
در اکوسیستم فناوری ایران، ساختن محصول دیگر کار پیچیدهای نیست. ابزارها در دسترساند، یادگیری سریعتر شده و حتی تیمهای کوچک هم میتوانند در مدتزمان کوتاهی یک وبسایت، اپلیکیشن یا سرویس SaaS قابلقبول بسازند. با این حال، واقعیت این است که بخش زیادی از این محصولات، خیلی زود بعد از انتشار متوقف میشوند یا بیسروصدا کنار گذاشته میشوند؛ نه به این دلیل که ایده بد بوده یا تیم توان فنی نداشته، بلکه چون لانچ هیچوقت بهدرستی اتفاق نیفتاده است.
مشکل از جایی شروع میشود که لانچ در ذهن بسیاری از سازندگان، به «منتشر کردن لینک» تقلیل پیدا میکند. محصول ساخته میشود، دامنه بالا میآید، یک پست در اینستاگرام یا تلگرام منتشر میشود و انتظار میرود کاربران خودشان مسیرشان را به سمت محصول پیدا کنند. اما بازار معمولاً چنین فرصتی نمیدهد. اگر پیام محصول روشن نباشد و اگر کاربر در همان برخورد اول نفهمد چرا باید وقتش را صرف این سرویس کند، خیلی سریع آن را نادیده میگیرد.
یکی از دلایل اصلی شکست لانچها این است که محصول، قبل از معرفی شدن، درست فهم نشده است. توضیحات اولیه اغلب پر از ویژگی و اصطلاحات کلی است، اما مشخص نمیکند این محصول دقیقاً چه مسئلهای را حل میکند و برای چه گروهی از کاربران ساخته شده است. وقتی درد کاربر شفاف نباشد، حتی بهترین اجرا هم نمیتواند توجه او را نگه دارد. محصول بدون پیام روشن، معمولاً قبل از آنکه فرصتی برای قضاوت شدن پیدا کند، کنار گذاشته میشود.
در کنار این مسئله، تمرکز افراطی روی ساخت محصول و بیتوجهی به مسیر دیدهشدن هم نقش پررنگی در شکستها دارد. بسیاری از تیمها ماهها زمان و انرژی صرف توسعه میکنند، اما وقتی محصول آماده میشود، تازه به فکر معرفی آن میافتند. در حالی که کاربر نهایی نه به تکنولوژی پشت محصول اهمیت میدهد و نه به میزان پیچیدگی فنی آن؛ چیزی که برای او مهم است این است که این سرویس چه تغییری در کار یا زندگیاش ایجاد میکند. بدون یک مسیر مشخص برای دیدهشدن، لانچ به مجموعهای از اقدامات پراکنده تبدیل میشود که اثر ماندگاری ایجاد نمیکند.
عامل مهم دیگر، لانچ کردن بدون جامعه اولیه است. بسیاری از محصولات بدون آنکه حتی یک گروه کوچک از کاربران واقعی آنها را تست کرده باشند منتشر میشوند. در بازاری مثل ایران که قضاوتها سریع و گاهی بیرحمانه است، این کار ریسک بالایی دارد. وقتی بازخورد واقعی دیر به دست میرسد، اصلاح مسیر هم دیر اتفاق میافتد و بخش مهمی از فرصت دیدهشدن از بین میرود. داشتن یک جامعه کوچک اما درگیر، قبل از لانچ رسمی، میتواند تصویر دقیقتری از نقاط ضعف و قوت محصول ارائه دهد و کیفیت نسخه نهایی را بهطور جدی بالا ببرد.
از سوی دیگر، بسیاری از تیمها انتشار را با لانچ اشتباه میگیرند. لانچ یک لحظه نیست؛ یک فرایند است. فرایندی که از قبل از انتشار شروع میشود، در روز لانچ به اوج میرسد و بعد از آن با جمعآوری بازخورد، پاسخگویی و اصلاح ادامه پیدا میکند. بدون این نگاه فرایندی، حتی محصولاتی که در روز اول توجه محدودی جلب میکنند، خیلی زود از ذهن کاربران پاک میشوند.
در نهایت، عجله برای انتشار بدون تست واقعی هم یکی از دلایل تکرارشونده شکستهاست. محصولی که تجربه کاربریاش بهدرستی بررسی نشده، خیلی سریع باعث سردرگمی کاربر میشود. بازخوردهای منفی زودتر از بازخوردهای سازنده میرسند و تیم را در موقعیتی قرار میدهند که یا باید عقبنشینی کند یا کل پروژه را کنار بگذارد.
واقعیت این است که بیشتر لانچهای ایرانی نه بهخاطر ضعف محصول، بلکه بهخاطر ضعف در معرفی، پیامرسانی و ارتباط با کاربر شکست میخورند. لانچ یک مهارت است، نه یک اقدام لحظهای. مهارتی که اگر جدی گرفته شود، میتواند مسیر رشد یک محصول را کاملاً تغییر دهد.
اگر دوست دارید نسخه کاملتر و تحلیلیتر این بحث را بخوانید و دقیقتر ببینید کجای مسیر لانچها معمولاً از کنترل خارج میشود، نسخه کامل مقاله در لانچینو منتشر شده است و لینک مقاله در نظرات هست.