به نام خدا
سلام

چرا این مسئله را می گذاری در کنار مسئله امنیت موتورهای جستجو نه موتورهای جستجو امنیت سایبری مگر فرق می کند آره فرق می کند امنیت موتورهای جستجو یک چیزی است موتورهای جستجو امنیت سایبری یک چیزی دیگری است حالا چرا می گذاری در کنار این مسئله یک مسئله ای است می گویند چطوری نتوانست که ما ان کارها را نکنیم و کارهای دیگری بکنیم بتونیم چطوری از چیزهای غلط به چیزهای درستی برسیم منطق بولی و ریاضیات یعنی چه یعنی نرسیدن به نتیجه موتورهای جستجو یا موتورهای جستجوی منحل شده به این معنی است که غلط است در دستگاه و سیستم های منطقی آره غلط در سیستم های انسانی نه یعنی چه مگر انسان منطقی نیست چرا ولی می تواند نباشد غیر منطقی باشد یعنی چه دروغ مصلحتی که باعث ساخت زندگی یک انسان باشد بهتر است از راستی که باعث اش زندگی خراب شود خوب مگر خراب کردن هم یک نوع ارتباط انسانی نیست یا باعث نشود زندگی درست شود این از این مسئله کدوم مسئله دقیقا به نظرت با این چند مسئله چند تا علم و دانش و در را دورزدیم وبهش اشاره کردیم چند تا ضرب المثل و اصطلاح که نشد دانش و علم پس نرسیدن های دیگران می شود تجربه رسیدن های یا زودتر رسیدن به تو به نتیجه دقیقا آره یک همچنین چیزی یا مسئله ای .چطوری این رسیده است من هم برسم نمی شود نتیجه چرا می شود نتیجه ولی این به مسئله ربطی ندارد یک چیزی یا موتورجستجویی منحل شده است یعنی نرسیده است به نتیجه پس چرا نرسیده است به نتیجه تشکیل یک ساختار ارتباطی منطقی علت و معلولی می دهد که علت را برای معلول پیدا کنیم می شود کمی ساده تر توضیح بدهی یا تشریح کنی گفتم دیگه از این ساده تر یک نفر یا جمعی یا شرکتی یا کشوری یا هرارگانی و ارگان ها که این عرضه ها را ندارند بیشتر شرکت های خصوصی باعث ساخت کشور می شوند من نمی دانم چرا تو خودت را با این حرف ها خراب می کنی درحالی که نه سودشان به ضرر تو است ونه ضررشان به سود تو خوب دیگه گهگاهی باید اگر خدا بخواهد نه من می توانم انسان باید از مسئله ذات و بنیه اش هم استفاده کنم که این مسئله مربوط می شود به مسئله ذات انسان یعنی ربطی موتورهای جستجو منحل شده دارد یعنی اگر کسی ذات اش یک حالت خاصی باشد موتورجستجویی که سال ها و ساعت ها زحمت اش را کشیده است کسی می آید برای اش بگذارد روی اینترنت و انترنت وفضای مجازی و رسانه و وب چرا رسانه خوب اگر نتوانست موتورجستجویی که ساخته است را به حالت اجرایی دربیاورد و نتوانست آن را به نتیجه برساند زیرساخت موتورجستجویی اش را نداشت هزینه های ساخت شرکت اش را نداشت علت های مختلف به نتیجه رساندن افرادی نداشت به اندازه موتورجستجوی گوگل که جستجوی های مردم را بررسی کنند تا بدانند چی به چی است موتورجستجوی انقدر پیشرفته نبود که مثل فیلم استفاده از 5 درصد از مغزانسان انقدر سرورهای قوی داشته باشد که بتوانند تمام دانش بشر را درون یک فلش بگذارد یعنی چه این مسئله یعنی تکنولوژی ساخت موتورجستجوی اش انقدر پیشرفته نبود که نیاز به حضور فیزیکی انسانی نداشته باشد و این مسئله که نیروی انسانی به اندازه کافی نداشتم برای پیشبرد کارم یا اهدافم به همین خاطر باعث منحل شدن یا از کار افتادن یا به نتیجه نرسیدن مسئله ی موتور جستجویم شد یکسری علت های را من به خاطر این که موتورجستجو به نتیجه نمی رسد یا منحل می شود خارج یا فارغ از این مسئله که ایرانی یا خارجی است یا داخلی است یا خارجی است را گفتم یعنی این مسائل ربطی به شرقی و غربی بودن نداشت و حالت بین المللی داشت که گفتم نوشتی من زیرساخت ساخت موتورجستجو را نداشتم ولی بلد بودم موتورجستجو بسازم بعد به همین خاطر موتورجستجوی ام به حالت اجرایی در نیامد وبعد می خواهی این مسئله را منت اش را هم سر بگذاری که این را من به شما دادم بعد این مسئله چه چیزی درونش است که اینقدر می گویی نه داخلی و نه خارجی نه شرقی ونه غربی ونه ایرانی و نه خارجی تجربه درونش است و ارزش تجربه خیلی زیاد است اصلا تجربه دارای ارزش مالی نیست چرا چون نمی شود روی تجربه کردن چیزی قیمت گذاشت و این که یک کسی یک راهی را رفته است و موتورجستجویی را ساخته با مشکلات اش دست و پنجه نرم کرده است و تمام زیروخم مسئله و مشکلاتش را درآورده است و این مسئله برای اش پیش آمده است که این مسئله به نتیجه نرسیده است یا رسیده است حالا رسیده است یا نرسیده است برای اینجا نرسیده است برای جای دیگری اگر به نتیجه برسد تا اول راهش است و تمام نشده است چیزی و نرسیده هایش را می کند رسیده های دیگران یعنی چه نرسیده های ساخت موتورجستجو یا اجرایی شدن موتورجستجو را می کند رسیده های دیگران مگر می شود نرسیده های دیگران بشود رسیده های دیگران آره دیگه وقتی یک نفر یک راهی را رفته است و نشده است دیگران هم می فهمد دیگه نباید اون راه را بروند این می شود منطقی ولی در جهان غیر منطقی مهم نیست که دیگران اون راه را رفته اند یا نرفته اند عین جهان گوسفندی یا جهان جمع گرایی و دوست داشتن اجتماع و دیگران پیش می برویم و هرچیزی که دیگران رفته اند را یکبار هم من یا ما می روم ببینم این در مسیرش چه چیزی کم گذاشته است که نرسیده است چطور شده است که نرسیده است چه بیعرضگری هایی داشته است که به نتیجه نرسیده است چه چیزهایی نیاز داشته است که نتوانسته است به نتیجه برسد این می شود جهان غیر منطقی یک چیزی نشده است خوب دیگه نشده است تو می خواهی یا می خواهی چرا از اول این ارتباط را برای اش بسازی و داغ دلش را تازه کنی و مسائلی که دردلش مرده است برای اش زنده کنی و مشکلاتش دوباره برای اش زنده شود و اذیت شود چون حیات ارتباطی انسان به ان یا بعضی اوقات به ان چیزهایی ربط دارد که بهش نرسیده است درس انسان شناسی می دهدی یا می خواهی لیست موتورهای جستجو یا جستجوگر منحل شده یا به نتیجه نرسیده یا به اجرا نرسیده مثل خودت یا حالت تحقیقاتی داشته مثل گوگل دورک ولی کاربردی بوده است به اجرایی درامده است یا به طورکلی می خواهی روند اجرایی شدن یک پروژه از اول تا اجرایی شدن یا به نتیجه رسیدن را برای ما همراه با توضیح و تشریح و رسم شکل توضیح بدهی یا تشریح کنی حالا از همه ابعاد یک مسئله وارد شدی و به مسائل مختلف درمورد موتورهای جستجو منحل شده وارد شدی خوب درکل می خواهی چه نتیجه ای بگیری یا چه نتیجه ای داشته باشی.پس در بحث موتورهای جستجو یا وب دایرکتوری هی منحل شده یا دایرکتوری های منحل شده به دنبال علت به نتیجه نرسیدن هایشان هستی درسته هدف ات همین است اره دقیقا همین درست است یا درسته خودت درستی .