چرا بازتوزیع ثروت به کاهش نابرابری خاتمه نمیدهد؟

تحقیق اخیر فیلیپ اگر و همکاران با عنوان "اثر بین نسلی شوک ثروتی بزرگ" با بررسی داده های سرشماری آمریکا تلاش می کند تاثیر لغو برده داری پس از جنگ داخلی را بررسی کند. افرادی که برده های خود را از دست دادند برای تامین نیروی کار دچار مشکل شدند و حتی ارزش زمین های کشاورزی شان نیز کاهش یافت. اما این تحقیق نشان میدهد پسران آن کشاورزان توانستند در مدت زمان نسبتا کمی این خسارت و کاهش ثروت را جبران کنند و تا 1880 به سطح ثروت مشابه رسیده و حتی تا 1900 ثروتمندتر از پدرانشان قبل از جنگ شوند. هرچند بدلیل افزایش اهمیت تولیدات صنعتی اهمیت اقتصادی جنوب کمتر از شمال بود اما عملا تاثیر خسارت ثروتی موقت بود.


شاید یک دلیل آن استفاده کشاورزان جنوبی از Sharecropping (دریافت سهم از محصول در ازای اجاره زمین) بود. یک روش دیگر که پسران این کشاورزان قادر به جبران ثروت از دست داده شدند ازدواج با خانواده های ثروتمند بود. بنظر نویسنده مقاله این موضوع شاهدی بر این واقعیت است که خانواده های سابقا برده دار توانستند روابط و جایگاه اجتماعی خود را حفظ کنند که به آنها اجازه میداد شغل های بهتری پیدا کند و همینطور قادر به جمع آوری پول برای توسعه بیزینس های خود باشند.


جدا از درستی نتیجه گیری های نویسنده، موضوع جبران ثروت از دست رفته مساله مهمی را بما در مورد نابرابری در آمریکا می گوید: بازتوزیع آثار کوتاه مدتی دارد و داشتن ارتباط است که تعیین کننده موقعیت ثروتمندتر شدن میباشد. حتی مالیات بر ثروت هم احتمالا تاثیر چشمگیری در کاهش نابرابری ثروت نخواهد داشت.


برای کاهش نابرابری دولت باید به مکانیزمی که افراد از طریق آن ثروتمند میشوند توجه کند: روابط اجتماعی و شبکه. با وجود کاهش افتراق نژادی از دهه 1970 تاکنون، همچنان سفیدپوستان و سیاه پوستان در محله های متفاوتی زندگی می کنند و به مدارس متفاوتی میروند، و فرزندان فقرا در ورود به دانشگاه در وضعیت بسیار نامساعدی هستند. برای پیدا کردن شغل خوب یا شروع یک بیزینس، فرزندان ثروتمندان میدانند با چه کسی تماس بگیرند ولی فقرا نه.


این یعنی کاهش نابرابری نیازمند چیزی بیشتر از بازتوزیع است، یعنی باز کردن پای تعداد بیشتری از فقرا به دانشگاه های خوب، تقویت قانون مسکن منصفانه برای کاهش افتراق نژادی، و تقویت روابط اجتماعی فرزندان فقرا و ثروتمندان.


نواح اسمیت - استاد سابق فاینانس دانشگاه استونی بروک


منبع: بلومبرگ https://bloom.bg/2X0LM3M