کتاب «زمینههای اجتماعی کودتای ۱۲۹۹» نوشتهی ابراهیم صفایی، چنانکه نویسنده یادآور شده دربردارندهی شرح اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و امنیتی ایران در ۲۵ سال منتهی به کودتای ۱۲۹۹ است.
نویسنده به تفصیل به مشکلات اقتصادی و اجتماعی، ضعف دولت مرکزی، خودسری خانها و سران عشایر، حضور و دخالت قدرتهای بیگانه از جمله روس و انگلیس، قحطی و خشکسالی، گسترش شعلههای جنگ جهانی اول به سرزمین ایران، آشوب و ناامنی و فقر و ناامیدی مردم ایران پرداخته و در پایان چنین نتیجه گرفته است:
«در چنین روزگاری که بزرگان میهن همه در کار کشور حیرتزده بودند و لحظات پایان استقلال و حیات سیاسی ایران را به چشم میدیدند و هیچکس از هیچ سو راه رهایی برای ایران پیشبینی نمیکرد، در واپسین روزهای نومیدی که استقلال ایران در خطر و کشور در معرض تجزیه بود، ناگهان از افق امید ملت ایران برقی درخشید و معجزهای روی داد. کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ به دست توانای «رضاخان میرپنج» یکی از لایقترین فرزندان ایران که از دیرگاه در اندیشهی نجات میهن بود، به وقوع پیوست. کودتایی که ایران را از پرتگاه سقوط نجات داد و خطر استعمار انگلیس و انقلاب بلشویک را از ایران دور راند.»(ص ۲۵۰)
چنانکه از متن و لحن نویسنده پیداست، این کتاب در دستهی آثاری که به طرفداری از رضاشاه نوشته شده قرار میگیرد.