تازه لیسانس گرفته بودم راضی هستم نه چیزی از این‌دیزاین یادم مونده!

هوس همیشگی ترجمه هم یه ده سال کنار گذاشته بودم تا پارسال (سال 1400) که یکی از رفیقام خیلی اتفاقی بعد از سالها بهم پیام داد تا کتابی که ترجمه کرده را صفحه آرایی و جلد براش طراحی کنم. اول فکر کردم شوخی میکنه بعد دیدم نه آقا دکترا گرفته و جدی جدی کتاب تخصصیص دارایی که سال 2020 چاپ شده ترجمه کرده و تو سرشه که بازم ادامه بده.

بعد از یه مدت گپ و گفت فهمیدم چهارتا کتاب دیگه تو لیست گذاشته برای ترجمه، از بین این کتابا دنبال فایل یکیش میگشت که از سوراخ سنبه ها اینترنت براش پیدا کردم. از بین کتابایی که قصد ترجمه داشت یکیش چشممو گرفت، یکمشو نگاه کردم متنش نسبتا ساده بود و موضوعشم جذاب، لامصب تیترشم جالب بود!

بقیه کتابا تخصصی رشته خودش بود من چیزی سر درنمیاوردم. رشته مدیریت مالیه، خلاصه با اینکه اون کتاب هم به حوزه مالی مربوط بود ولی داستان وار و تاریخنگاری بود. خودشم یه جورایی فهمیده بود داره با یه دست دو تا هندونه بلند میکنه بهم پیشنهاد داد کمکش کنم تو ترجمه!

منم خب کافیه یکی بهم بهانه واسه یه کاری بده، گفتم باشه ولی فقط صد صفحه اخرش بامن، کتابه کلا ششصد و خورده ای بود. در نهایت شروع کردم و حدود ده روزه تموم شد و عملا هم خودم کیف کردم از خودم که ترجمه هم مهارت خوبی دارم خودم خبر نداشتم و هم متن کتاب جالب بود خوشم اومد بهش گفتم یه صد تا دیگه اش بامن!

در نهایت در کمتر از یک ماه من نزدیک نصف کتابو تموم کردم و منتظر اون تا سهم خودشو انجام بده و این انتظار نزدیک هشت ماه طول کشید 😂😂😂😂 بماند تو این مدت چقدر تیکه بهش انداختم. بنده خدا خیلی سرش شلوغ بود و بعد هم فهمیدم همزمان داره یه کتاب دیگه رو هم انجام میده! البته سر همین شلوغ بازیش هم باز کلی مورد نوازشش قرار دادم. 😁

تقریبا تیرماه بود که متن ترجمه صفحه آرایی و طراحی جلد کردم و فرستادیم انتشارات جنگل برای چاپ، البته به خرج اون وگرنه جیب من که از بیابون ربع الخالی هم خالی تره! یه دو هفته ای کارای اولیه انجام شد تا رفت ارشاد، هنوز یه هفته نشده بود که از ارشاد اصلاحیه اومد که کلمات رقص و شراب و یه خط در مورد وضعیت افتضاح فقر و فحشا در شهر برلین آلمان باید حذف بشه!

اولش یکم شاکی شدم بعد شروع کردم به بازی با کلمات تا مشکل حل بشه، دو سه بار رفت ارشاد و برگشت تا سرانجام ارشادیا به راه راست هدایت شدن و دیگه گیر ندادن ، البته پیش خودمون باشه چون هوس کردم یکم سر به سرشون بزارم یه کلمه سنگین خاص تو متن اصلاحیه گنجوندم که خوشبختانه یا متاسفانه ارشادیا معنیشون درست بلد نبودن و گیر ندادن بهش، یه جورایی یه انتفام ریز ازشون گرفتم 😂😂😂

و در هر صورت مجوز ارشاد گرفت و رفت تو صف چاپخونه و امیدوارم تا دو هفته دیگه منتشر بشه و ازش یه مطلب بزارم در همین ویرگول با این تیتر: لیدیز اند جنتلمن این شما و این کتاب اربابان فایننس! برنده جایزه پولیتزر 2010 و کتاب سال فایننشال تایمز 2009 و کتاب منتخب نیویورک تایمز و سایت آمازون!

همون طور که گفتم تا رفیقم سهم ترجمه اشو انجام بده منم که تازه به این تواناییم پی برده بودم هوس کردم یه کتاب تخصصی کشاورزی که از زمان دانشجویی میخواستم بخونمش و متاسفانه نه زبان درست و حسابی بلد بودم و نه حوصله اشو داشتم، ترجمه کنم.

البته خبردار شدم ویرایش دومش هم اومده واسه همین بیشتر مصمم شدم و از اون مهمتر اینکه با کمال تاسف هیچ کتاب به روز و تخصصی در این رابطه در کشور وجود نداره و تازه 4 5 ساله یکی دوتا کتاب نصف و نیمه ناقص قدیمی منتشر شده! علم هم که قدیمی باشه عموما ارزش انچنانی نداره، یعنی مثل رمان و داستان نیست که قدیمش هم کهنه نمیشه!

