ما چه شناختی از حکومت پهلوی داریم؟
اصلاً شناخت داریم یا گمان میکنیم شناخت داریم؟
شاید تصویری از حکومت پهلوی در ذهن ما جایگزین شناخت و تحقیق شده باشد.
این اتفاق نه تنها دربارهی پهلوی بلکه در هر زمینهی دیگری نیز ممکن است بیفتد.
شاید از خاطرات مادربزرگ چیزی شنیدهایم.
یا کلیپی در یک رسانه دیدهایم.
یا در فلان سایت و صفحه و کانال چیزی دیده و خواندهایم.
یا از صحبتهای فلان سخنران و سلبریتی چیزی شنیدهایم.
مهم نیست مضمون و محتوای تصویری که ما از پهلوی در ذهن داریم، برگرفته از کدامیک از این نمونههاست و در موافقت با پهلویست یا مخالفت با آن.
مهم این است که این تصویر با تحقیق و شناخت واقعی فاصلهای بسیار دارد و تفاوتی معنادار.
مهم این است که ما مبنای تحقیق و شناخت را آثار محققان قرار ندادهایم.
شناخت تاریخی تنها زمانی به معنای حقیقی کلمه شناخت است و اعتبار دارد که از راه تحقیق، آن هم بهوسیلهی محققان این رشته به دست آمده باشد.
غیر از این، هر چه باشد، جز تصویری ساختگی، جهتدار و گاه گمراهکننده چیزی نیست و این تصویر ناقص و جانبدارانه هرگاه مبنای کنش و واکنش اجتماعی و موضعگیری قرار گیرد، میتواند تنشزا باشد و زیانبار و زمینهساز تحمیل هزینههای سنگین مادی و معنوی.
در نگاه به تاریخ و رویدادهای تاریخی، نخستین و اساسیترین گام، حرکت در مسیر علمی برای تحقیق و شناخت است.
این، چارچوبیست که ما را از افتادن در بیراههی تصویرسازیهای جانبدارانه و گمراهکننده بازمیدارد.