دربارهی این شعار، به اختصار، میتوان به چند نکته اشاره کرد.
یک) این شعار، کلی، غیرعلمی و عوامفریبانه است.
دو) اگر منظور از «ما آریایی هستیم» این است که ما از نژاد خالص و دستنخوردهای به نام آریا هستیم، این تصور، بهویژه در سرزمینی مانند ایران که به خاطر موقعیت ویژهی جغرافیایی و رفت و آمد اقوام گوناگون و روابط گسترده با دیگر ملتها به چهارراه حوادث و چهارراه تمدنها شهرت دارد، افسانه و توهّمی بیش نیست.
سه) اگر منظور از «عرب نمیپرستیم» این است که نژاد آریایی باید دین مخصوص خودش را داشته باشد، این باور از ابعاد گوناگون عقلی و منطقی و تاریخی قابل نقد است و مردود.
چهار) از نظر عقلی و منطقی، مباحثی همچون اعتقادات، علم، هنر، ادبیات، اخلاق، انسانیت و مانند آن، محدود به هیچ حدومرز قومی و نژادی نیست.
پنج) از نظر تاریخی، جوامع انسانی همواره و در عرصههای گوناگون در تعامل با یکدیگر بودهاند. چنانکه اروپا آیین مهرپرستی را از ایران و خط و الفبا و دین مسیحیت را از غرب آسیا گرفت و ایران نیز الفبا را از بینالنهرین و افسانهی آرش کمانگیر را از هند و تقسیم سال به ۳۶۵ روز را از مصر گرفت.
شش) یکی دانستن اسلام و عرب، اشتباه بزرگیست که عدهای دانسته یا ندانسته گرفتار آن شدهاند. مسلمان شدن ایرانیان امری تدریجی، چندصدساله و ناشی از عوامل گوناگون از جمله برخی نقاط ضعف و دافعهی دین زرتشت و برخی نقاط قوت و جذابیتهای دین اسلام بوده است.
رویگردانی ایرانیان از دین زرتشت یک واقعیت تاریخیست، چنانکه حتی پیش از ظهور اسلام نیز گرایش به مسیحیت در جامعهی زرتشتی ایران به شکل قابل توجهی در حال گسترش بود.
هفت) مطالعهی تاریخ میتواند از عوامزدگی و عوامفریبیهای زیانبار و تحمیل هزینههای بسیار، جلوگیری کند.