حقوق حیوانی

در سال های اخیر، رابطه انسان و حیوانات بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و خصوصا از رفتارهای خشن با حیوانات انتقاد می شود. بطور ناگهانی ما توجه خاصی به وضعیت این گونه ها که از نظر ما پست تر (و کم هوش تر) از انسان هستند نشان می دهیم، شاید به این دلیل که خودمان هم ممکن است روزی سرنوشت مشابه پیدا کنیم.


وقتی برنامه های کامپیوتری بتوانند هوشی فراانسانی کسب کنند، آیا باید ارزشی بیش از انسان برای آنها قائل شویم؟ آیا از نظر اخلاقی صحیح است که یک هوش مصنوعی شروع به بهره کشی از انسان ها بکند یا اینکه انسان ها را برای نیازها و تمایلات خود بکشد؟ اگر استفاده هوش مصنوعی از انسان اخلاقی نیست، پس چطور استفاده انسان ها از حیوانات و کشتن شان صحیح است؟ آیا انسان ها جدا از هوش بالاتر و قدرت بیشتر، صاحب نوعی بارقه جادویی هستند که آنها را از حیواناتی مثل خوک و مرغ و شامپانزه جدا می کند؟ اگر بله، منبع آن بارقه جادویی کجاست و از کجا میدانیم که هوش مصنوعی آن را نخواهد داشت؟


در روز هفتم جولای سال 2012 متخصصین عصب شناسی و علوم شناختی در دانشگاه کمبریج دور هم جمع شدند و "اعلامیه کمبریج" را امضا کردند که بیان میکرد شواهد بسیاری وجود دارد که حیوانات (غیر از انسان ها) دارای ساختارهای آناتومی عصبی، شیمیایی، و فیزیولوژیک لازم برای فهم و همینطور ظرفیت نشان دادن رفتارهای آگاهانه هستند. نتیجتا، تحقیقات نشان می دهد انسان در داشتن بسترهای عصبی ایجاد کننده فهم و خودآگاهی منحصر به فرد نیست. حیوانات (غیر از انسان) از جمله پستانداران، پرندگان و بسیاری موجودات دیگر مانند اختاپوس ها هم دارای این ساختارهای عصبی هستند.


از کتاب Homo Deus نوشته یوآل هراری

منبع:
https://bit.ly/2KPtcsF
https://amzn.to/2kDyIxH