عجیب تر از تصور: شگفتی علم

بگفته زیست شناس مشهور "جان هولدین" جهان نه تنها عجیب تر از آن است که ما تصور میکنیم، بلکه عجیب تر از آن است که ما حتی "بتوانیم" تصور کنیم.


چه چیزی اصلا ما را قادر به تصور کردن هر چیزی می کند؟ آیا موضوعاتی در گیتی وجود دارند که برای همیشه خارج از توان درک ما هستند، ولی در توان درک موجوداتی برتر از ما میباشند؟ آیا موضوعاتی در جهان وجود دارند که برای هر ذهنی با هر سطح توان و درکی غیر قابل دسترسی هستند؟


در تاریخ علم، انسان ها نسل بعد از نسل با عجیب بودن جهان کنار آمده اند. زمانی مردم زمین را صاف تصور میکردند. فکر کنید تغییر به این ایده که زمین به دور خورشید میگردد چه انقلاب فکری خرد کننده ای بوده است. فیلسوف اتریشی "ویتکنشتاین" از دوست خود میپرسد چرا مردم فکر میکردند خورشید بدور زمین میچرخد؟ و دوستش پاسخ میدهد چون اینطور "بنظر" میرسید.


علم به ما می آموزد برخلاف آنچه "بنظر" میرسد، اجسام جامد مثل کریستال و سنگ تقریبا کاملا از فضای خالی تشکیل شده اند. یک مثال اینست که هسته اتم مثل یک مگس درون یک استادیوم فوتبال است و اتم بعدی در استادیوم کناری است. حتی سخت ترین و متراکم ترین سنگ هم تقریبا متشکل از فضای خالی است. پس چرا سنگ جامد و غیر قابل نفوذ "بنظر" میرسد؟


پاسخ من بعنوان یک زیست شناس تکاملی اینست: مغز ما اینگونه تکامل یافته تا بما برای بقا در اندازه و سایز جهانی که بدن ما در آن زندگی میکند کمک کند. ما برای حرکت در جهان اندازه اتم ها تکامل نیافته ایم، وگرنه احتمالا مغز ما سنگ را بصورت فضای بیشتر خالی درک میکرد. سنگ و اجسام جامد برای ما سخت بنظر میرسند چون دست و سنگ در هم نفوذ نمی کنند بنابراین ساخت مفاهیمی مانند جامد بودن و نفوذناپذیری توسط مغز ما مفید است، چون این مفاهیم به ما در هدایت بدن خود در این اندازه و سایز جهان کمک می کنند. اجداد ما هرگز نیاز به حرکت در کیهان با سرعت نور نداشتند وگرنه ما خیلی بهتر قادر به درک اینشتین می بودیم.


ما در جهانی با این اندازه و سایز تکامل یافته ایم و این توان تصور کردن ما را محدود می کند. برای ما درک حرکت اجسام در جهان در این اندازه آسان است مانند حرکت یه قطعه سنگ یا یک جانور. برای انسانی که در این جهان رشد یافته باور کردن حرف گالیله مشکل است که "سرعت سقوط دو جسم سبک و سنگین بدون وجود اصطحکاک هوا برابر است" زیرا برای ما اصطحکاک هوا همیشه وجود داشته است. اگر ما در خلا تکامل یافته بودیم طبیعتا انتظار میداشتیم سرعت سقوط جسم سبک و سنگین برابر باشد. اگر ما باکتری بودیم، حرکت براونی را درک میکردیم. زندگی ما کاملا تحت تاثیر گرانش است درحالیکه بی خبر از کشش سطحی هستیم، ولی این ترتیب برای حشرات کوچک برعکس است.


"استیو گرنت" در کتاب خلقت می گوید: ما تمایل داریم فکر کنیم تنها چیزهای مادی "چیز" هستند. امواج الکترومغناطیس بنظر ما غیرواقعی میرسند. زمانی تصور میشد امواج باید درون یک ماده میانی بنام "اتر" حرکت کنند. دلیل تمایل ما به ایده های مادی اینست که ما در جهانی رشد یافته ایم که در آن "ماده" یک مفهوم کاربردی و مفید است.


در تانزانیا، گنبد های شنی با سرعتی حدود 17 متر در سال در صحرا حرکت می کنند. باد ذرات شن را به آرامی حرکت میدهد، بطوریکه کل گنبد شنی شکل خود را حفظ میکند. استیو گرنت اشاره میکند که من و شما هم بیشتر شبیه یک موج هستیم تا یک چیز ثابت. بعنوان یک آزمایش به یک خاطره دوران کودکی خودتان فکر کنید. چیزی که به روشنی بخاطر دارید. چیزی که میتوانید ببینید، حس کنید، انگار که آنجا هستید. هرچه باشد شما واقعا در آن لحظه آنجا بودید. اما حقیقت اینست که شما آنجا نبودید...! نه حتی یکی از اتم هایی که الان در بدن شما هستند در آن زمان در بدن شما بودند. ماده مدام در حال حرکت است و در هر لحظه کنار هم قرار گرفتن شما را تشکیل میدهد. هرچه که هستید، شما صرفا ماده تشکیل دهنده خود نیستید.


اگر نوترینو مغز داشت و در جهان اندازه نوترینویی تکامل یافته بود حتما میگفت که سنگ در واقع متشکل از فضای خالی است. از آنجایی که موجودات مختلف در جهان های متفاوت زندگی میکنند، واقعیت های مختلف زیادی هم وجود دارند. آنچه ما بعنوان جهان واقعی میبینیم در واقع مدلی از جهان است، تحت تاثیر داده های عبوری از دستگاه حسی ما، و ساخته شده بصورتیکه برای ما در برخورد با جهان مفید است. مدل مورد نظر بسته به جانور مورد بحث است. یک پرنده نیازمند مدلی متفاوت از جهان نسبت به یک جانور دریایی است.


وقتی میگوییم عجیب تر از تصور آیا منظور عدم امکان تصور است یا عدم توانایی ما در تصور بدلیل محدودیت مغز تکامل یافته مان؟ آیا این امکان وجود دارد که با تمرین روزی قادر به درک بهتر مفاهیم بسیار بزگتر یا بسیار کوچکتر از دنیای خود شویم؟ آیا روزی قادر خواهیم بود فراتر از قفس تکاملی خود فکر کنیم یا اینکه چیزهایی وجود دارند که هیچ فلسفه ای حتی خداگونه قادر به تصور آن نیست؟!


من پاسخ این سوال را نمیدانم.


ریچارد داوکینز - استاد سابق زیست شناسی دانشگاه آکسفورد


منبع https://goo.gl/eUgpKB