چرا بدون خزنده وب حالا ایرانی یا خارجی یا داخلی یا خارجی اش فرقی نمی کند ممکن است چون خزنده وب یا کراولر نداشته است اجرایی شده است بعد از چند وقت از رده خارج شده است یا خزنده وب نداشته است خود به خود کناررفته است و دیدن به نتیجه نمی رسد یا نرسیده است از وب حذف شده است یعنی یکی از علت های منحل شدن موتورهای جستجو حالا موتورجستجو یا دایرکتوری یا وب دایرکتوری چه فرقی می کند درون عنوان گذاشته ام که چرا یک موتورجستجو یا وب دایرکتوری یا دایرکتوری منحل می شود یا کنسل می شود یا کنکل می شود چرا کنکل یک داستانی دارد این برمی گردد به مسئله ی قبل از شروع آشنایی با کامپیوتر که داستانی دارد که کنسل را کنکل می خواندم در آن دوران می شود حالا چرا چون که وقتی خزنده وب یا کراولر نداشته باشد بروزرسانی نمی شود وقتی که صفحات وب تازه یا جدیدی وارد وب یا اینترنت یا فضای مجازی یا انترنت یا وب شوند نمی تواند بفهمم یعنی نمی تواند به طور خودکار یا دستی بزنم روی کلید کراولر در یک زمانی مشخصی شروع کند به بررسی اینترنت یا انترنت یا فضای مجازی یا وب و خودش را کامل کند داشتم می گفتم علت این که یک موتورجستجو یا وب دایرکتوری یا دایرکتوری حالا فرقش را نگفتی حالا می گویم بهت فرقش در چی هست این مسئله هست یا می باشد که اگر خزنده وب نداشته باشد بروز نمی تواند باشد یا نمی باشد نمی تواند از خزنده ها یا وب کراولر دیگر موتورهای جستجو یا وب دایرکتوری یا دایرکتوری های دیگر وب سایت ها استفاده کنم این را هم می گویم در قبل یک اشاره کردم در بحث امنیت موتورهای جستجو دوباره می گوید امنیت موتورهای جستجو موتورهای جستجوی امنیت سایبری داشتم می گفتم این مسئله را که یک قسمتی در موتورهای جستجو وجود دارد به نام اِی پی آی که این مسئله چطوری موتورهای جستجو یا وب دایرکتوری ها یا دایرکتوری از دیگر موتور های جستجو یا وب دایرکتوری یا دایرکتوری های استفاده می کند علتش این می باشد پس نداشتن خزنده وب یا وب کراولر یا دریافت کننده صفحات وب برای موتورجستجو یا وب دایرکتوری یا دایرکتوری باعث منحل شدن اش یا می تواند یکی از علت های منحل شدن اش یا کنسل شدنش یا خرابش شدنش یا از بین رفتنش یا از رده خارج شدنش باشد .فرض کن یک لیستی از موتورهای جستجو یا وب دایرکتوری یا داکتوری را نوشتی یا تهیه کردی از کجا معلوم این موتورهای جستجو یا وب دایرکتوری ها یا داکتوری ها وجود داشته است والکی این ها رالیست نکرده باشند چون الان که نیست لینکش یا وب سایتش یا موتورجستجویش یا وب دایرکتوری اش یا دایرکتوری اش خوب اگر بود منحل نمی شد یا کنسل نمی شد چون نیست بهش می گویند منحل شده یا کنسل شده بعد این مسئله را که من چطوری ثابت کنم که اینها بوده است و ساخته شده است چنین چیزی اصلا بوده است یا صحت داشته است و ولی الان به هیچ وجهی نمی شود ثابت کرد که بوده است یا نیست من این را نمی دانم چطوری ثابت کنم که یک چیزی یک روزی بوده است الان نیست و ولی محتوایی یا متنی یا دانشی درموردش الان است وقتی درمورد نوشته می شود یا نوشته ای است یعنی بوده است حالا اگر نبوده است پس الکی بوده است اگر بوده است پس بوده است یاراست بوده است یا صحت داشته است که بوده است وقتی درمورد مسئله ای نوشته می شود به معنی بودن ان مسئله است حالا این که ثابت کنیم بوده است یا ثابت کنیم که هست این یک مسئله دیگری می باشد .
ALIWEB
کوتاه شده
(Archie Like Indexing for WEB)
نخستین موتور جستجوی وب محسوب میشود، چرا که پیشینیانش با اهداف مختلف (Wanderer، Gopher) ساخته میشوند یا به طور معنایی فقط شاخصهای (Archie، Veronica و Jughead) ساخته میشوند.
نخستین بار در ماه نوامبر 1993 توسط مارتیجن کستر توسعه دهنده در هنگام کار در Nexor اعلام شد و در ماه مه 1994 در نخستین کنفرانس بینالمللی در شبکه جهانی وب در سرن در ژنو ارائه شد. ALIWEB چند ماه پیش WebCrawler را معرفی کرد.
ALIWEB
به کاربران اجازه داد مکانهای فایلهای شاخص را در سایتهای خود ارسال کنند[۱] که موتور جستجو را به صفحات وب اضافه کرده و توضیحات صفحه و کلمات کلیدی نوشته شده توسط کاربر را اضافه کند. این مدیران قدرتمند برای تعریف شرایطی که کاربران را به صفحات خود هدایت میکنند و همچنین از رباتهای تنظیم شده (مانند the Wanderer, JumpStation) که پهنای باند را استفاده میکنند، اجتناب کرد. همانطور که تعداد کمی از مردم سایتهای خود را ارسال کردند، ALIWEB بهطور گستردهای مورد استفاده قرار نگرفت.
مارتیجن کستر، که همچنین در ایجاد استاندارد محرومیت رباتها[۲][۳] نقش مهمی داشت، پیشینه و اهداف ALIWEB را با مرور کلی عملکرد و چارچوب آن در مقاله ای که درسرن ارائه تکردهاست، شرح میدهد.
ماشین شناسی منحل شده:
ستاره) دراین محتوا مثلا فقط می گوید چنین چیزی وجود داشته است ننوشته است که چرا ساخته شده است چرا منحل شده است اصلا اشاره ای به منحل شدن اش و علت های آن نکرده است.مگر درس تاریخ می خواهد بدهد که بگوید سرگذشت ساخت این موتورجستجو یا وب دایرکتوری یا وب چه شده است نه در عنوانش نوشته است لیست موتورهای جستجو منحل شده بعد اومدن گفتند بگذار چند تا موتورجستجو یا وب دایرکتوری یا دایرکتوری را همین طوری بنویسیم که منحل شده است چون ما انگلیسی ها یا هر کشور دیگری صاحب اینترنت و انترنت و فضای مجازی و وب هستیم هرچیزی بنویسیم و بگوییم دیگران قبول می کنند خوب این مسئله را من نقض کردم گفتم که اگر منحل شده پس کجا است منحل شده اش پس روی اینترنت و انترنت و فضای مجازی ووب که نیست چون لینکی درونش وجود ندارد که بگوید این موتورجستجو یا وب دایرکتوری یا دایرکتوری کار می کند ولی اجرایی نیست یا اجرا نمی شود یعنی کارایی دارد ولی از کارافتاده نیست یعنی به طور کلی از بین نبردیمش یک نام نشونی ازش هست از اونطرف علت های منحل شدن اش این است وآن علت های منحل شدن هم درونش نیست .خودت چی کار کردی محتوایی که وجود داشت در ویکی پدیا را کپی کردی در اینجا درسته آره دیگه لینکش را گذاشته ام .دراین محتوا درمورد موتورجستجو یا وب دایرکتوری یا دایرکتوری ممکن است یک موتورجستجوی آفلاین باشد و منحل شده باشد این یک مسئله ی دیگری می باشد یا می شود.دراین محتوا که در سال 1993 بوده است در مورد وب کراولرها و ربات ها گفته است چون علی وب دارای وب کراولر است یا خزنده وب است پس آفلاین نیست یا نبوده است که منحل شده است پس آنلاین است یا روی وب یا اینترنت یا فضای مجازی و انترنت بوده است که منحل شده است .علی وب هم نیست آلی وب است .چیزی نداشتی درمورد علی وب یا آلی وب بنویسی دیگه .این محتوا وقتی نمی گوید علت ساخت و علت منحل شدن یعنی فضای منطقی ندارد پس موتورجستجو یک عامل منطقی است پس در نتیجه یک ابزار در فضای منطقی ساخته نشده است پس نتیجه می گیریم یا می توانیم بگیریم چنین چیزی وجود ندارد یا نداشته است والکی محتوایی تولید شده است قدرت در تولید محتوا چرا علتش چیه چون غذای انسانی است یا علت خاصی دیگری یا باعث ساخت تفکر برای انسان و کنترل انسان می شود یا چی چرا کلمات به عنوان قدرت می باشد چرا چون فضای انسانی ارتباطی برای دیگران ساخته می شود .
انسان شناسی و ارتباط شناسی منحل شده :
بیش از 15 سال نبودن در ارتباط ها و اجتماعات را نمی توانی به این راحتی ها حل کنی اصلا ممکن است حل نشود بعد این چه ربطی به مسئله ی منحل شدن دارد.
این که من بفهمم و در چرخه های ارتباطی پویا بمانم و این که خیلی از مسائل ارتباطی که می سازم به کار نمی آید منحل شد این را میفهمید که این کار من است یا دائم می خواهید این مسائل را روی مخ من دوره ای کنید که چه زندگی و ارتباط هایی داشتم و دارم و چی کار می کنم و دائم به یادم بیاندازید که چی هستم و در حال چه کاری هستم.
این که من بیشتر به ارتباط ها توجه کنم حتی اگر به حالت های انسانی برعکس ام باشد یعنی اگر حتی حالت های خواری هم دارم منحل شد می فهمی می گویم این سبک کاری کار من است یا دائم می خواهی این مسئله را برای من بگویی و دوره کنی .
منحل شدن همان ریدن به کسی است عیب ندارد ریدن به کسی هم یک درارتباطی می باشد که بهتر است از سرگردانی و ندانستن و کارهایی که حتی برای یک کشور می کنی و برای یک دولت می کنی ولی نتیجه اش با قبل هیچ فرقی نمی کند و حتی اگر خدای آن مسئله باشی یا خدای آن مکان باشی و حتی اگر هرچیزی که امر می کنند انجام بدهی یا بکنی بهتر است از ندانستن همه ی دانسته ها و دانستن های ندانسته ها .
