جنگ جهانی دوم به روایت تصویر

جنگ جهانی دوم (WW2) از اول سپتامبر 1939 تا دوم سپتامبر 1945 به طول انجامید. در این جنگ کشورهای مختلفی در دو جبهۀ متّحدین و متّفقین به جان هم افتادند. نتیجۀ آن کشته شدن 85 میلیون نفر نظامی و غیرنظامی، بی‌خانمان شدن میلیون‌ها نفر و خرابی‌های گسترده ‌در چندین کشور دنیا بود. تصاویری از این جنگ را ببینید (تعدادی از عکس‌ها مناسب افراد زیر 18 سال نیست!)


یوزف گوبلس، وزیر تبلیغات هیتلر، آغاز جنگ با اتحاد جماهیر شوروی را در رادیو اعلام می‌کند. نگرانی را می‌توان در چشمانشان دید (22 ژوئن 1941 / اول تیرماه 1320):

مردم مسکو منتظر شنیدن اعلام جنگ هستند (22 ژوئن 1941):

بزرگترین درگیری تاریخ بشر آغاز می‌شود. 4 میلیون سرباز با 600 هزار وسیلۀ نقلیه و 750 هزار اسب، خط مقدمی به طول 3000 کیلومتر تشکیل می‌دهند.

اولین حملۀ غافلگیرانه از سوی آلمان صورت گرفت. این حمله تلفات سنگینی برای شوروی داشت. طی 9 روز اولِ جنگ، 1400 هواپیما در هوا و 3200 فروند در زمین توسط جنگنده‌های لوفتاوای آلمان نابود شد که 40 درصد نیروی هوایی شوروی را تشکیل می‌داد. در این نبرد آلمانی‌ها فقط 330 هواپیما از دست دادند که افتخار بزرگی بود. تصویر پایین جنگنده‌های منهدم شدۀ I-16 شوروی را در فرودگاهی نزدیک مینسک (پایتخت بلاروس) نشان می‌دهد. (ژوئن 1941)

تا اواسط اوت، شوروی‌ها 3300 تانک از دست دادند. در حالی که آلمانی‌ها فقط 220 تانک. یعنی با نسبت عجیب 15 به 1. در تصویر پایین تانک BT-2 روسی با خدمۀ مردۀ آن را می‌بینید. (جولای 1941)

اما بیشترین تلفات در بعد انسانی بود. تا دسامبر 1941، 2 میلیون و 700 هزار سربازِ شوروی کشته و 3 میلیون و 300 هزار نفر اسیر شدند. سربازان تسلیم شدۀ شوروی را در تصویر پایین می‌بینید. (جولای 1941، بلاروس)

چیزی جلودار تانک‌های آلمانی نبود. آن‌ها طی 7 روز اولِ، 300 کیلومتر در خاک شوروی نفوذ کردند یعنی یک سوم فاصله تا مسکو.

حملات رعدآسای آلمان به خوبی جواب داده بود. سربازان آلمانی از موفقیت‌های پیاپی خوشحال بودند. در این تصویر یک سرباز آلمانی را می‌بینید که روی سر استالین ژست گرفته است.

شوروی‌ها بالاخره از خواب بیدار شدند. تلفات آلمان کم‌کم شروع شد. ارتش آلمان که تا آگوست 1941 فقط 46000 نفر تلفات داده بود ظرف چند ماه تا دسامبر همان سال 25 درصد نیروی نظامی خود را به صورت کشته و زخمی از دست داد.

تصویر یک سرباز آلمانی درست در لحظۀ مرگ
تصویر یک سرباز آلمانی درست در لحظۀ مرگ


و این هم یک سرباز روسی در لحظۀ مرگ
و این هم یک سرباز روسی در لحظۀ مرگ

در نوامبر سال 1941، روسیه در مخمصۀ بدی افتاد. هیتلر با 2 میلیون اسیر شوروی، 22000 غنیمت توپخانه‌ای، 18000 تانک منهدم شده و 14500 هواپیمای بمباران شده پیروزی جنگ را اعلام کرد. ارتش آلمان فقط 16 کیلومتر تا مسکو فاصله داشت و شوروی‌ها تنها 150 تانک و 90 هزار نفر نیرو داشتند. استالین این پیروزی را طی یک رژه نظامی جشن گرفت.

