کالبدشکافی خشونت

تصور کنید اغتشاش و ناآرامی در خیایان ها در جریان است. یک شخص غریبه در حال دویدن بسمت شماست اما معلوم نیست آیا وحشت زده است، یا عصبانی و خطرناک. وسیله ای در دستش دارد که تا حدودی شبیه تفنگ است. شما مطمئن نیستید و در عین حال مسلح هستید و بسمت او شلیک می کنید. ولی بعدا معلوم میشود وسیله در دست او تلفن همراه بود.


حالا ما این سوال زیست شناختی را میپرسیم: چه چیزی باعث این عمل شما شد؟ و این سوال ابعاد مختلفی دارد.


سوال اول: یک ثانیه قبل از کشیدن ماشه چه چیزی در مغز شما اتفاق افتاد؟ این سوال ما را به بخشی از مغز میبرد بنام آمیگدیلا، که نقش مرکزی در خشونت و ترس دارد. بخشی که آغازگر سلسله ای از مراحل است که به کشیدن ماشه منتهی میشود. سطح فعالیت آمیگدلای شما یک ثانیه قبل از شلیک چه بود؟


ولی برای درک این موضوع باید یک قدم عقب تر برویم: شرایط محیطی در دقایق قبل از شلیک چه بود که بر فعالیت آمیگدیلا تاثیر داشت؟ البته که شلوغی و سر و صدای خیابان در اشتباه شما موثر بودند، اما همچنین احتمال اشتباه گرفتن تلفن همراه با تفنگ زمانی بسیار افزایش می یابد که شخص غریبه یک مرد باشد، و همچنین قوی هیکل، و از نژادی متفاوت. بعلاوه اگر شما از نظر جسمی در شرایط درد، خستگی، یا گرسنگی باشید، قشر پیشانی مغز شما (بخش تحلیل گر) بدرستی عمل نخواهد کرد.


اما لازم است باز هم قدمی عقب تر برویم. حالا باید نگاهی به ساعت ها و روزهای قبل از واقعه بیندازیم، یعنی قلمروی هورمون ها. مثلا اگر سطح تستسترون خون شما، جدا از جنسیت تان، بالا باشد احتمال اشتباه گرفتن یک چهره معمولی با تهدید آمیز افزایش میابد. افزایش هورمون های استرس و تستسترون باعث تحریک آمیگدیلا شده و قشر پیشانی شما کندتر عمل خواهد کرد.


اما باز هم قدمی عقب تر برویم، هفته ها و ماه های قبل از آن، و آنالیز نوروپلاستیسیتی (انعطاف پذیری دستگاه عصبی)، یعنی این واقعیت که مغز شما در اثر تجربه ها مستعد تغییر است. اگر ماه های اخیر شما مملو از استرس و وقایع ناراحت کننده بوده باشد، آمیگدیلای شما بزرگ تر شده، نورون ها تحریک پذیرتر می شوند، قشر پیشانی شما لاغرتر گشته، که همگی در کشیدن ماشه موثر می بودند.


بیایید باز هم عقب تر برویم، به سال های نوجوانی و جوانی. نکته مهم در مورد این دوران زندگی اینکه تمام بخش های مغز کامل شده اند بجز قشر پیشانی که تا سن 25 سالگی به تکاملش ادامه میدهد. بنابراین دوران بلوغ سال هایی هستند که در آن شرایط زندگی و تجربیات، قشر پیشانی شما را شکل میدهند که در آن لحظه کشیدن ماشه برای تحلیل نیازمندش هستید.


بیایید عقب تر بریم و نگاهی به کودکی و نوزادی بیندازیم. دورانی که مغز شکل میگیرد و شرایط بیرونی تاثیرات غیر قابل بازگشتی را موجب می شوند. مثلا اگر در دوران جنینی تحت تاثیر مقدار زیادی هورمون استرس از طرف مادر خود بوده باشید، آمیگدیلای شما در دوران بزرگسالی تحریک پذیرتر و حساس تر می شود.


بیایید قدمی عقب تر برویم، به دورانی که شما تنها مجموعه ای از ژن ها بودید. البته که ژن ها بسیار مهم هستند ولی آنها به تنهایی تعیین کننده چیزی نیستند زیرا در محیط های مختلف عملکرد متفاوتی دارند. بعنوان مثال اگر شما ژن ام ای او آلفا را داشته باشید احتمال ارتکاب اعمال خشونت آمیز و ضد اجتماعی در شما بشدت افزایش میابد، اما تنها به شرطی که در دوران کودکی مورد سواستفاده و خشونت واقع شده باشید. عمل شما در کشیدن یا نکشیدن ماشه در آن یک لحظه نمایانگر اثر متقابل ژن ها و محیط در کل دوران زندگی شماست.


ما می توانی حتی باز هم قدمی عقب تر برویم: قرن ها قبل تر و زمان اجدادمان. اگر آنها عشایر کوچ نشین بودند که در صحرا یا مراتع با حیوانات خود زندگی می کردند، به احتمال بسیار زیاد صاحب فرهنگی بودند که در آن جنگجو بودن افتخار میبود، و انتقام قبیله ای و خشونت گروهی در آن جریان داشت. بطرز شگفت انگیزی این ویژگی ها قرن ها بعد همچنان بر ارزش های فرهنگی که شما در آن رشد کرده اید موثر خواهند بود.


اما ما باید باز هم عقب تر برویم: میلیون ها سال قبل تر. اگر در مورد ژن ها صحبت میکنیم باید به تکامل شان توجه کنیم. مشاهده الگوهای رفتاری بین پستانداران نشان می دهد گروهی از آنها با سطح خشونت بسیار کمتری تکامل یافته اند و بعضی برعکس، و ما انسان ها در این میانه قرار داریم.


اگر میخواهید رفتار انسانی را درک کنید، چه عملی انزجارآور یا شگفت انگیز، یا چیزی گیج کننده، باید هرآنچه پیش تر اتفاق افتاده، از چند ثانیه قبل تا چند میلیون سال را در نظر بگیرید. پس باید خیلی مراقب باشید قبل از اظهار نظر در مورد اینکه دلیل یک رفتار دقیقا چه بوده است.


رابرت سپالسکی - استاد عصب شناسی دانشگاه استنفورد


منبع https://bit.ly/2r0cKbS