استارتاپ ویکند اولی (قسمت اول)

این تجربه اولین حضورم تو یه استارتاپ ویکنده. استارتاپ ویکند فرآفرین دانشگاه خواجه نصیر. اسفند 95
دارم مینویسمش چون تجربه استارت آپ ویکند نداشتم و وقتی برای اولین بار تو این رویداد شرکت کردم اینقدر چیز یاد گرفتم که تبدیل به یه نقطه عطف تو زندگیم شد

دوس دارم تجربه و درس های این رویداد سه روزه رو تو 3 قسمت باهاتون به اشتراک بذارم

سخنرانی
مگه میشه یه رویدادی برگزار بشه و سخنرانی نداشته باشه؟ کسی میخواد راجع به سخنرانی این رویداد بخونه؟ منم همین حدسو میزدم پس بگذریم

طرح ایده
بعد از سخنرانی و یه پذیرایی کوچیک اسمامونو نوشتیم تا ترتیب کسایی که ایدشونو ارائه میدن مشخص شه. یک دقیقه فرصت دارین تا ایدتون رو ارائه بدید. نکته ای که خیلی مهمه و معمولا هیچکس رعایت نمیکنه اینه که شما باید به این سه تا سوال جواب بدید:

مشکل چیه؟
کیا این مشکلو دارن؟
راه حل من چیه

توی این مرحله مهم نیست که چطور ایدتون رو عملی میکنید. مهم نیس که وبسایت میخواین یا اپ. مهم نیس که چقد پول نیاز دارین. مهم نیس که چقدر پول درمیاد ازش. سه تا سوال. همین!

بعد از چندتا ارائه بالاخره حوصله برگزارکننده ها سر رفت و بهرنگ مولایی، از منتورهای رویداد، میکروفون رو از مجری قاپید و مثال قشنگی زد:

"دیدین یه سری غورباقه هستن که وقتی راه میرن کفششون جیر جیر صدا میده؟ من میخوام یه ژل تولید کنم بریزم تو کفششون دیگه جیر جیر نکنه"

دیدین؟ مشکل – کی مشکل داره – چیکار کنیم.

بهرنگ مولایی در حال ارائه ایده غورباقه ها!
بهرنگ مولایی در حال ارائه ایده غورباقه ها!


بازاریابی ایده!!!

ایده ها رو مطرح کردیم و رسید به زمان رای گیری. یهو به خودمون اومدیم دیدیم مجری میگه بریم ایدتون رو بازاریابی کنین!! بازاریابی؟! شیب؟! بام؟! این قسمت بیشتر به توانایی ارتباط گرفتن و جرأت شما بستگی داره که بتونید برید جلو و سر صحبت رو با یه غریبه باز کنید و شروع کنید به توضیح ایدتون. البته یه مشکل دیگه هم هست. یه عده ای هستن که همون موقع ارائه ایده رأیشون رو نوشتن و دیگه نوبت به شما نمیرسه. سیستم رای گیری هم به این شکل بود که هر کدوم از کسایی که تو سالن بودن 3تا ایده خوب از نظرشون رو توی یه کاغذ مینوشتن و تعداد رای هر ایده شمرده میشد. این بخش جای مناسبیه که آدما رو بشناسید و باهاشون لینک بشید. شماره ردو بدل کنید. تخصص هارو متوجه بشید و آپشن هاتون برای تشکیل یا تکمیل یه تیم رو بشناسید. تو این مرحله بود که با "پرسام" اشنا شدم و متوجه شدیم هردومون به ایده اونیکی رای دادیم. همین یه جرقه بود برای آشنایی.

ادامه دارد...