اما روسیه خود را با شرایط موجود وفق داد. آن‌ها سگ‌هایی تربیت کردند که زیر تانک دشمن می‌رفتند و عمل انتحاری انجام می‌دادند! (مسکو، 1941)

در دسامبر 1941، دمای هوا به منفی 35 درجه سانتی‌گراد رسید که حتی برای روس‌ها غیرقابل‌تحمل بود. ارتش آلمان آمادگی مقابله با این سرما را نداشت، طوری که با یخ زدن 130 هزار نیرو عملاً پیشروی در جنگ با مشکل مواجه شد.

با حمایت ژاپن، نیروهای تازه‌نفس شوروی، آلمان‌ها را 100 تا 200 کیلومتر از خاک خود بیرون راندند. این نخستین شکست بزرگ آلمان بود و البته 1 میلیون سرباز جانشان در نبرد مسکو از بین رفت.

تسلیم سربازان آلمانی (مسکو، ژانویۀ 1942)
تسلیم سربازان آلمانی (مسکو، ژانویۀ 1942)

ارتش آلمان به صورت همزمان به شمال لنینگراد، دومین شهر بزرگ شوروی با 3 میلیون و 300 هزار نفر جمعیت حمله کرد. با توجه به اینکه فاصلۀ آلمانی‌ها تا شهر چیزی حدود 19 کیلومتر بود، در این نبرد شهر به توپ بسته شد.

لنینگراد شدیداً تحت کنترل نیروهای آلمانی قرار گرفت. هیتلر تصمیم گرفت با طولانی کردن محاصره، گرسنگی را بر مردم چیره کند. آغاز محاصره، 25 سپتامبر 1941 بود. در آن زمان، لنینگراد، غذای کافی تنها برای 20 روز داشت. در ماه دسامبر با وجود کاهش جیرۀ غذایی، غذا فقط برای 2 روز باقی مانده بود. تصویر پایین جیرۀ غذایی روزانه را در لنینگراد نشان می‌دهد: 125 گرم نان که حاوی 50 درصد خاک اره بود.

طی این محاصره 600 هزار تا 1 میلیون غیرنظامی جان باختند. مردم هر چیزی که گیرشان می‌آمد از سگ و گربه، پرنده و موش‌ها را خوردند. مردم حتی به آدم‌خواری رو آوردند.

اجساد یخ‌زدۀ مردم گرسنه در خیابان‌های لنینگراد (زمستان 1942)
اجساد یخ‌زدۀ مردم گرسنه در خیابان‌های لنینگراد (زمستان 1942)

مشکل اصلی، 400 هزار کودکی بودند که تحمل گرسنگی نداشتند؛ از جمله این کودک مظلوم که روی پله‌های خانه‌اش از فرط گرسنگی جان داده است.

بسیاری از بچه‌ها که والدین خود را به خاطر گرسنگی و بمباران از دست داده بودند تحت سرپرستی واحدهای نظامی ارتش روسیه قرار گرفتند.

تنها راه ورود غذا، دریاچۀ یخ‌زدۀ لادوگا بود. این جادۀ یخی به «جادۀ زندگی» معروف شد. گذر از آن بسیار خطرناک بود طوری که در هفتۀ اول 40 کامیون غرق شدند. درب خودروها عمداً باز است تا راننده در صورت شکستن یخ بیرون بپرد.

محاصرۀ لنینگراد 900 روز به طول انجامید و سرانجام در 27 ژانویۀ 1944 تحت فشار ارتش سرخ روسیه آلمانی‌ها مجبور به عقب‌نشینی شدند و سرانجام محاصره شکسته شد. در مجموع حدود 1 میلیون نفر در این محاصره جان خود را از دست دادند. بیشتر مرگ‌ومیرها به خاطر سرما و گرسنگی بود نه بمباران.

با بازگشت آلمانی‌ها، مردم به‌خصوص ساکنان اوکراین شرقی و کشورهای منطقۀ بالتیک که از حاکمیت کمونیست به ستوه آمده بودند استقبال گرمی از آن‌ها کردند.

در شروع اشغال، بسیاری از سربازان آلمانی چهره خوبی از خود نشان دادند. در تصویر پایین افسر آلمانی را می‌بینید که به یک دخترچه شکلات می‌دهد.

اما دیری نگذشت که با جایگزین شدن نیروهای وفادار SS که در اجرای سیاست‌های اشغال‌گرانۀ هیتلر از هیچ کاری فروگذار نمی‌کردند شرایط به کلی تغییر کرد. نیروهای اس اس، کارشان را با کشتار یهودیان آغاز کردند.