تئوری و عملی این که هیچ چیزی نمی تواند روابط زندگی و خانوادگی من را خراب کند وارتباط های انسانی من را ازبین ببرد کنسل شد یا منحل شد به این دلیل نفوذ رسانه در دل خانواده و ارتباط های زندگی من و اون دختره با این جمله که می دانم که مواظب مادرت هستی باعث تغییر تئوری های زندگی من در حالت تئوری وعملی شد شما هرکاری کنید چی کار نمی توانیم بکنید مهم ترین اصل هر انسانی ارتباط اش است که آن را داریم ازت می گیریم یا ازت میگیریم خیلی فرق می کند که سگ پس بیاندازید یا انسان پس بیاندازید این که برای قدیمی ها بود حالا جدیدا می گویند که دخترها عرضه سگ پس انداختن هم را ندارند و سگی را از کالبد حیوانی می خرند و به عنوان بچه یا زندگی خودشان می کند دنیای مدرن و ناگفته های ارتباطی انسانی تو ناگفته های خودت را حل کن تا ناگفته های دیگران .
این که من بخواهم به روستا بروم و برف بازی کنم ودر برف بازی کنم منحل شد.( مسئله عدم درک ارتباط رده های سنی در ارتباط ها ، مسئله این که در روزهای برفی چه اتفاقی برایم افتاد در روز های قبل ، چه موجودیتی ها در حالت های مختلف بارانی و برفی هستم یا ساخته می شود).
علم موجودیت هر چیزی مبنای انسانی دارد این که باران می بارد و برف می بارد پس وقتی جایی برف می آید به این معنی است که دری بازی است پس از در باز تو نرفتی از روی باز می خواهی تو بروی این که باران می آید در شهر خودم یا قم مگر در نیست چرا اون دره باز نه روی باز این مسئله که از درباز بروم تو درروستا یا سیرو یا ده منحل شد ولی از روی باز می روم تو این که در شهر خودم قم بمانم از درباز بروم تو منحل نشد ولی این که ازروی باز بروم تو منحل شد خوب روی باز شهر خودت قم چیه نمی دانم چیه پدر ومادر هستم و خانواده کوچک ام یا نمی دانم نمی دانم پدر هست چرا تمام ارتباط های زمین و آسمان را برمی گردانی به پدر بدبخت من من استاد تمام زمین و آسمان هستم ولی در بین انسان ها ودنیا خوار هستم چی کاری به پدر من دارید تو استاد زمین و آسمان ها هستی آره هستم ولی در برابرا ارتباط های انسانی و انسان کم می آورم مگر کی هستم من یک پرنده ام آرزو دام تو مالم شوی صدایم شوی من یک خونه تنگ و تاریکی کنارم شوی می دونم اگر از من جدا شی می دونم اگر با من نباشی اگر پاییزه اگر بهاره تو مال شوی دیدی چطوری از علم موجودیت به این شعر واشعار وآهنگ می رسم نه من هرچیز خوان و هرچیزی بین باشم من انعطاف پذیری ارتباطی زیادی دارم نه که سگ باشم هر طرفی که ذهن می روم بروم هر طرفی که ذهن بخواهد بروم من استعداد خیلی زیادی در دریافت وگرفتن مفاهیم و محتوای های ارتباطی انسانی دارم نه من انسانی باشم از ارتباط برقرار کردن بد بیاید ارتباط نخواهم باکسی برقرار کنم نه این مسئله وجود دارد که معنای ارتباطی را با دیگر ارتباط ها قاطی کرده ام این که انسان و ارتباط و کار چقدر باهم فاصله دارند واین که قبل از این که کار کنم وزندگی بسازم و به انسانی برسم باید قبلش به انسانی می رسیدم وکار می کردم وزندگی تشکیل می دادم و می ساختم و دیگر مسائل خوب دیگه بعضی اوقات تا کاری نکنی نمی فهمی اشتباه کارت کجا است و چی هست فکر می کنی همه چیز و همه کس خوب است .
بالاخره نه بالاخره این مسئله در ذهنم ساخته شد نشانه های ارتباطی ات است اگر هرچقدر ارتباط برقرار کنی و فرارکنی اشکالی ندارد خدا بزرگه خدا حلش می کند داشتم چی می گفتم بالاخره این ارتباط در ذهنم ساخت شد چی بود این مسئله که کلمات یا تمام ساخته ها برای انسان و برای ارتباط انسان ساخته شده است برای زندگی انسان ساخته شده است و این مسئله در ذهنم منحل شد یا کنسل شد یا دائم کنسل می شود یا منحل می شود و برمی گردم سر جای اولم این که کلمات برای انسان و ارتباط هایش ساخته شده اند یا برای ارتباط انسانی ساخته شده است یا هرچیزی برای انسان وارتباط هایش ساخته شده اند یا هرچیزی مبنای انسانی دارد را دائم در ذهن دارم و منحل می شود یا منحل می کند.
نمی دانم چی می خواستم بنویسم یادم رفت یا منحل شد یا کنسل شد اهان یادم اومد این مسئله که باز دوباره یادم رفت اهان یادم اومد این مسئله که
این که من می خواستم به روستا یا ده یا سیرو بروم و برف بازی کنم با همروستایی هایم کنسل شد یا منحل شد درحالی که ارتباط هایی که در قبلا با آنها داشتم را نمی توانستم به ارتباط مفیدی یا نتیجه داری برسانم مجبور شدم برو دانشگاه مفید بدهم تا ارتباط هایی که درقبل ارتباط های مفیدی بود نمی دانم چی بشود می بینی نه که ارتباط هایم بهتر نشده یا نشده است بدتر هم شد همان هایی که داشتم هم را هم از دست دادم به جای این که بروم جلو رفتم عقب تر یا پشت تر به جای مفید بودن برای مفیدن از امتحان دادن معلمی یک دانشگاه برای رسیدن به ارتباط های مفیدی در روستا یا ده سیرو یا روستایم استفاده کردم خیلی جالبه نه حال فرض کنم می خواستم در تهران یا تهرون با شماها زندگی کنم ببین چی می شد در بحث ارتباط های زندگی و خانوادگی و این مسائل.
این که من می خواستم بروم روستا مثل قبل با همروستاییان برف بازی کنم منحل شد یا کنسل شدم یا نرفتم یا منحل کردن یا کنسل کردن گردن کسی نینداز آیا کسی جلویت را گرفت ادم از در باز تو نمی رود از روی باز تو می رود دل خوشی بود که بروم خوب بزن خودت را به بیخیالی و زندگی کن خوب می زنم به بی خیالی ارتباط هایم ازبین می رود یک مسئله دیگری برایم ساخته می شود این هم مسئله ی دیگری.
روزهایی که می رفتم برف انبار فردو با خانواده را منحل کرد چه کسی ارتباط های رده سنی و ارتباط های جایگاه و مقام و ترس ولرز و ارتباط هایی این که در ارتباط های مختلف انسانی ارتباط هایی مثل یک و چهار و پشت و غیر پشت وحیوانی و غیره را چرا نمی دانی در حالی که در قبل این مسائل اصلا برایم اهمیت نداشت (تمایز یا مقایسه قبل و بعد از هرچیزی وقتی که چیزی را نمی خواهم در حالی که می خواهم منحل می کنم در حالی که می خواهم و رسیدن بهش را نمیدانم).
مسئله در چه فضایی هستم و چه موجودیتی در آن فضا قرار میگیرد اصلا ساخته نشده بود که بخواهد منحل شود یا حل شود (مسئله ای که وقتی چندین بار پشت کامپیوتر بودم و گربه ای وارد خانه مان شده بود یعنی خونه پدرومادر شده بود و نفهمیده بودم این دفعه سایه اش را دیدم و دفعه قبل رفته بود تواشپرخونه سر آشغال ها فهمیدم چه مسئله ای را گربه ساخت گربه کالبد حیوان نه کالبد انسان).
هیچ موجودی را نباید بهش بی احترامی کنی حتی گربه و حیوان ها حتی انسان در کالبد انسان و انسان کالبدش ارتباط گربه و گربه در کالبد گربه پدر.
یک ات را حل کن تا شصت ونه ات یا 69 ات تا روابط دیگر انسانی ات با دختر ها و پسرها منحل شد.
بعضی اوقات به دلیل دوگانگی ارتباطی ذهنی کاری که فکرم می سازد از انجام یک کاری کاری که می خواهم بکنم منحل می شود .خارجی یا انگلیسی یاد گرفتی چطوری فضای علت و معلول بسازی یا نه .
باز کردن درهای مختلف این که من می توانم هر چیزی را به دلیل وجود ارتباط های انسانی وتاثیر روی مغز و وعصب ها و ارتباط های ناخوداگاه این هم منحل شد به دلیل این مسئله که هرکسی در ارتباطی به فکر خودش باعث منحل شدن این مسئله شد راستی انسان ها در چه ارتباطی باهم ارتباط برقرار می کنی این که هردفعه باز برمی گردم سرجای اولم خیلی از مسائل منحل می شود در آینده لیست بزرگی از ارتباط ها در آینده منحل می شود که این مسئله را می گویم.
