برخلاف ادعای برخی افراد که تلاش میکنند روابط اسرائیل و ایرانِ عصر پهلوی را یک ارتباط معمولی جلوه دهند، نشانههای موجود گویای آن است که این روابط از همان ابتدا غیرعادی، به سود صهیونیستها و به زیان ایران بوده است.
از جملهی این نشانهها:
الف) یک نشانهی مهم و غیرقابل انکار آن است که اسرائیلیها برای ترغیب دولت ایران به شناسایی کشور و دولت تازهتأسیس اسرائیل از هر راهی وارد شدند و در نهایت به محمد ساعد، نخستوزیر وقت ایران، رشوهای کلان دادند تا موضوع به رسمیت شناختن اسرائیل را در جلسهی هیئت دولت مطرح و از آن دفاع کند و به تصویب برساند.
به یک روایت، اسرائیلیها ۴۰۰ هزار و به روایت دیگر ۲۴۰ هزار دلار رشوه به ساعد دادند.
ب) نشانهی دیگری که غیرعادی بودن این روابط را میرساند، تلاش فراوان حکومت پهلوی برای پنهان نگاه داشتن آن است که در منابع گوناگون و اسناد و مدارک آن دوره و نیز در خاطرات مُئیر عزری سفیر اسرائیل در ایران عصر پهلوی آمده است.
پرسش اینجاست که هرگاه روابط ایران و اسرائیل در زمان پهلوی، یک ارتباط معمولی و مبتنی بر تأمین منافع دوطرف بوده چرا حکومت پهلوی همواره تأکید داشته و تلاش میکرده آن را پنهان نگاه دارد؟
ج) سومین نشانهی غیرعادی بودن روابط پهلوی و اسرائیل آن است که اسرائیلیها هرگاه در موضوعی با پهلوی اختلاف نظر پیدا میکردند، برای گرفتن امتیاز بیشتر و وادار کردن پهلوی به تسلیم، تهدید میکردند که روابط دوجانبه را آشکار و رسانهای خواهند کرد.