نازی‌های آلمان، اسلاوها را آدم حساب نمی‌کردند. به اعتقاد آن‌ها این افراد یا باید برده می‌شدند یا از بین می‌رفتند. در تصویر پایین دختر 18 ساله‌ای را می‌بینید که سینۀ چپش بریده‌‎ شده و بعد از شکنجه به دار آویخته‌اند. (1941، روسیه)

5 میلیون جوان در شوروی دستگیر و به آلمان آورده شدند تا به عنوان بَرده در مزارع و کارخانه‌ها کار کنند. نیمی از این افراد مردند. (اوکراین، 1942)

در طول اشغال، سربازان اس‌اس، مردم زیادی را اعدام کردند.

اعدام 2 نوجوان به خاطر کمک به سربازان اسیر شوروی (بلاروس، 26 نوامبر 1941)
اعدام 2 نوجوان به خاطر کمک به سربازان اسیر شوروی (بلاروس، 26 نوامبر 1941)

اعدام مردم با هدف ترساندن آن‌ها انجام می‌شد ولی ظاهراً نتیجۀ عکس داد. بسیاری از مردم به جنبش چریکی پارتیزان‌ها پیوستند و در برابر زورگویی آلمانی‌ها مقاومت مسلحانه کردند طوری که نهایتاً به بزرگترین جنبش چریکی تاریخ بدل شد. گرچه تعداد دقیقی مشخص نیست ولی 250 هزار تا 600 هزار پارتیزان برای آزادسازی سرزمین‌های اشغال شدۀ شوروی نبرد کردند.

یک خانوادۀ پارتیزان بلاروسی ( بلاروس، 1942)
یک خانوادۀ پارتیزان بلاروسی ( بلاروس، 1942)

دیری نپایید که پارتیزان‌ها به معضل اصلی آلمان تبدیل شدند. در آگوست 1943، پارتیزان‌ها به منظور تضعیف آلمان در نبرد کورسک، حملات هماهنگی به خطوط ریلی آلمان ترتیب دادند که به «جنگ ریل‌ها» مشهور شد.

عملیات انجام شده، بسیرا اثرگذار بود. پارتیزان‌ها 230 هزار ریل و 1000 قطار را نابود کردند. با این کار ظرفیت نظامی آلمان تا 40 درصد کاهش یافت.

در سال 1942، استالین انتظار داشت آلمانی‌ها حمله به مسکو را ادامه دهند و به همین خاطر 50 درصد نیروهایش را در این شهر مستقر کرد. اما او اشتباه کرد. هیتلر تمرکزش را به قسمت نفت‌خیز جنوب شوروی معطوف کرده بود. آلمان در 3 ژوئن 1942 عملیات «نبرد آبی» را آغاز کرد. در ابتدا موفقیت‌های زیادی به همراه داشت طوری که در عرض چند روز توانستند خط دفاعی شوروی را در هم بشکنند.

روس‌ها به شدت در تلاش بودند تا حرکت آلمانی‌ها را کند کنند. این یکی از مشهورترین تصاویر جنگ جهانی دوم است که یک افسر جوان روسی دستور حمله می‌دهد. او درست چند ثانیه بعد از ثبت این عکس کشته می‌شود.

در ماه آگوست، نیروهای شوروی کاملاً از نفس افتاده بودند. حملات مکرر آلمانی‌ها از یک سو و فرار و عقب‌نشینی نیروهای خودی از سوی دیگر، قدرت دفاعی روسیه را به شدت تضعیف کرده بود. در 28 جولای، استالین فرمان شمارۀ 227 را به اجرا گذاشت. به موجب این دستور بخشی به نام واحد مسدودسازی موظف بود در صورت عقب‌نشینی نیروها آن‌ها را به گلوله ببندد. این دستور آنچنان اثر منفی روی سربازان داشت که بسیاری از فرماندهان از انجام آن سرباز زدند. تصویر پایین مأموران اطلاعاتی NKVD را نشان می‌دهد که در حال استقرار مسلسل پشت خط دفاعی هستند. (آگوست 1942)

در 17 جولای 1942، نیروهای آلمانی به استالینگراد رسیدند؛ شهری با 400 هزار نفر جمعیت در کنار رودخانۀ وُلگا که قرار بود خونین‌بارترین نبردِ تاریخ بشر در آنجا رقم بخورد. تصویر این شهر را قبل و 6 ماه بعد از حمله می‌بینید.