درکل خودت نمی خواهی هیچ کاری بکنی و این عمل از من از است یا از ارتباط من نشات گرفته است باعث منحل شدن خیلی از ارتباط های نشات گرفته شده از این و ان می شود و طلب حق وحقوق از خودم و این که به نتیجه های ارتباطی ام می رسم خیلی چیز ها درونش منحل می شود .
خیلی چیزها برای ات منحل شده است و منحل کرده ای ولی خبر نداری در حالی که تمایز بین انسان و حیوان را در خیلی از مسائل نمی دانی .
به علت ندانستن ارتباط بین انسانی و حیوان در خیلی از ابعاد انسانی ارتباطی خیلی از مسائل را به خصوص کار با کامپیوتر به زبان فارسی زبان قابل فهم برای من انسان را منحل می کنم و دراین مسیر پیش می روم که چطور زبان فارسی و ابزارهای دیجیتال و خیلی مسائل دیگر باعث ساخت ارتباط ام می شوند.
مقاومت کردن در برابر پاک کردن از دید عموم مردم منحل شد.
من طوری زندگی می کنم که کسی ازم چیزی نگیرد یا ازم سوء استفاده نکند منحل شد.
این جهان و ارتباط های انسانی واقعی را شوخی گرفته بودم و می گفتم می توانم به راحتی ارتباط های انسانی را حل کنم این منحل شد چون ارتباط های انسانی مسئله ی خیلی بزرگتر و پیچیده تری از این حرف است چون به قسمتی از بدن انسان ربط دارد که مرکز فرماندهی بدن و آن مغز انسان می باشد.
این که من می دانم و تو می دانی و این که من حل می کنم و تو حل نمی کنی یا برای ام جوابی نیست در بعضی از ارتباط ها به معنی زندگی کردن در دارایی ها من است حال این چه ربطی به منحل شدن دارد.
تعداد منحل شده های زندگی ام سر به فلک می کشد چون که ساختن دارای انرژی است و آزاد کردن انرژی را من بلد نیستم یا حالت انسانی اش را نمی دانم.
میخواهی با اینترنت یا توی اینترنت یک انسان برای خودت بساز باهاش زندگی کن اگر فکر می کنی قدرتمندترین ابزار انسانی که بشر ساخته است اینترنت یا انترنت و فضای مجازی و وب و می باشد و انسان وارتباط انسانی نمی باشد بعد این چه ربطی به منحل شدن مسئله ای دارد.
این که نوشتن یک عملی است که مبنای نه همان کردن انسانی در ارتباط انسانی می باشی وخودم را نگایم و به آب وآتیش برای دیگر ارتباط های انسانی از هرقبیلی نزم و زندگی ام را با همین روش پیش ببرم و درقبل این مسئله را پیش می بردم و دراین مسئله قرار داشتم و وزندگی ام را با این مسئله حل می کردم ولی فقط بهش نمی گویی بیا برویم بکنم ات ولی داری می کنی اش یا بدون درخواست کردن ازش داری این مسئله را می سازی این مسئله را انقدر به خودم گفتم ولی خودم نفهمیدم و فهمیدن این مسئله هم منحل شد یا کنسل شد (هرچیزی مبنای انسانی دارد یعنی چه).
نمی دانم یک چیزی می خواستم بنویسم یادم رفت به فاصله ی از یک صفحه وب صفحه وب دیگر رفتن یادم یعنی به این فاصله یادم رفت و نوشتن ان مسئله منحل شد خارجی یاد گرفتی چطوری مسائلی که منحل شده بود را بنویسی یا فضای منطقی یا فضای ارتباطی اش را بسازی یا هنوز نیاز است یادتان بدهم خدایا من دنبال یکی می گشتم یا می گردم بکنم اش از اونطرف حتی خارجی ها که دارای کاباره و دارای دیسکو و دارای انواع و اقسام زنها و زیبایی ها و خوش های زندگی می باشد یا دارای همه چیز می باشند من باید بهشان بدهم یا یاد بدهم نمی خواهد بدهی بهشان یاد بده بهشان مگر فرق می کند مگر نگفتی وقتی یاد بدهی همان دادن است (اثبات این مسئله که در آخرالزمان علم از شهری به نام قم به تمام جهان منتقل می شود نه آن علمی که هیچ تجربه وعمل کردن درآن نیست علمی که بتوان درآن کاری کرد مسئله ای را حل کرد مشکلی را حل کرد در انبتوان دانش را مشاهده کرد چرا موتورجستجوی گوگل این قدر برای من اهمیت دارد چون مسئله ی قابل مشاهده و بزرگ و دارای خیلی مسائل دیگری می باشد یعنی عملی بزرگی می باشد نه تئوری های بزرگ که فقط مغز یا مجرای مغز را باز می کند می خواهی عملی مغزت را باز کنند نه تلاش کردن ها می خواهم مغزم را باز کنند یک موتورجستجو ساخته ای و و دانش اش را داری منتشر می کنی یا داری زیرساخت اش را می گویی بعد به این نتیجه رسیدی که دانش را داری به کل دنیا منتقل می کنی خوب اگر می توانی اثبات کن یک طرفی اش مشکل دارد تو کارت را بلد نیستی ما کارمان را بلدیم می دانیم کجا چی کارکنیم همین که از این مسائل به نتیجه نمی رسی یعنی نتیجه ای نداری وارتباطی نداری دست ات به جایی بند نیست و زنی نداری و زندگی نداری وبچه ای نداری و کاری نداری که بهش اعتماد کنی و دانش ات روی دست ات می ماند و جهان های زندگی به جهان دیگری تبدیل می شود همین تو هرچی می سازی چطوری می سازی از ارتباط های شما استفاده می کنم و می سازم خوب یعنی چه یعنی برای شما است خوب پس تو چه کاره هستی برنامه نویسی که برای شما کار می کند و زیرنظر دولت یا تمام برنامه نویس ها زیر نظر دولت کار می کند آره این مسئله را می دانم و این مسئله درست است ولی ان چیزی که برنامه نویسی نمی داند یا ترکیب بین دانش برنامه نویسی و مذهب و ارتباط بین پدیده ها و موجودات و دیگر مسائل را هم بروید از همان برنامه نویس های زیر نظر دولتی که کار می کنند بپرسید چرا از من می پرسید یا چرا از من می خواهید ).
چرا ارتباط های انسانی چرا ارتباط های دکتری ات و دیگر ارتباط ها جمع گرایی را منحل می کنی یک بار رفتی ارتباط برقرار کنی ما منحل کردیم یکبار رفتی ارتباط جمع گرایی ما نبودیم منحل شدیم و دیگر ارتباط چرا می ترسی ازارتباط های دکتر وجمع گرایی که قبلا برقرار می کردی مگر چی شد که الان منحل شان می کنی به این علت که نوسان اش کمی اذیت کننده شده است و برگشتن به حالت و ارتباطی قبلی کمی اذیت کننده شده تغییرش کمی اذیت کننده است و رسیدن به حالت های انسانی به خصوص اعصاب و ناخوداگاه باعث می شود به منحل کردن خیلی چیزها در آینده مثل قبل برسم .
این که تغییری در پاک نویسی ایجاد کنی و نتیجه اش را پیش نویس بماند این حالت از ویرگول حذف شد و این مسئله باعث شد یا باعث می شود اگر محتوایی درون پاک نویس نوشته شود و اتفاقی بیفتد ولی در پاک نویسی ذخیره نشود باعث شود محتوا ازبین برود و این مسئله ی خوبی بود که از این قسمت پیش نویس و پاک نویسی حذف شد که باعث حذف محتوای انسان می شود مگر محتوا ثروت نبود.
هرروز که می گذرد به خاطر بی خیال شدن های متفاوت وبیش از اندازه در بحث ارتباط انسانی و ارتباط انسانی جمع گرایی خیلی از ارتباط های عادی که ذهن می سازد خود به خود منحل می شود یا منحل شده است.
موتورجستجوی تلگرام ساخته شده توسط گوگل.موتورجستجویی که نتایج اش از تلگرام می آید .موتورجستجویی که تلگرام یا سرورهای تلگرام را بررسی می کند و نتیجه ها را به شما برمی گرداند.به جای کل اینترنت و انترنت وفضای مجازی و وب فقط یک وب سایت یا صفحه وب یا نرم افزار یا یا شبکه اجتماعی تلگرام را بررسی می کند و نتایج اش را به شما برمی گرداند.موتورجستجوی خاص منظوره موتورجستجوی یک کاره یک موضوعه.این مسئله را هم می خواستم بنویسم ولی این هم منحل شد ولی نه نه نشد انگار درست شد.
امروز مسئله ی موتورهای جستجوی منحل شده هم منحل شد پس از اون موقع داشتی چی کار می کردی روی موتورهای جستجوی امنیت سایبری وروی مسئله ارتباط های انسانی منحل شده داشتم کارمی کردمی ارتباط انسانی منحل ربطی به اشیایی که مفهوم موتورجستجو را درخودشان دارند را ندارد این را نمی دانم چطوری این مسئله را تشخیص دهم که الان روح انسان با چه مسئله ای یا شی یا در حالتی می باشد.
