یکی از سران کومله به تازگی در تلویزیون اینترنشنال ادعا کرده که از اعتراضات مردمی در ایران پشتیبانی میکند.
در این باره دو نکته قابل اشاره است.
یک) بیاعتقادی کومله به یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور و تلاش برای تجزیهی ایران بارها اثبات شده است. صرفاً به عنوان یک نمونه میتوانیم به حملهی کومله به پادگان سنندج در اواخر اسفند ۱۳۵۷ اشاره کنیم. یعنی زمانی که حکومت پهلوی سرنگون شده و هنوز نظام جمهوری اسلامی روی کار نیامده بود. مشابه این حمله را حزب دمکرات کردستان در ۳۰ بهمن ۱۳۵۷ انجام داده و پادگان مهاباد را اشغال و غارت کرده بود.
پرسش اینجاست که در فاصلهی رفتن پهلوی و آمدن جمهوری اسلامی، این دو گروه با چه هدفی به پادگانها و مراکز نظامی حمله میکردند؟
امروز هم کومله در عمل اعتقادی به ایران ندارد و خواستار حملهی خارجی به هر قیمت، حتی تجزیهی ایران است.
دو) در اردیبهشت ۱۳۵۸ انتخاباتی با هدف تشکیل شورای یازده نفرهی شهر سنندج در این شهر برگزار شد. در این انتخابات که گرایشها و گروههای مختلف سیاسی و مذهبی حضور داشتند، از نامزدهای کومله تنها دو نفر توانستند رأی بیاورند و مشخص شد که در یک انتخابات آزاد، حتی در شهر سنندج نیز این گروه رأی اکثریت را ندارد. به همین خاطر، کومله از هر وسیله و شگردی از جمله تهدید و جنگ روانی و ترور استفاده کرد تا مانع ادامه کار شورای شهر سنندج شود.
کومله و دمکرات که این روزها عوامفریبانه فریاد مردمخواهی و دمکراسی سر میدهند، در چند دههی پشت سر با دیگران و حتی با مردم کردستان، جز از راه جنگ و تفنگ سخن نگفتهاند.
آنها با افتخار میگفتند و مینوشتند که گلولهی پیشمرگان کرد بخشی از قضاوت تاریخ است و امروز هم اگر در نتیجهی بیاطلاعی نسل امروز از تاریخ و فریبکاری رسانهای، فرصتی و امکانی پیدا کنند، جز در همان مسیر گذشته حرکت نخواهند کرد.
آنها نه به ایران اعتقادی دارند و نه به مردم ایران
دنبال قدرتطلبی و کاسبی خودشان هستند.
«برو این دام بر مرغی دگر نِه
که عنقا را بلند است آشیانه»