در هر جامعه و فرهنگ و تمدن، لایههای چندگانهای از گرایشها، اندیشهها و شخصیتهای گوناگون وجود دارد.
در این میان، ممکن است آنچه اندیشمندان و فرهیختگان واقعی از سر دلسوزی و با هدف اصلاح کاستیها و پیشرفت جامعه میگویند، گاهی در گردوغبار منافع زودگذر جامعه و جنجال و عوامفریبی رسانهای گم شود و به چشم نیاید و جامعه از آن محروم شود.
نتیجهی این محرومیت، چیزی نیست جز خوشی و سرخوشی کوتاهمدت و آسیب و زیان بلندمدت
سالها پیش از این، جان برنال، محقق برجستهی ایرلندی در کتاب ارزشمند «علم در تاریخ» هشدار داده و به صراحت نوشته است که:
«انسانِ عصرِ عظمت علم تا حد شریرترین نوع وحشیان سقوط کرده است.»
اگر این روزها رد و نشان چندانی از چنین هشدارهای دوراندیشانهای در رسانه نمیبینیم، شاید یک معنایش این است که تمدن غرب مسیر عوامفریبی و ترجیح منافع آنی و زودگذر را در پیش گرفته است.
بیگمان پیامد این رویکرد نابخردانه تنها دامنگیر مغربزمین نخواهد بود و جامعه و جهان بشری، قربانی کوتاهفکری غرب در بهکارگیری علم و تکنولوژی در مسیری غیرعقلانی و غیراخلاقی خواهد بود.
«چون سلاح و جهل جمع آمد بههم
گشت فرعوني جهانسوز از ستم»
(مولوی)