این مسئله که وقتی به هرشی یا اشیایی ارتباطی برقرار کنی با هر انسانی ارتباطی برقرار کنی داری از ارتباطی شی یا انسانی دیگری استفاده کنی و قضیه خرگوشی که هیچ موقع به نقطه یک می باشی را فهمیدم در این مسئله به بزرگترین ساخته وصل شوی و ارتباط برقرار کنی اونها پیشرفت می کنند توهم پیشرفت می کنی ولی تو در ارتباط یا ساخته ای که انها ساخته اند وهیچ موقع به ارتباطی انسانی که خودت ساخته ای نمی رسی و هیچ موقع خودت نمی شوی این هم منحل شد که رابطه ی بین انسان مستقل ارتباط کاری و شغل و مسئله این که دانشی که من دارم به نتیجه ای می رسد درحالی که اصل نتیجه و دانش از جای دیگری می آید و سرمنشاو سرچشمه اش چیز دیگری می باشد.
می خواستی از طریق یک لینک بدون زیرساخت و هزینه و تلاش و نیروی انسانی یک فراجستجوگر بسازم ولی ان هم منحل شد یعنی چه منحل شد شاید به مکان و زمانی ارتباطی اش نرسیدی که بسازی اش این را نمی دانم ولی ان موقع که در ذهن ام امد همان موقع بسازیم این مسئله را می گویم منحل شد یا ارتباطی ساختم همان لحظه به نتیجه اش برسم را می گویم منحل شد.
کتاب داستان ها یا رمان های سکسی که نمی دانم یک روزی کسی بهم گفتم یا درذهنم گذاشت که خواندن آن منحل شد ولی یک کتاب کوچک برعلیه داشتم روابط دختر وپسر و عاقبت آنها چی شد در این روابط بعد من به خودم گفتم من که روابط دختر و پسری به این شکل که این کتابه گفته نداشته ام یا نتوانستم یا نرسیده ام عاقبت ام چی شد چندین صفحه یعنی کمتر از 20 صفحه بود که برعلیه این مسئله رمان های سکسی و داستان های رمانتیک بود ان را همی نمی دانم کجا گذاشتم و گذاشتن دراین کار به عنوان کار فرهنگی منحل شد .
کمی روی مسائل جنسی خودم کار کردم انهایی که منحل شده بود برای من حل شده برای شما بعد این ویرگول یا خشک آباد فارسی را از حالت خشکی در بیاورم ولی بعد به این نتیجه یا نتیجه ارتباطی رسیدم که تمام کلمات نوشته درکل اینترنت و انترنت وفضای مجازی و وب وآنلاین و خیلی از این مسائل تمام ساخته شده است مبنای سکس دارد مبنای فارسی اش جنسی دارد ولی با ساخته شدن رمزی برای اش بیشتر اون دختره که می خواست مودم کسی را کانفینگ کند این مسئله را در ذهن من ساخت که هر نه که اون ساخته شده باشد یا رابطه ای داشته باشیم نه این مسئله اش باعث شد که درذهن این ایده باز دوباره یک ایده ای نسازی چند سال دور خودت بچرخی از لحاظ ارتباطی بعد ایده منحل شد ولی ارتباط اش منحل نشد و در فضا وزمان و کوچه و خیابان و بین انسان ها بماند و خودت بشوی بی ایده و با ارتباط و ندانی چی کار کنی و با این بروی نشود با ان بروی نشود خودت بشوی ان انسان یا ادم سابق نیستی چون که ایده دادی ارتباط رفته است در حالی که ایده نمی دادی ارتباط بود ولی این که چه کاره هستی و می خواهی چه کار کنی و هدف ات چیه می ماند اونطرف دیوار یا جوب می بینید فلسفه ی فکری من چقدر مسئله داشته است انهایی که منحل شده است با انهایی که حل شده است اصلا مشخص نیست .
زیادی دارید دربحث ارتباط ها خداحافظی کنید و حوصله من را خیلی دارید سر می برید (ارتباط های انسانی منحل شده).
اخه مقاومت کردن در بحث ارتباط های قانونی هم یک نوع آب انسانی می باشد که یک انسان تولید می کند یا می سازد درسته من به نتیجه های ارتباطی واقعی اش نمی رسد ولی فهم اش را پیدا کردم نه که درقبل فهم اش را داشتم.
اگر ارتباط فیلم را در کارهایتان حذف کن یا ازبین ببری یا تغییری درش ایجاد کنید این هم می شود ارتباط انسانی منحل شده ی دیگری همان طور که ارتبط های انسانی که می سازی می شود منحل شده این هم مثل بقیه می شود منحل شده.
مقاومت کردن دربرابر این که چیزی را به کسی ندهم منحل شد و تبدیل شد به این که چیزی را به کسی بفرستم .
پاک کردن بخش امنیت سایبری موتورهای جستجو به طور کلی و یا قسمت هایی که به این موضوع ربط ندارد منحل شد چون که از لحاظ ارتباطی می گویند هر چیزی می تواند به چیز دیگری تبدیل شود.
گفتیم چند تا چیز را بدهیم یا بفرستیم به اینها که این کشف کنند و برسند و بدست بیاورند فرستادیم و دادیم ولی این که من درارتباط انسانی به جایی یا چیزی برسم منحل شد.
این که من دست از ارائه استعداد و دانش ام بردارم و به زندگی عادی خودم برسم منحل شد چون که انقدر مسئله داشتم یا دارم در زندگی که بخواهم حل کنم این کار که قسمتی از روز را ارائه کنم یا چیزی بفرستم یا چیزی بدهم در کل تعامل یا تبادل ارتباطی داشته باشم از همه راحتر بود یا کلا مغز این مسئله را بیشتر قبول می کرد.
این که بیش از 15 سال پشت این کامپیوتر کار کردم و می خواستم این مسئله را ببوسم بگذار کنار وبه زندگی دیگری بپردازم حدود 3 سالی با همسری که داشتم تمرین کردم ولی باز برگشتم به این فضا به طورکلی این مسئله را کنار گذاشتن منحل شد .درکل این منحل شدن ها چه ربطی به موتورهای جستجو منحل شده یا موتورهای جستجوی منحل شده ی بدون خزنده وب دارد خوب دیگه وقتی موتورهای جستجو علت ساخته و منحل شدن نداشته باشند و کسی زورش بیاید علتش را بگوید فضای منطقی ساخته نمی شود برای ذهن به همین دلیلی فضای منطقی برای ذهن می سازم یا می سازیم یا ساخته می شود تا دیگر مسائل را قبول کند ولی انسان خیلی درفضای منطقی کار نمی کند بیشتر در فضای دلی وعشقی و حال وحولی هرچیزی که دلش بخواهد زندگی می کند.
بریم داستان های منحل شده چه ربطی به موتورهای جستجو دارد خوب ببینم در ارتباط ها چی پیش رفتیم پدر وپسری درارتباط هایی که پسر می خواست درارتباط اش بماند و خودش را به دیگران ندهد گوش به حرف این و آن ندهد و خودش باشد و ارتباط اش را به خاطر رسیدن به یک زن و دختر و برای رسیدن به ارتباط های یک دختر و ارتباط قانون خودش را نبازد خودش را به قول پدرش به آب وآتیش زد و نتوانست هرکاری می کرد در ارتباط ها نمی توانست خودش را به نتیجه ارتباطی برساند چون به قول یک نفری یا بعضی ها چون به زندگی و مسائل ارتباطی اش نمی رسید پناه می آورد به این کامپیوتری که دارید می بینید و می شنوید و می خواهید بعد این مسئله حل نشد این که پدر ومادر یک زنی یا دختری برای من بگیرید من اگر بخواهم در ارتباط ها وارد شوم من نمی توانم و نمی دانم از هرطرفی می رفتم نمی شد از هر طرفی که می رفتم می گفتند می توانی می شود داشتم می گفتم پدر وپسر و ارتباط هایشان ومادرش به نتیجه ارتباطی نرسید یعنی به قول شان می گفتند می خواهیم کمک ات کنیم نمی دانی دارد چه ارتباطی دارد بهت وارد می شود حالا حی من می خواهم بنویسم حی از اینطرف و انطرف عین نمی دانم چی خودت را یا خودتان را بندازید وسط انقدر این پسر تلاش کرد که نتوانست به ارتباط ها برسد یا رسانده شود این مسئله پیش آمد اخرش این پسر تن به هرکاری که بهش می گفتند داد به اینطرف و انطرف می رفت ولی نمی توانست که دارد بلایی سر ارتباط های قبلی اش می اید و نوسان بیش از اندازه باعث از بین رفتن ارتباطی های قبلی اش می شود یا می شد ولی برایش مهم نبود و می خواست خودش را به یک ارتباطی برساند درکل اخرش پدرش بهش گفت که کسی بهت زن نمی دهد انطوری که می خواهی طوری دیگری هم هست پدر اسم اش اس کس کشی که این در فرهنگ ارتباط ها خوب نیست درکل من هم از این مسئله ای که در ذهن داشتم دفاع کردم و گفتم انهایی که روی این مسئله فرهنگ جنسی کار می کنند ایا انها کس کش هستند چیزی نگفت چون می دانست من چه کسی را می گویم یا چه کسی را می گفتم از طرفی اگر می گفت ارتباط اش را از دست می داد اگر چیزی نمی گفتم سطل می ماند انطرف طناب آخر چی شد فشار های بیش از اندازه انقدر زیاد شد که چی شد مسئله ارتباط پسر وپدری وجنسی ومنحل شد راستی شما چطوری ارتباط های پدر وپسری و پدر ودختری وجنسی تان را حل می کنید این داستان منحل شده است ازاررتباط جنسی پدر وپسری بود که من داشتم و منحل شد انقدر این مسئله پیش رفتم واین مسئله را پیش بردم که دیگر هیچ چیزی برایم نماند من در انواع و اقسام ارتباط ها وارد می شدم دیگر وارد نشدم در انواع واقسام ارتباط زندگی می کردم دیگر زندگی نکردم وهمه ی انها می گفتند برای ات ارتباط ساخته ایم سرت نمی شود خودت خدایی وفرمانده ایی بزرگی و وزیر واین و انی و خری و خیلی مسائل دیگر اینطوری من را قانع می کردند ولی این مسئله ی منحل شد به که در بعد بالاترین انسانی که انسان های میتوانند باهم برقرار کنند این مسئله بود و پدر وپسر بر سرارتباط صیغه ای توافق کردند و ان هم منحل شد ولی تمام این ارتباط ها را پدر وپسر وخانواده اش را و کمی مادرش ساختند ولی دیگران از این ارتباط ها سود می برند و چون من کلا انسان یا ادم فایده گرایی هستم تمام ارتباط ها را به نتیجه و فایده می برم فکر می کنم از ارتباط آنها من به این نتیجه ها رسیده ام یا رسانده ام خوب این بود مسئله ای که منحل شده بود ومن این مسئله را به مسائل موتورهای جستجو و موتورهای جستجو منحل شده ربط دادم و یا وصل کردم اُهای انسان های موتورجستجو ساز آی منحل شده ای مثل من داشته اید یا دارید آیا با انها دک و پوزتان تا حالا مثل من ساخته اید تا حالا از این مسائل داشته اید یا نه خودتاو هفت جد وآبادتان هم نداشته است چرا داشته است ولی تو ندیدی یا نگذاشته اند ببینی همه چیز در نتیجه معلوم و مشخص است نه در این که بوده است یا می باشد یا می تواند باشد .ولی وایستاده ببینم شما چه پیشنهاد وارتباطی برای من دارید فکر کنم هیچ پیشنهاد و ارتباطی برای من نداشتید درسته اگر هم داشتید به درد من نمی خورد یا نمی خورد.
این که این کار به درد من نمی خورد منحل شد و کنسل شد .
این که وقتی کلماتی می نویسی با انسانی در ارتباطی ارتباط داری ولی در واقعیت نمود پیدا نکند فایده ندارد منحل شد و کنسل شد .
این که اگر با کامیپوتر و اینترنت وانترنت وفضای مجازی و وب وآنلاین نتیجه زندگی و ارتباط های دیگری برایم ندارد از چی فرار می کنم فرار کردن هم یک نوع ارتباطی است این هم کنسل شد و منحل شد .
ارتباط های چپی و راستی بودن هم یک نوع ارتباط است وقتی باید بدانی در زندگی ات چی کار کنی این هم کنسل شد و منحل شد و باز به همین ارتباط ها برگشتم .
این که در قبل من گیر ارتباطی نداشتم ولی الان با کامپیوتر با زبان فارسی کار می کنم وقبلا با زبان انگلیسی کار می کردم الان گیردارم و این مسئله شاید به خاطر نوع زبان باشد یا به خاطر نوع کار کردن این هم کنسل شد و منحل شد .
این که ارتباط برقرار کردن اساس کار کامپیوتر و ساخت فضای معنایی با یا از طریق کامپیوتر است و نمی دانم چرا با کامپیوتر کار می کنم کنس شد و منحل شد.
این که اگر از دانش درون مغزم استفاده نکنم و به دیگرمسائل زندگی بپردازم و فقط به اندازه ارتباط برقرار کردن با کامپیوتر واینترنت و انترنت وفضای مجازی و وب و آنلاین کار کنم منحل شد و کنسل شد .
بعضی اوقات تمام کنسل شده یا منحل شده های زندگی ام و ارتباط هایم یک دفعه درون مغزم قرار میگیرد یا قرار گرفت ولی اون هم کنسل شد و منحل شد.
این که بیش از 15 سال برای جامعه مذهبی برای فرار از مشکلات زندگی و ارتباطی و ساخت مسائل و کار های مختلف کار کردم فایده ای نداشته است و الان هم دارم به یک نحو دیگری برای انها کار می کنم و این مسئله که چیزی که فایده ندارد را یک دفعه از ریشه بکنم و بگذارمش کنار کنسل شدو منحل شد این مسئله وجود دارد یا وجود داشته است چون مبنای کارهایم من اینترنت و انترنت و فضای مجازی است یا بوده است اینرتنت و انترنت وفضای مجازی و وب و آنلاین مبنای سحر وجادو دارد ممکن است من خودم نباشم که بخواهم به طور کلی این مسئله را از ریشه بکنم و بگذارم و کنار یعنی ادم عاقل وقتی دارایی دارد ان را ازبین نمی برد مبنای تمام کنسل شده و منحل شده ها رسیدن به دارایی های ذهنی عالم مبنا به دارایی های دنیوی عالم انسان می باشد یعنی چه .
هیچ ثروتی و دارایی به تو ارزش انسان شناسی و ارتباط شناسی نمی دهد این را درقبل و خیلی وقت ها بهش رسیده ام ولی باز در ذهنم کنسل شده و منحل شده.
این که کارهای روزمره ام را مثل یک انسان عادی بکنم یا پیش بروم و کاری به دیگران ارتباط هایشان نداشته باشم کنسل شده و منحل شد.
این که مسائل انتظامی را درخودم حل کنم و به نتیجه های زندگی ام برسم و همین ها برای ام کافی است و نتیجه بخش نتیجه دار این هم کنسل شد و منحل شد .
این که بیش از 15 سال برای جامعه ای کار کردم یا در کنار جامعه ای بودم که اساس کار آنها تمایز ارتباط حیوانی و انسانی بوده است ولی من در این زمینه هیچی نمی دانستم و نفهمیدم و فقط مسئله شان این بوده است بهترین را برای دیگران در نظر می گیریم و من را گرفته اند را به کارهای مختلف برده اند واگر یک روز خودم فکر می کردم که برای خودم بدون در نظرگرفتن کمک انها کار کنم و زندگی کنم به خیلی مسائل بیشتری می رسیدم کنسل شدو منحل شد.
مرکز اعصاب و روان یک نوع غذای انسانی بوده است و آموزش ساخت ارتباط انسانی بر منبای غذای انسانی بوده است ولی هر چقدر به خودم می گویم لج می کنم و قتی بهش فکر می کنم ترس نرفتن و لج بازی رفتن به جای دیگر نتیجه ها و تشنه را به جای بردن لب سرچشمه معلوم نیست برای چندین بار کجا بردند این که یادگیری این مسئله نیاز به تنبیه انسانی و ارتباطی داشته است واین مسئله را دائم به خودم تاکید می کنم کنسل شده و منحل شد (مسئله یادگیری غذای انسانی بعد از 31 سال به این شکل شد سرگذشت هر یادگیری ارتباطی و مطلبی و دانشی چه چیزی بوده است و یا چه چیزی است و من در مورد هر چیزی چطور فکر می کنم ) این جاهایی بوده است که من رفتم یا بوده ام جاهایی مثل دیوونه خونه و مرکز سالمندان و اینها را به عنوان مراکز کاربردی نگاه کردند و به سود مردم دیدند را تعمیم می دهم به این مسئله و این مسئله پیش می آید که چطور من کاربرد هایی که جاهایی داشته است و نمی دانستم یا نمی دانسته ام و الان می دانم از طرف دیگری این ها بشینند در خانه شان نمی توانند به عنوان غذای انسانی ارتباطی کاری فکری حیوانی زندگی باشند و هرکسی خانواده و ارتباط اش را برد به این مراکز این می شود یک نمونه کاربردی جامعه شناسی از کارافتاده که چگونه به کار گرفتیم شان حالا کدوم کشور مهدکودک را کنار مرکز سالمندان زد و این مسئله کوچک را حل کرد که تو به دنبال پیدا کردن هر مسئله ای کاربردی یا کاربرد هر مسئله ای هستند بگذار چند تا کار را خودشان بکنند.
نگران نباش یک روزی حساب و کتاب ام را با همه ی چیزهایی که داشتم و از دست دادم می کنم منحل شد و کنسل شد.
این که بیخیال مسائلی که قبلا توهم داشتن اش را داشتم به جای داشتنشان را شوم منحل شد و کنسل شد .
در پشت کامپیوتر بعد از چندین مرتبه اسیب دست هایم و الان اشک از چشم های امدن بعد از اسیب ها نرسیدن های به نتیجه بعد از چندین سال و ساعت تلاش کردن هنوز هم پشت این کامپیوتر می باشم و فرار کردن را هم بلد نیستم در زندگی و ارتباط منحل شد و کنسل شد چی منحل شد و کنسل شد این که پشت کامپیوتر ننشینم یا این که اسیب های وارد برد بدن و جسم و روح را در نظرنگیریم یا این که بی خیال کارکردن و با کامپیوتر شوم یا این که چی زندگی ات را حالا منحل شد یا کنسل شد یا منحل نشد و کنسل نشد چه فرقی یا سودی به حال تو می کند.
