فرقی ندارد ادعای براندازی داشته باشم یا ادعای انقلابیگری !
تا زمانی که درک درست و عمیقی از ایران نداشته باشم
و تا زمانی که تمایلات و تعلقات شخصی و جناحی و سیاسی و باندی بر فهم من از ایران سایه انداخته باشد، نه تنها نمیتوانم به ایران فکر کنم و برای ایران گام بردارم بلکه به عکس، تیشه برمیدارم و به ریشهی ایران میزنم.
یک روز در پسِ عنوان براندازی، تجاوز دشمن را با تعبیر «مداخلهی بشردوستانه» و «کمک عموترامپ» توجیه و سفیدشویی میکنم و روز دیگر، پشت نقاب انقلابیگری، اتهام ترس و خیانت را نثار سرتاپای فرماندهان و دولت و مسئولان میکنم و در اوج بحران و جنگ، شعار و درخواست انحلال ارکان کشور و نظام را سر میدهم.
باید تاریخ بخوانم تا درک من از ایران و مسائل ایران عمیقتر شود و در هنگامهی حادثه و توفان، پای من در ماندن پای ایران نلغزد و میهن قربانی نادانی و خودخواهی و لجاجت من نشود.
باید تاریخ بخوانم چرا که مطالعه و شناخت تاریخ، دایرهی فرزندان و دلبستگان ایران را گسترش میدهد و از تنگنظریها و دوگانهسازیها و فرصتسوزیها و هزینهها میکاهد.
باید تاریخ بخوانم ! باید تاریخ بخوانیم !
ایران را باید فهمید !
ایران بزرگ و ریشهدار و ماندگار را با تاریخ باید فهمید !