سلبریتی‌ها به چه درد می‌خورند؟

آدم‌های معروف در بیشتر طول تاریخ بشر بخشی از نمای فرهنگی بوده‌اند. چه اسکندر کبیر باشد یا لُرد بایرن، مردم همیشه شیفتۀ آدم‌های مشهورند. اما نقش فرهنگ شهرت هرگز به میزان امروز و در جهات متنوع، برجسته نبوده است. این فرهنگ شهرت روی تصمیمات فردی مراقبت و سلامت تأثیر بسزایی دارد، یعنی روی کارهایی که می‌کنیم تا سالم بمانیم و دیدگاه‌هایی که دربارۀ جسم خود داریم، کالاهایی که می‌خواهیم داشته باشیم یا حتی آرزوهای شغلی آینده‌مان. دوست داشته باشیم یا نه، فرهنگ شهرت تأثیر عمیقی بر جهان ما دارد و چارچوب فکر ما دربارۀ مسائل مهم را می‌سازد و حتی بر دید ما به جایگاه خودمان در جهان تأثیرگذار است.


فرهنگ شهرت همچنین منبع اطلاعات غلط هم است. در واقع، آدم‌های معروف یکی از منابع مهم و مؤثر چرندیات شبه ‌دانشمندانه شده‌اند، از نکاتی کاملاً بی‌معنی که اغلب تمسخر می‌شوند تا آنهایی که کشش اجتماعی زیاد دارند. رواج نوشیدنی‌ها، سم‌زدایی، رژیم‌های ترک اعتیاد، برنامه‌های نرمشی عجیب ‌و غریب، و یک عالم محصولات و تمرین‌های زیبایی و ضدپیری را می‌توان مستقیماً به تأیید آدم‌های معروف مرتبط دانست. به همین علت است که تبلیغ‌کنندگان میلیون‌ها دلار پول به آنها می‌دهند تا محصول خود را به فروش برسانند. آدم‌های معروف این قابلیت را دارند که همۀ ما را جادو کنند.


فرهنگ شهرت چیزی فراتر از علاقه به آدم‌های مشهور است. انعکاسی است از ارزش‌های جمعی ما و نمایش رابطۀ پیچیدۀ میان انتظارات اجتماعی و واقعیت‌های اجتماعی‌ اقتصادی. آوازه و شهرت، نمایش‌های واحدی از حس تحرک اجتماعی ما هستند. آنها این توهم را ایجاد می‌کنند که رسیدن به ثروت مادی برای هر کسی ممکن است. انگار آدم‌های معروف شواهد لازم را ارائه می‌کنند و نشان می‌دهند که رؤیای رسیدن از کوخ به کاخ، واقعی و تحقق‌پذیر است.


اما احتمال موفقیت در هر نوع شغلِ مبتنی بر شهرت، چیزی در حدود صفر است و اگر یک نفر بتواند موفق شود، رسیدن به این هدف احتمالاً نمی‌تواند ثروتی بلندمدت، یا از آن مهم‌تر شادی و سلامتی‌ را که انتظار می‌رفت، برای او برآورده کند.


از طرفی بالارفتن از نردبان اجتماعی ‌اقتصادی در بسیاری کشورها مشکل است. اگر در فقر متولد شده‌اید، احتمالاً تا پایان عمر همان‌طور می‌مانید. اگر بچه‌ای از طبقۀ متوسط هستید، به‌احتمال زیاد در بزرگ‌سالی نیز متوسط خواهید بود، و بچه‌های شما هم همین‌طور. در جامعه‌ای با نابرابری فاحش درآمدها تعجبی ندارد چرا مردم دوست دارند رؤیای سریع پولدار شدن را زنده نگه دارند. این میان ‌بر زدن خیلی جذاب است.


این احتمال وجود دارد که وقتی برخی با موانع تحرک اجتماعی مواجه می‌شوند، شهرت را تنها گزینۀ در دسترس بدانند و آن را غنیمت بشمارند. مثلا مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۶ نشان داد ۳۸ درصد افراد با درآمد سالانه کمتر از ۲۵ هزار دلار فکر می‌کردند که در زندگیِ آنها، برنده‌شدن در بخت‌آزمایی، عملی‌ترین راه برای جمع‌آوری ثروت است. با توجه به این نوع تفکر که به‌احتمال زیاد نشانگر فقدان گزینه‌های دیگر است، آیا عجیب است که عدۀ زیادی اعتقاد داشته باشند مشهورشدن هدفی خواه حسادت‌برانگیز برای رشد و ترقی است؟


شیفتگیِ کنونی ما در مقابل شهرت می‌تواند به بدبختی‌ها و نارضایتی ‌های بیشتر دربارۀ بدن، صورت، لباس، شغل، خانه‌ و در واقع همه چیزمان منجر شود. مهم‌تر اینکه، این عقدۀ روحیِ اجتماعی به فعالیت‌هایی که تحرک و سلامت اجتماعیِ واقعی را ارتقا می‌بخشند، کمک چندانی نمی‌کند. قدرت فرهنگِ شهرت در پریشان‌کردن ذهن، هم در سطح فردی و هم در سطح اجتماعی اتفاق می‌افتد. در سطح فردی مانند تصمیم در‌بارۀ مسیر تحصیلی، نوع تفکر و تعریف ما از موفقیت، استفاده از منابع فردی و خانوادگی، و در سطح اجتماعی همچون چگونگی برخورد اجتماع با مسائل اجتماعی کلان‌تر. طبق یافته‌های مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۷ کسانی که دنباله‌روی فرهنگ شهرت هستند، با کمترین احتمال (در مقایسه با سایرین) به سیاست می‌پردازند و با کمترین احتمال از شبکه‌های اجتماعی برای شرکت در فعالیت‌ها یا بحث دربارۀ مسائل اجتماعی بهره می‌برند.


منبع: ترجمان https://bit.ly/323tH8w