مگر زنی پشت کامپیوتر توی خونه کار می کنی کنسل شد و منحل شد مگر زنی که تو خونه انزوا و گوشه نشینی پیدا می کنی براساس کار با کامپیوتر منحل شد و کنسل شد و خارج شدن های متفاوت مختلف از حالت ها و ارتباط های انسانی برای ساخت زندگی منحل شد و کنسل شد .
زندگی به این سبک به هیچ دردی نمی خورد کنسل شد و منحل شد.
این که نوشته ها باعث ساخت فضای انسانی ارتباطی می شود حتی اگر هم سازنده موتورجستجو هستی این معنی را دارد که مو بعلاوه تو بعلاوه ر بعد در بحث ارتباطی انسانی این یعنی چه نمی دانی ولی یک سازنده یک موتورجستجو خودت را می شناسی منحل شده و کنسل شد یعنی الان هرکسی هرکار می کند تا این حد و عمق ارتباط اش را می داند آره می داند.
کون گشادی برای کارهای دیگری و شاش بندی خدمت سربازی و تمایز بین ارتباط انسانی و حیوانی و من ساخته ای دارم و و می خواهم به نتیجه اش برسانم هیچ کدوم این ها تاثیر در عملکرد ارتباطی نداشت و همان قبل که بودم هستم منحل شد و کنسل شد.
مسئله ی یادگیری درهای ارتباطی انسانی برای زندگی کردن کنسل شد و منحل شد و هنوز روی حرف خودم هستم وایستادم و روی این که من می دانم درحال کارکردن هستم و می باشم یعنی هنوز هم روی مسئله ی درهای بسته ی انسانی و این که هیچ کسی نیست و هیچ راهی ندارم وهیچ مسئله ای وجود ندارد حل کنم را پیش می روم ودیگر ارتباط ها ودرها راقبول ندارم را منحل شد و کنسل شد و این مسئله شده است اصل زندگی ام و هنوز هم نمی دانم انسان ها در چه توی ودری زندگی می کنند و من در چه تویی و دری زندگی می کند مردی در خیابان مهدیه قم داشت این مسئله را بهم می گفتم ولی من نمی دانستم که علت ارتباطی اش چی است وداشتم این مسئله را که من خودم می دانم و خودم می فهمم را پیش می رفتم .
من خودم می دانم من خودم می فهمم منحل شد و کنسل شد.
این که
این مسئله که من از طریق کامپیوتر و نوشتن و کارکردن ها خودم را خسته می کنم تا به دیگر کارهایم به راحتی بپردازم مثل قبل کنسل شد و منحل شد این که من صبح بیدار می شوم و صبح خیزی و سحرخیزی باعث ساخت زندگی ام می شود کنسل شد و منحل شد اصلا یک چیزی فکر می کنم یک چیزی دیگری می شود یک چیز دیگری می نویسم یعنی فاصله بین نوشتن و فکر کردن و نوشتن چقدر کمه .
این که یک چیزی از وب سایت توسط موتورجستجوی گوگلی توسط یک جستجویی از اینترنت و انترنت وفضای مجای و وب و آنلاین می گیری یا دانلود می کنی (وقتی نمی دانی معناشناسی ارتباطی تکنولوژی چی هست) می گذاری توی وب سایت ات یا یک صفحه ای می سازی این دارای یک ارتباط انسانی است این هم فایده ای نداشت روی ذهنم و منحل شد و کنسل شد تغییر ارتباطی اش به سمت و سوی ارتباط ها وزندگی ها سبک های ارتباطی وزندگی دیگری.
چیزها و یا جاهایی که نبوده ای را نمی توانی ارتباط اش را بازورو وفشار واذیت و دیگر مسائل بدست بیاوری اگر بدباشد بدتر می شود اگر خوب باشد بد می شود منحل شد و کنسل شد فکرش.
این که بیش از 200 فیلم آموزشی یعنی به طور دقیق بیش از 264 فیلم آموزشی درمورد ساخت موتورجستجو دربحث ماشین شناسی دربحث انسانی شناسی درمورد کمک ارتباطی در بحث زنه کاغذ به دست عربی تناسب ارتباطی و بیش از 13 هزار خط درمورد ساخت موتورجستجو در بحث ماشین شناسی و بیش از 13 هزار خط درمورد کمک انسان شناسی و ارتباط شناسی و بیش از 13 هزار خط فرض کنم هر خطی دارای 10 (خیلی از خط ها دارای 100 تا کلمه نمی باشد) باشد پس بیش از 1میلیون و300 هزار کاراکتر(اشتباهی نوشتم کلمه) درمورد ماشین شناسی و دربحث انسان شناسی کمک ارتباطی شناسی ورسیدن به نتیجه را نوشتم و دیدم که نتیجه ی خاصی نداشت و باز این مسئله منحل شد و کنسل شد آخه انسان تو چه موجودی هستی و چطوری می فهمی چطوری تغییر مسیر می دهی چطوری عوض می شوی چطوری به یک کاری می روی چطوری تغییر می کنی پس.
راضی بودن یا راضی نبودن من تغییری در عملکرد کسی ایجاد نمی کرد یا نمی کند یا نکرده است منحل شده و کنسل شد وباعث تغییر عملکرد فکری وزندگی من نشد.
این مسئله که انسان دارای دو بعد حیوانی غیر قابل کنترل و انسانی قابل کنترل است و این مسئله باعث تغییر عملکرد فکری ارتباطی ام شود باز این مسئله تغییری در مسائل و ارتباط هایم نداشت یا ندارد منحل شد و کنسل شد.
این که درکانال های ارتباطی انسان ها ازطریق کلمات با دیگران ارتباط دارند یا برقرار می کنند اگر زیاد بنویسی ارتباط کلمات ات ازبین می رود و تنها می شوی این مسئله هم منحل شد یا کنسل شد به حالت ها و ارتباط های خممکن .
خودم را به خاطر یا برای کسی خراب نکنم وخودم به طور خیلی لاتی زندگی کنم و هیج دختری این طوری نمی پسندد مگر این که پولدار باشی این هم منحل شد و کنسل شد می توانی بگویی چه چیزی کنسل نشده است ومنحل نشده است .
خیلی از مسائل ممکن است وجود دارد یا وجود داشته است و چون تو ازاین مطلب وارتباط خوشت می آید که چیزی وجود نداشته باشد و بگویی من این را ساخته ام و من به این رسیده ام ارتباط انسانی ات را می گیرند یا ازاین ارتباط ات استفاده می کنند از طریق هرگونه نوشتن اتبه همین خاطر کسی بهت چیزی نمی گوید هر طوری که بنویسی یا هرکاری که می کنی
درزنی یا همسری که طلاق گرفته ای در ندانسته های ارتباطی که نمی دانی در ارتباط های درستی که زندگی ساختی و داشته ای ودر انرژی که درون برای کارنیاز داری در کارهایی که به نتیجه نمی رسد و احتیاج یا پول دارد در بیش از اندازه کار کردن با کامپیوتر و لپ تاپ و ایتنرت و انترنت وفضای مجازی و وب و کار وآنلاین و این که من کاری هستم و از طریق ان می توانم به نتیجه های دیگر برسم مانده ای و هیچ کدومش به هیچ نتیجه نمی رسد نتیجه ارتباطی هر انسانی نشان دهنده ی بقیه مسائل زندگی اش می باشد بعد چه ربطی به منحل شده یا کنسل شده دارد وقتی اینها به نتیجه نمی رسد کل زندگی ام می شود منحل شده و کنسل شده و کل ارتباط های می شود کنسل شده و منحل شده و در کل به هیچ نتیجه و ارتباطی نمی رسم خوب مثل بقیه انسان با کامپیوتر و لپ تاپ ات زندگی کن قرار بود بروم برف بازی اومدن برف بازی هرچقدر از طرفی و دری که نروی تو از آن در می آیند تو دیگه چیزی داری بگویی بنویسم یا همین ها کافی است اینها به چه دردی می خورد یا به کاری می اید.
این که من ارتباط چپ وراست ارتباطی انسانی را نمی دانستم یا نمی دانم شده است علت ها ارتباطی انسانی ام چه ربطی به منحل شده یا کنسل شده دارد این که حتی این مسئله هم باعث نشد که ارتباط های انسانی را بسازم خوب دیگه این ها کنسل شده ای منحل شده.