قبل از حمله
قبل از حمله


6 ماه بعد از حمله
6 ماه بعد از حمله

صدها هزار سرباز در این خرابه‌ها با دشمن وارد یک جنگ سخت و طاقت‌فرسا شدند. امید به زندگی سربازان در استالینگراد 1 روز بود. در طول دفاع از شهر هر 25 ثانیه یک سرباز جان خود را از دست می‌داد.

در 19 نوامبر 1942، روس‌ها عملیات غافلگیرانه «اورانوس» را به منظور محاصرۀ سربازان آلمانی مستقر در استالینگراد انجام دادند. در عرض 4 روز، شهر محاصره شد و 265 هزار سرباز آلمانی داخل شهر به دام افتادند. تلاش برای شکست محاصره بی‌نتیجه بود و سربازان آلمانی شدیداً از سرما، گرسنگی و خستگی رنج می‌بردند.

نهایتاً در 31 ژانویۀ 1943 ارنست پاولوس، فرماندۀ ارتش آلمان در استالینگراد برخلاف دستور صریح هیتلر که معتقد بود تا آخرین نفس باید جنگید یا خودکشی کرد و با وجود ترفیعات نظامی فراوان، قافیۀ جنگ را باخت و تسلیم شوروی‌ها شد. در پی این اقدام 3 روز عزای عمومی در آلمان اعلام شد.

نبرد استالینگراد یکی از خونین‌ترین جنگ‌های تاریخ بشر بود که چیزی حدود 2 میلیون نفر تلفات داشت. برای اولین بار آلمانی‌ها تقریباً به اندازۀ روس‌ها تلفات دادند. در این درگیری 25 درصد ارتش آلمان در جبهۀ شرقی نابود شدند. نبرد استالینگراد نشان داد که آلمانی‌ها استراتژی درستی برای ادامۀ جنگ نداشتند و این نبرد نقطۀ عطفی در جنگ جهانی دوم به شمار می‌رفت. 107 اسیر آلمانی را می‌بینید که 8 سال بعد فقط 6 هزار تن از آن‌ها سالم به خانه رسیدند.

هیتلر در پی انتقام از شکست قبلی، تصمیم گرفت تا عملیات تهاجمی گسترده‌ای در تابستان 1943 نزدیکِ شهر کورسک انجام دهد. طرفین جنگ خود را برای یک مبارزۀ تمام عیار آماده کردند. آلمانی‌ها با 900 هزار سرباز، 2700 تانک، 2 هزار هواپیما و 10 هزار اسلحه آمدند. از آن سو، ارتش سرخ با 1 میلیون و 300 هزار سرباز، 3400 تانک، 2900 هواپیما و 19 هزار اسلحه آمادۀ کارزار شدند.

طرفین جنگ همچنین سلاح‌های جدیدی به کار بستند. آلمانی‌ها با نیروهای زرهی ارتقاء یافته برگشتند که شامل نابودگر قدرتمند تانک (فردیناند) و 2 تانک جدید تایگر و پانزر بود. تصویر تایگر را می‌بینید که شاید پیشرفته‌ترین و گران‌ترین تانک جنگ جهانی دوم بود. به ازای نابودی هر تایگر 8 تانک روسی نابود می‌شد.

در مقابل، اتحاد جماهیر شوروی نیز با سلاح‌های جدیدی آمده بود. نابودگر تانک SU-152 با یک اسحلۀ قدرتمند کالیبر 152، شکارچی حیوانات نام گرفت چون قادر بود تانک‌های پیشرفتۀ تایگر و پانزر را در یک چشم به هم زدن ناک اوت کند.

روس‌ها همچنین مینی‌بمب‌های ضدتانک PTAB را اختراع کردند که با وزن 2.5 کیلویی قادر بودند به زرۀ هر تانک آلمانی نفوذ کنند. این بمب‌ها در ترکیب با هواپیمای جنگی ایلوشین ایل 2 بسیار کشنده بودند طوری که به آن‌ها لقب تانک‌های پرنده داده بودند. IL-2 یک هواپیمای جنگندۀ منحصر به فرد بود که قسمت پایین بدنۀ آن از زرۀ بسیار محکم ساخته شده بود تا خلبانان بدون ترس از ضدهوایی بتواند در ارتفاع پایین (در حد 6 متر) به مواضع مورد نظر حمله کنند.

