گهی پشت به زین و گهی زین به پشت

در حاشیه مراسمی، این سگ نحیف را دیدم که آش و لاش گوشه‌ای افتاده بود . اول فکر کردم مرده ولی کمی جلوتر رفتم چشمهاش را باز کرد. خوشحال شدم که زنده است ولی ناراحت که چرا اینقدر ضعیف و لاغر است! شخصی که ساکن آنجا بود گفت:

این سگِ گله بوده، روزگاری برای خودش یلی بوده حالا چون پیر شده و دندوناش ریخته ولش کردن. یکی از پاهاشم با چوب زدن لنگ شده. ما اینجا دورریز غذا رو میندازیم بیرون تا شاید سگی گربه‌ای رد بشه بخوره. معلوم نیست سگ بیچاره چند سال با یه لقمه نون به گله‌دارا خدمت کرده، حالا که از کار افتاده به این حال افتاده.
ما آدما اینجوری هستیم دیگه...