وقتی مسئله ای با حق وحقیقت مقایسه شود یا نزدیکی اش حساب شود تعداد حالت های ممکن اش بی نهایت می شود پس منحل شده یا کنسل شده ی حق اگر ادامه پیدا کند تا بینهایت می رود بی نهایت انسانی یا بی نهایت خدایی این مسئله هم باعث نشد که به دیگر مسائل برسم.(چطوری می گویی تعداد حالت های حقه برای حل مسئله بی نهایت است وقتی تعداد حروف الفبای فارسی متناهی یا بی نهایت نیست درکل تعداد حروف یا الفبای انسانی که انسان ازش استفاده می کند متناهی است تعدادش مشخص است قابل شمارش است درحالی که برای این تعداد حالت های ساخت جمله یا ارتباط نامتناهی می شود من این را هم خودم دیروز داشتیم حل می کردم نفهمیدم چطوری می شود وبعضی از ارتباط ها را فقط من می دانم ولی علتش را نمی دانم یا هنوز بهش نرسیدم شما چی می گویید بهش الهام شده است یا شهود شده است یا علم لدنی است آره ریاضیات مگر علم لدنی است آره دیگه هر علمی می تواند لدنی باشد یا به انسان الهام شود خوب آخرین عدد چیه ؟ مگه نمی گویی به انسان الهام می شود یا شهود است یا علم لدنی یک چند نفر ریاضت نفسانی بکشند و یک چند نفر شهود کنند یک کاری کنند بهش الهام شود و از سحر جادو استفاده کنند به من بگویند آخرین عدد را بگویند ببینم چی است یک روزی یکی می گفت آخرین عدد آن چیزی است که بعد از ان عددی نباشد یا نیاید خوب چنده مگه نمی گویی این مسائل الهام شده یا لدنی یا شهودی است در کل این چه ربطی به موتورهای جستجو منحل شده یا کنسل شده داشت یا دارد هروقت کسی ادعای دانش های زیادی کرد علم لدنی و علم شهودی و علم الهام شده بهش بگو آخرین عدد چیه همین من امام زمان عج هستم ادعا امامت و رد آن از طریق مسیرهای ساده و عادی و عامه پسندها یعنی جمله ای که همه مردم می دانند از بچه حساب کن تا پیره زنه آخرین عدد چیه یعنی می خواهی بگویی وقتی کسی ادعا امامت کرد بهش بگوییم آخرین عدد چیه اگر جواب داد پس امامه اگر جواب نداد امام نیست این سوالی است که تمام پایه های ریاضیات را تغییر می دهد ریاضیات عالم طبیعیت و همه چیز را ساخته است و حتی ساختارهای تمام موجودات از ریاضیات و برمبنای ریاضیات میباشد بسه یا بازم بگویم از طریق ریاضیات ماشین ها ساخته می شوند اساس کار ماشین ها براساس ریاضیات کافیه این یک مثال بود نمی خواهد استدلال های فلسفه ای برایش بیاورید یا مسخره اش کنید یا خیلی مسائل دیر همین مسئله برایش کافی در ضمن حتی کسانی که این مسئله را نمی فهمند و می فهمند یعنی چه ).
من اقرارمی کنم ارتباط برقرار کردن بلد نیستم و در این مسئله مثل همیشه حتی بدتراز قبل مانده ام و می مانم هرچقدر بیشتر بگویی بدتر است این مسئله کنسل شد و منحل شد.
تو هیچ کسی نیستی و تو در گروه و مجموعه برادر کمیل داری زندگی می کنی ولی این مسئله را خودت نمی دانی الان فهمیدم خوب این مسئله را فهمیدی اره این هم کنسل شد و منحل شد.
تاوقتی باهاشون ارتباط برقرار نکنی تا آخر عمرت ارتش و سپاه و نیروی انتظامی همین داستان ها را برای ات می سازد کنسل شده و منحل شده .
این که خیلی از افراد مثل نیروی ها نظامی و ارتباطی از قصد کاری می کند که اسم شان در نوشته هایت بنویسی که قفل های فکری و ارتباطی و ذهنی را باز کنند وباهات ارتباط برقرار کنند و جذب ات کنند هم فایده ای نداشت و منحل شد و کنسل شد .
من که نمی توانم هر روز بیش از 100 تا 1000 کلمه را بنویسم تا به جامعه ارتباطی یا انسانی متصل شوم کنسل شود و منحل شد .
قاضی دارای علم الارتباطات است و تو به چه قاضی هم کنسل شد و منحل شد و همچنان پیشتاز و پیش می روی .
یعنی به آنی مسئله ای که می خواهم بنویسم کنسل می شود و منحل می شود.
این که دیگران ذهن من را کنترل می کنم و خیلی از اعمال و نوشته های من دست من وبرای خودم نیست این هم کنسل شد و منحل شد دیگه چیزی هست نگفته باشی یا فقط همین ها .
من بزرگ شده قانون هستم کنسل شد و منحل شد خوب ثابت کن و خودت را نشان بده من بیشتر از بلد نیستم کاری کنم ازاینها بیشتر نمی دانم .
این کامپیوتر است یا لپ تاپ است یا ارتباط سیستمی است که اگر ارتباطی باهاش برقرار نکنی بعد می آیی باهاشون ارتباط برقرار می کنی کنسل شد و منحل شد وگرنه انسان اینطوری نیست و نیاز به تلاش های دیگری می باشد خوب دیگه چیز دیگری مانده است که بگویی نه فعلا همین ها بود خوب متشکر و دست ات درد نکند بابت این همه تاکید وتمجید ارتباطی انسانی که من در چه وضعیتی هستم خوب یک ربات بسازید تمام ارتباط های انسانی را بگیرد و بداند و بدانیم در چه وضعیت ارتباطی هستیم چنین چیزی نیست .
خودت بساز من ساخته هایم را ساخته ام و نیاز به چیز یا ساخته ای ندارم
آخه چه نیازی به کامپیوتر وموبایل و اینترنت و انترنت و فضای مجازی و وب و محیط های آنلاین است وقتی همه چیز به قرآن می رسد و اخرش به فردی که شب های می شیند قران می خواند و محور همه چیز می باشد و این عمل در دنیا و آخرت و جهنم و بهشت بقیه دنیاها محور همه چیز می باشد کنسل شد و منحل شد.
این که همه درمورد همه چیز را می دانند حتی ساخته ها و موتورجستجو وساختن موتورجستجویم کنسل شد و منحل شد چند منحل شد و کنسل شده داری بی نهایت چرا وقتی ساخته ی حقه ای کنسل شد و منحل شد پس تعداد حالت های ممکن بی نهایت می شود .
این که کامپیوتر لپ تاپ و موبایل حالت آلن تورینگی دارد و چرا ازش استفاده می کنم یا می کنیم هم کنسل شد و منحل شد همه ازش استفاده می کنند من هم ازش استفاده می کنم.
اگر بفهمند به طور واقعی چه کاره ای و چه کار می کنی و زندگی ات و ارتباط ات بدتر می شود چون که تو نمی دانی اونها ارتباط را می دانم و این مسئله باعث می شود چون می دانی و نمی رسی
این که داری یا چرا از کامپیوترت استفاده می کنی وقتی داری از کامپیوترت یا لپ تاپ ات چون من کامپیوترم ندارم لپ تاپ دارم و این را هم ما می دانیم چه کسی نمی داند حیوان و جن نمی داند و اینها کجا هستند و من نمیدانم وررا من اینقدر غلط املایی در این وب سایت یا صفحه تازگی ها پیدا کرده ام و اینقدر مسئله تصحیح کردن دارم در این بحث هم خودم نمی دانم این هم فایده ای نداشت و منحل شد و کنسل شد چی منحل شد و کنسل شد این که وقتی داری با کامپیوترت کار می کنی همان معنای کردن را می دهد خوب تو دیگه دنبال چی هستی خودم هم نمی دانم .
وقتی تند تند تایپ می کنی و می نویسی غلط املایی داری به این معنی است که با کسی ارتباطی داری یا در کالبد کسی پشت کامپیوترت یا لپ تاپ ات یا تبلت ات هستی برو پیدایش کن به جای این که به جای نوشتن های متعدد و تحصیح کردن کار خودت را زیاد کنی منحل شد و کنسل شد و چون من بلد نیستم و ارتباط ات همین بوده است .
حتما باید تمام درها بسته باشد یابسته شود که به کارت خودت بپردازی منحل شد و کنسل شد.
روز و زندگی خودت را بساز کنسل شد و منحل شد .
این که تو برای کسی یا جایی یا فکری یا جامعه ای در طول روززندگی می کنی کنسل شد ومنحل شد.
این که ثابت درروزقسمتی را کار کنی و قسمتی را ا زندگی کنی کنسل شد و منحل شد.
دیگه نمی شود یا نمیشه کنسل شد و منحل شد .
جهان مجازی یا ارتباطی مجازی با جهان واقعی یا ارتباطی واقعی فرقی نمی کند اگر درجهان مجازی یا ارتباطی مجازی به نتیجه رسیدی یا میرسی در جهان واقعی یا ارتباط واقعی هم به نتیجه می رسی این نتیجه یا مسئله یا فکر یا ارتباطی یا هرچیزی دیگری هم کنسل شد و منحل شد.
این که انواع درهای ارتباطی انسانی باعث بهتر شدن ارتباط انسانی نمی شود منحل شد وکنسل شد .
این را منتشر کرد یا پاک کن برود نگه اش ندارد هرچقدر چیزی را نگه داری نتیجه اش برای اش مشخص نمی شود که چه چیزی است می گویند وقتی داری یعنی کرده ای و نگه داشته ای و وقتی بفرستی یعنی داده ای رفته ای و دوباره باید ازا ول همان اول رابسازی منحل شد و کنسل شد.
چیزی که در ذهن ات است صاحبش نیستی چه برسد چیزی که بنویسی منتشر کنی منحل شد و کنسل شد.
انجام امور یا کارهای فی البداهه یا نگفته انجام شده منحل شد و کنسل شد چرا ساخت شبکه ارتباطی انسانی وبدست اوردن ارتباط های انسانی بیشتر از یک طرف فاز نمی خوام نمخوام از یک طرف ساخت ارتباط انسانی شبکه وساختارارتباط یاانسانی .
لینک ها)
موفق باشید
به امید خدا