روس‌ها با تجربه‌ای که از کورسک به دست آوردند مجبور شدند تانک‌های T-34 را به طور قابل ملاحظه‌ای ارتقاء دهند تا بتواند آلمانی‌ها را مغلوب خود نمایند.

کورسک، آخرین عملیات بزرگ آلمان در جبهۀ شرقی بود. قدرت تهاجمی آلمانی‌ها در این عملیات شکسته شد و هرگز به حالت قبل بازنگشت.

در اصطلاحات نظامی آمریکا، به روزی که قرار است یک عملیات بزرگ حمله آغاز شود D-Day گفته می‌شود؛ ولی بیشتر از همه روز عملیات باگریشن در خلال جنگ جهانی دوم به این نام شهرت یافته‌ است. این عملیات بزرگ‌ترین عملیات آبی-خاکی تاریخ محسوب می‌شود و فرماندهی آن برعهده ژنرال دوایت دیوید آیزنهاور بود. عملیات باگریشن در 22 ژوئن 1944، دقیقاً در سومین سالگرد تهاجم آلمان به روسیه آغاز شد و بدترین شکست را برای آلمانی‌ها رقم زد. در این نبرد بخش عمدۀ ارتش آلمان در هم کوبیده شد و راه به برلین باز شد.

موشک‌های کاتیوشا در حال شلیک به مواضع آلمان
موشک‌های کاتیوشا در حال شلیک به مواضع آلمان

کاتیوشا سلاحی منحصر به فرد بود که می‌توانست در عرض 25 ثانیه، 325 موشک مجموعاً حامل 1.6 تن مواد منفجره را شلیک کند و هر چیزی را در مساحت 200 تا 400 متر نابود کند. آلمانی‌ها به شدت از این سلاح هراس و وحشت داشتند. در تصویر پایین حال و روز یکی از کاوران‌های نظامی آلمان را بعد از موشکباران کاتیوشا می‌بینید.

طی عملیات باگریشن 300 هزار آلمانی اسیر شدند. استالین دستور داد همۀ اسرای آلمانی به خط شوند و رژه بروند تا هم‌پیمانانش، این افتخار بزرگ را باور کنند.

شوروی و بریتانیا پس از حمله به ایران و اشغال آن، از راه‌آهن سراسری ایران برای انتقال کمک‌های نظامی از جنوب ایران به پشت جبهه شوروی استفاده کردند. ستونی از کامیون‌های استودبیکر را می‌بینید که در حال حرکت به سوی شوروی هستند (1943)

شوروی‌ها پس از پیروزی در نبرد برلین بالاخره پیروزی جنگ را جشن گرفتند.

سربازان و مردم به خانه بازگشتند! البته یک سوم شوروی با خاک یکسان شده بود. 70 هزار روستا، 1700 شهر، 32 هزار کارخانه، 64373 کیلومتر خطوط ریلی نابود شده بود و 25 میلیون نفر بی‌خانمان شده بودند. 15 سال طول کشید تا شوروی بتواند قسمت شرقی خود را بازسازی کند.

 زنی به همراه فرزندانش که به خانۀ خود برگشته‌اند! (1944، بلاروس)
زنی به همراه فرزندانش که به خانۀ خود برگشته‌اند! (1944، بلاروس)

400 هزار زن روسی در جنگ جهانی دوم شرکت داشتند که بسیاری از آن‌ها داوطلبانه به جبهۀ جنگ پیوسته بودند.

حتی کودکان در پیروزی شوروی سهیم بودند. این کودکِ 13 سالۀ روسی، به مدت 3 سال، 12 ساعته در کارخانۀ تولید موتورِ تانک کار می‌کرد.

و البته 60 هزار سگ که در ارتش سرخ انجام وظیفه کردند. آن‌ها 700 هزار مجروح را از میدان‌های نبرد حمل، 4 میلیون معدن را کشف و 300 تانک را نابود کردند. تصویر پایین معروف‌ترین سگِ جنگ جهانی دوم را نشان می‌دهد که به‎تنهایی در طول جنگ توانست 7468 معدن پیدا کند. این اولین سگی بود که توانست مِدال نظامی بگیرد. در پایانِ جنگ به خاطر مجروحیت نمی‌توانست راه برود و سربازان به پاس زحماتش در جشن پیروزی واقع در میدان سرخ مسکو، او را بر دست‌های خود حمل کردند.

بدون شرح از گوشه‌وکنار جنگ جهانی دوم:

منبع