فرهنگ و توسعه

در سال 1958 ادوارد بنفیلد، استاد فلسفه سیاسی دانشگاه شیکاگو و هاروارد، کتاب "پایه های اخلاقی جوامع عقب افتاده" را براساس مطالعه شهری در منطقه سیسیل ایتالیا چاپ کرد که به این موضوع میپردازد که چرا این ناحیه تا این حد فقیرتر از سایر نقاط اروپای غربی است.


اقتصاد شهر مورد مطالعه عموما مبتنی بر کشاورزی بوده، مردم آن دچار مشکلات مزمن فقر و نبود فرصت های آموزشی بودند. بنفیلد تلاش کرد عواملی را کشف کند که مانع اقدامات دسته جمعی برای منافع عمومی می شوند. این ایده بخصوص از آن جهت اهمیت دارد که خود گردانی self-government موفق، به تلاش های افراد مختلف که دغدغه های عمومی دارند بستگی دارد.


توصیف بنفیلد از شرایط شهر و سیاستمداران اینگونه است: او از هرکسی که خوشش بیاید به او ارتقا می دهد، از هر که خوشش نیاید خردش می کند. رابطه مردم با او بستگی به این دارد که از او منافعی دریافت کرده اند یا نه. اگر چیزی از او نصیب شان شده باشد دنباله روی او هستند. با وجود فقیر همه گیر، بسیاری از مردم از موقعیتشان نهایت سوء استفاده برای منافع شخصی خود را میبرند.


بسیاری از مردم معتقد بودند هرگز در زندگی بجایی نخواهند رسید جدا ازینکه چقدر سخت کار کنند. این موضوع بخصوص در چنین جامعه ای دردآور است که در آن جلو افتادن و زرنگی و تحت تاثیر قرار دادن بقیه مرکز توجه افراد است. بنفیلد فرهنگ قالب این جامعه را خانواده گرایی غیر اخلاقی amoral familism مینامد که در آن افراد تنها بدنیال ماکزیمم کردن منافع مادی کوتاه مدت خانواده خود هستند و این تصور را دارند که بقیه هم همینکار را می کنند.


در جامعه خانواده گرای غیراخلاقی، هیچکس علاقه ای به گروه یا جامعه ندارد مگر اینکه برایش منفعتی شخصی داشته باشد. به زبان ساده، علاقه به مسائل عمومی تنها معطوف به منافع مادی شخصی است. در چنین جامعه ای افراد کمی در فعالیت های عمومی شرکت خواهند کرد و اینکه یک شهروند بطور جدی به مشکلات عمومی علاقمند باشد غیرطبیعی و حتی ناموجه بنظر میرسد.


استقلال قوای نظارتی موضوع ناشناخته ای است زیرا از نظر مردم نظارت بر کار مقامات کار سایر مقامات است. صندوق رای وسیله ای برای دنبال کردن منافع مادی کوتاه مدت است. رای دهنده ممکن است در مورد منافع عمومی نظری داشته باشد اما اگر منافع کوتاه مدت خانواده در میان باشد دیگر اهمیتی ندارد. حتی ممکن است بعضی بر علیه اقداماتی رای دهند که به نفع سایرین در جامعه باشد چون اگر برای او نفعی نداشته باشد نمیخواهد بهبود شرایط همسایه اش را نسبت به خودش ببیند.


اعتماد به نهادهای سیاسی بسیار پایین است. تصور قالب رای دهندگان اینست که هر گروهی که در قدرت باشد فاسد بوده و برای منافع خودش تلاش می کند و مقامات دولتی در حال پر کردن جیب خود به قیمت مردم هستند. بسیاری معتقدند که رژیم سیاسی خوب ناشی از شانس است و نه تلاش و از خودگذشتگی.


در چنین جامعه ای خوب یا بد بودن به هوا و هوس اهل قدرت بستگی دارد بنابراین هیچ اصل ثابتی برای درونی سازی و مبنای وجدان جمعی قرار گرفتن وجود ندارد. در فقدان یک اصل درونی شده، افراد برای هدایت رفتارشان تنها به قول پاداش و تهدید مجازات وابسته هستند.


به عقیده بنفیلد عقب افتادگی این جامعه را میتوان تا حدود زیادی با ناتوانی مردم در همکاری گروهی برای منافع عمومی و فراتر رفتن از منافع فوری خانواده توضیح داد. به عقیده او بدبختی مردم این شهر ریشه در عدم اطمینان، حسادت و سوء ظن در روابط بین مردمش داشت. آنها از کمک به یکدیگر امتناع میکردند مگر اینکه منافع شخصی خودشان در بین میبود. بسیاری بر سر راه موفقیت همسایه خود مشکل ایجاد می کردند زیرا معتقد بودند خوش اقبالی او در نهایت به معنی بداقبالی خودشان خواهد بود. آنها زندگی روستایی خود را چیزی شبیه جنگ میدیدند که نتیجه آن ایزوله بودن اجتماعی، زندگی فقیرانه و ناتوانی در همکاری گروهی برای حل مشکلات مشترک، یا حتی استفاده از منابع و استعدادهای مشترک برای ایجاد زیرساخت ها بود. مردم این ناحیه بدلایل تاریخی و فرهنگی دارای سرمایه اجتماعی یعنی عادات، نورم ها، طرز تفکر، و شبکه لازم برای انگیزه دادن به مردم جهت همکاری برای اهداف مشترک نبودند.


مشخصا آنالیز بنفیلد حتی امروز هم میتواند کاربرد داشته باشد و البته او توصیه هایی برای اصلاح دیدگاه کلی برای حرکت بسمت توسعه اقتصادی و سیاسی هم ارائه می دهد. اول اینکه بنظر او منافع شخصی مادی باید بشکل جامع تری تعریف شوند مثل کسی که بعضی از منافع کوتاه مدت خود را ندید میگیرد تا بتواند بعنوان یک تاجر خوشنامی کسب کند و این حسن شهرت بی شک در دراز مدت بنفع او خواهد بود. دوما او به اهمیت افرادی که دارای ظرفیت اخلاقی برای ایفای نقش رهبر leader هستند اشاره می کند. لازم نیست چنین افرادی دست به اقدامات نوع دوستانه بزنند بلکه در جایگاه خود در سازمان ها به نقش خود در تشویق اخلاق بطور مسئولانه عمل کنند. و آخر اینکه مقامات و رای دهندگان باید در مقابل وسوسه نابود کردن و تضعیف سازمان ها بدلیل حسادت مقاومت کنند.


منابع:
https://bit.ly/2GpuWr0
https://bit.ly/2SwK0d6