با این توضیحات ترجمه اشو شروع کردم. یه کتاب با دو ویرایش که همون اول فهمیدم متن دو ویرایش بسیار باهم فرق داره و مطالب تنوع زیادی داره از اینرو منم که بیکار و سرم دردمیکنه برای دردسر درست کردنای این مدلی برای خودم، زد به سرم همزمان هر دو تا ویرایشو ترجمه کنم! خلاصه ویرایش دوم شد متن اصلی ترجمه و هر فصل ویرایش اول هم چک میکردم و هر قسمتی که ارزش اضافه کردن به کتابو داشت به عنوان یک تیتر مشخص در انتهای فصل مربوطه اش اضافه میکردم!

و به همین سبک حدود هفت ماه وقت گذاشتم تا اردیبهشت 1401 سرانجام به هر سختی بود تموم شد، یه ماه هم بازخوانی و ویرایش طول کشید! کارای صفحه آرایی و طراحی جلد هم انجام داد و جاتون خالی کتاب شد 1270 صفحه خالص و الان میتونم با اطمینان ادعا کنم تخصصی ترین و جدیدترین کتاب تغذیه گیاهان در ایرانه و اسمشم تیتر زدم تغذیه گیاهان پیشرفته!

بماند که آخرای کار یه کتاب دیگه پیدا کردم که هنوز منتشر نشده! ولی قشنگ خوراکه که به عنوان جلد مقدماتی تغذیه گیاهان منتشر بشه و از همین حالا دردسر ترجمه اون هم به تنم خریدم و امیددارم ترجمه اش کنم. 😂

با اتمام کار ترجمه بدبختی اصلی شروع شد، یعنی یافتن انتشارات برا چاپ کتاب به اون بزرگی با قیمت انسان پسند 😁😂😂😑😑 آخرش بعد پیام و پسقام با نزدیک سی چل تا انتشارات مشهور و گمنام، سرانجام آخرش هفته گذشته با موفقیت تونستم با هزینه خودم (یعنی کمک همون رفیقم) با یه انتشارات توافق کنیم که کتابو چاپ کنه!

از تیراژ بگم فقط 20 جلد 😑🤦‍♂️🤣 لامصب همین هم خیلی میلیون شد (دلم میسوزه که کتاب فوق العاده ایه و به راحتی میتونه یه تحول اساسی در کشاورزی کشور ایجاد کنه ولی از شانس بدش گیر من یه لا قبا افتاده 😂😂😂😂😂). یه فراخوان هم زدم برای شرکتا تا اسپانسر مالی بشن من تو کتاب معرفیشون کنم هیچکس دوس نداشت. 🤣🤣 حالا بعد از چاپ معلومه میشه چی از دست دادن! 😜😈

تو گیر و دار پیدا کردن انتشارات بودیم که کار ترجمه یه کتاب دیگه هم شروع کردم و یه چند فصلیشو تموم کردم ولی واقعا حس و حال ترجمه نیست این یه ماه داره خاک میخوره، اسم این کتاب تا تمومش نکنم محرمانه اس وقتی تموم شد بهتون میگم!

همینقدر بدونید که امسال دقیقا صدمین سالگرد انتشار این کتابه! یعنی دارم یه کتاب صد ساله ترجمه میکنم. اما خدایی انگار برای ما ایرانیا در سال 2022 نوشته شده! نویسنده اش هم همتون میشناسید! اونقدر مشهوره که اصلا نیاز به معرفی نداره. پیر و جوون و بچه ها هم میشناسنش! از اون آدمایی که خودم خوشم میاد ازش و از وقتی کار ترجمه کتابشو شروع کردم و دیدم چه حرفای جذابی تو چنته داره بیشتر هم ازش خوشم اومده!

خوشبختانه کتاب کوچیکیه امیدوارم زودتر تمومش کنم اگه حس ترجمه بیاد، چون متنش یکم سنگینه دقت ویژه میخواد، روزی یکی و دو صفحه بیشتر ترجمه نمیکنم! به زبان آمریکای صد سال پیش نوشته شده، بعضی وقتا پیدا کردن معنا و مفهوم یه جمله دو ساعت وقت میگیره. سر همین یه فیلم مستند در مورد نویسنده کتاب دیدم تا بهتر باهاش اشنا بشم و یه سریال 5 فصله به اسم Boardwalk Empire شروع کردم تا با شرایط اون دوره و محاورات مردم آن زمان بهتر کنار بیام برای ترجمه! 😁😂😶

یک کتابه که به درد همه شرکتا، استارتاپا، کارمندا، کارگرا، مهندسا، مدیرا، رئیسا، طراحا و کارآفرینا و ادمای خلاقا میخوره. یه کتاب ناب که طبق معمول کمتر شناخته شده و زیاد در موردش حرف نمیزنن یعنی من ندیدم تا حالا اصلا در موردش حرف بزنن. نه تو اینترنت و نه در جامعه و از اون جالبتر اینکه دیدم دو ترجمه دیگه هم ازش هست!

خب بسه یا بازم بگم؟ 🤣😂😂

خودم، اینبار اغفالتون نمیکنم 😈🤣😜😂😁
خودم، اینبار اغفالتون نمیکنم 😈🤣😜😂😁


اینم بخون اگه دوست داری: چرا کتابای خوب ناشناختن؟


به روزرسانی:

کتاب اربابان فایننس رسید دستم الان موجوده میشه از این لینک سفارش داد.

به علاوه در مطلب داستان‌های هزار و یکشب اقتصاد خیلی بهتر معرفیش کردم کتابو، حتما بخونیدش !