ویرگول
ورودثبت نام
کورش هادیان
کورش هادیانپژوهشگر، مدرس، دکترای تاریخ ایران ، کانال من در ایتا https://eitaa.com/roozgaran
کورش هادیان
کورش هادیان
خواندن ۲ دقیقه·۱۳ ساعت پیش

حکایت شاهزاده و آنچه نمی‌بیند و نخواهد دید

 

در این سال‌ها و بر پایه‌ی تجارب و مشاهدات و مطالعات، به این نتیجه رسیده‌ام که هواداران رضا پهلوی اغلب اهل مطالعه‌ی تاریخ نیستند.

 البته گاهی با هدف پیدا کردن تأییدی برای تصویرهایی ذهنی خویش به صورت گزینشی و ناقص و جانبدارانه سری به تاریخ می‌زنند و اتفاقاً به همین خاطر هم دچار تناقض می‌شوند.

 احسان نراقی، جامعه‌شناس و محقق برجسته‌ی معاصر که مدتی هم مشاور فرح پهلوی بوده در یک تحلیل تاریخی و فرهنگی از جامعه‌ی ایران می‌گوید فرهنگ و هویت امروز ایران بر سه پایه استوار است:

 یک) ایران باستان

دو) ایران اسلامی

سه) غرب

 از نگاه نراقی شرط لازم و کافی برای ادامه‌ی بقا و شکوفایی جامعه‌ی ایران، حفظ توازن و تعادل میان این سه بخش است.

 نکته‌ای که بر پایه‌ی مطالعات و البته به اختصار عرض می‌کنم این است که حکومت پهلوی در هیچ‌یک از این سه بخش از فرهنگ و هویت و تمدن ایران کارنامه‌ی درخشان و قابل دفاعی ندارد.

 بدیهی‌ست که این سخن به معنای نگاه سیاه و سفید به تاریخ و عملکرد حکومت پهلوی و نادیده گرفتن دستاوردهای آن نیست بلکه بیان برآیند نهایی کارنامه‌ی آن است.

 در بخش ایران، حکومت پهلوی حتی در عرصه‌ی حفظ تمامیت ارضی هم ناتوان بود و بخش‌هایی از جمله بحرین را از دست داد و استقلال و حاکمیت ملی و اقتدار کشور را در پیش پای امریکا و اسرائیل به مسلخ برد.

 در بخش اسلام و به روایت محققان،‌ پهلوی گاه مستقیم و گاه غیرمستقیم و با ظرافت و پیچیدگی، عملاً در برابر باورهای اسلامی جامعه‌ی ایران حرکت می‌کرد.

 در بخش غرب، اگرچه مظاهر و ظواهری از تمدن و فرهنگ غرب را وارد کرد اما هیچ‌گاه نخواست یا نتوانست آزادی و دمکراسی را به معنای واقعی در ایران پیاده کند.

 رضا پهلوی این روزها با چنین پشتوانه‌ای نمی‌تواند مدعی دفاع از ایران و آزادی و حقوق مردم و مفاهیمی از این دست باشد.

 او که در مقایسه با پدر و پدربزرگش پختگی سیاسی بسیار کمتری دارد، آلت دست باندهای صهیونیست و ایران‌ستیز شده و تاکنون جز تحمیل هزینه بر جامعه‌ی ایران عملاً کارکرد و کارنامه‌ی قابل دفاعی نداشته و با همراهی با متجاوزان به ایران و طراحی موساد و مهمل‌بافی اینترنشنال، اندک آبروی رفتگان خویش را نیز بر باد می‌دهد.

 بد نیست رضا پهلوی و هوادارانش این بخش از یادداشت‌های اسدالله علم را با دقت بخوانند که نوشته است در زمان مرگ رضاشاه خواستیم در مسجد برای او مراسم بگیریم، مردم اجازه ندادند. در کنار این خاطره و به عنوان نکته‌ی پایانی، تاریخ پانزده تیر ۱۴۰۵ را هم به عنوان یک نقطه عطف به خاطر بسپارند تا در آینده بیشتر درباره‌ی آن صحبت کنیم.

 « سوی دریا عزم کن زین آبگیر

بحر جو و ترک این گرداب گیر »

(مولوی)

حکومت پهلویرضا پهلویایران
۰
۰
کورش هادیان
کورش هادیان
پژوهشگر، مدرس، دکترای تاریخ ایران ، کانال من در ایتا https://eitaa.com/roozgaran
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید