نابرابری و معضلات اجتماعی

ریچارد ویلکینسون، استاد Social epidemiology دانشگاه ناتینگهام، سال 2009 براساس داده های مختلف از بانک جهانی و مرور چندصد مقاله در مورد کشورهای ثروتمند کتابی بنام The Spirit Level نوشت. نتیجه گیری او این بود که بین سطح نابرابری ثروت با شاخص های سلامتی و معضلات اجتماعی مثل امید به زندگی، سواد، مرگ و میر نوزادان، قتل، زندانی شدن، بارداری در نوجوانی، تضعیف اعتماد عمومی، چاقی، بیماری های روانی، و جابجایی اجتماعی Social mobility (اینکه سطح ثروتی افراد چقدر وابسته با ثروت پدرانشان است) همبستگی قوی وجود دارد، یعنی کشورهای نابرابرتر مثل آمریکا بیشتر گرفتار این معضلات هستند.


متعاقبا این نتایج بسیار بحث برانگیز شدند و در روش تحقیق مورد انتقاد قرار گرفتند مثلا اینکه چرا آمریکا بعنوان outlier از داده ها حذف نشده، یا چرا بعضی کشورها مثل هنگ کنگ و اسلواکی در آنالیز لحاظ نشدند، یا اینکه در مورد آمار جنایت در بین ایالات مختلف آمریکا، نژاد (جمعیت سیاه پوستان) توضیح دهنده بهتری نسبت به نابرابری است. ایراد وارد شده دیگر در مورد شاخص های مرتبط با سلامتی اینکه بسیاری ازین همبستگی ها در مقالات دیگر رد شده اند. نقد دیگری از کنترل نشدن سایر فاکتورها مثل فرهنگ در تحقیق انتقاد کرد. به عقیده منتقدان با در نظر گرفتن این موارد دیگر هیچ همبستگی بین فاکتورها مشاهده نمی شود.


از جمله پاسخ های نویسندگان یکی این بود که هیچ کنترلی بر داده ها نداشتند و فقط یک سری قوانین مشخص مانند اندازه جمعیت و اقتصاد را مبنای انتخاب کشورها قرار دادند. همچنین کشورهایی که از آنها داده های قابل اعتماد نداشتند لحاظ نکردند ولی در نسخه های بعدی انها را هم وارد کرده و همبستگی ها همچنان قوی باقی ماندند. در مورد جنایت در آمریکا ویلکینسون توضیح میدهد که جمعیت سیاه پوست تشکیل دهنده محرومترین بخش جامعه هستند و حذف انها از آنالیز بیمعناست.


یک بعد از کتاب به این موضوع میپردازد که استرس مزمن chronic stress از نظر پزشکی بعنوان عامل مخرب روی سلامتی اثبات شده است و قرارگرفتن در جایگاه طبقاتی پایین و فقر نسبی میتواند یک عامل توضیح دهنده این پدیده باشد.


منابع:
https://bit.ly/1pGzMyW
https://bit.ly/2VUHURG