دوراهی جهانی سازی یا رکود اقتصادی

اقتصاددانان بطور سنتی معتقدند رشد کارآیی اقتصادی در درازمدت ناشی از پیشرفت تکنولوژی و بهبود وضعیت سازمانی است. مهندسین موتوری بهتر برای خودروها طراحی می کنند، و تجار نیروی کار خود را بهتر سازماندهی می کنند، و این فرایند تجمیع دانش است که بمرور باعث ثروتمندتر شدن بشر می گردد.


از میانه دهه 2000 رشد بازده اقتصادی آمریکا (و تا حدودی جهان) کند بوده است. آیا این موضوع به معنی کند شدن رشد تکنولوژی و کاهش اختراعات جدید است؟ شاید، ولی یک عامل بسیار مهم دیگر هم در این تغییر بزرگ موثر بوده است.


از 1993 تا 2008 تجارت به بخش مهمی از اقتصاد جهانی تبدیل شده بود. رشد تجارت مدیون مجموعه ای از عوامل از جمله نوآوری در زمینه جابجایی کالاها (کانتینر)، اینترنت، توسعه سیاسی همچون پایان جنگ سرد، و همچنین کاهش سیاست های حمایت گرایی دولت ها بود. اما این روند در پی بحران اقتصادی جهانی در 2008 متوقف و تا حدودی حتی معکوس گشت.


مطالعات نشان میدهند جهانی سازی میتواند باعث تشویق سرمایه گذاری مستقیم خارجی شود که خود متعاقبا به تخصیص بهتر سرمایه بین کشورها می انجامد و کمک می کند تکنولوژی از کشوری به کشور دیگر منتقل شود. در این فرایند شرکت ها مجبورند به رقابت در بازار های بین المللی بپردازند، این یعنی تلاش برای افزایش کارایی. همچنین شرکت های ناکارامدتر یا مجبور به بهبود می شوند، و یا در رقابت حذف خواهند گشت.


هرچند جهانی سازی و رقابتی که منجر به حذف مشاغل صنعتی در داخل کشور شود بسیار بدنام هستند اما تحقیقات نشان می دهد شرکت هایی که کارخانه های خود را به کشورهای ارزان تر منتقل می کند تمرکز را بر بخش خدمات قرار داده و سرمایه گذاری بیشتر در بخش تحقیق و توسعه، و اختراع محصولات انجام می دهند.


هرچند جهانی سازی و فرار مشاغل صنعتی به کشورهای با نیروی کار ارزان تر دردآور و مختل کننده است، اما احتمالا لازمه رشد پایدار و سریع کارآیی اقتصادی باشد. گاها کشورها از فرار شغل ها به کشورهای دیگر شکایت می کنند، اما گزینه دیگر شاید اقتصادی بدون نوسان اما راکد باشد.


نواح اسمیت - استاد سابق فاینانس دانشگاه استونی بروک


منبع: بلومبرگ https://bloom.bg/2Lxc1w9