لانچ یک وبسایت یا محصول دیجیتال فقط انتشار یک لینک یا فعالکردن سرور نیست.
لانچ، نقطهای است که محصول برای اولینبار وارد قضاوت واقعی بازار میشود؛ جایی که دیگر نظر تیم، دوستان یا تست داخلی اهمیتی ندارد و فقط رفتار کاربر تعیینکننده است.
فاصلهی بین «ایده داشتن» و «محصولی که واقعاً استفاده میشود» معمولاً با کیفیت لانچ مشخص میشود. بسیاری از پروژهها نه بهدلیل ضعف فنی، نه بهخاطر کمبود ایده، بلکه بهدلیل لانچ شتابزده یا ناآگاهانه شکست میخورند. بازار امروز پر از انتخاب است و کاربر با اولین تجربهی نامطلوب، بدون هیچ تعهدی محصول را ترک میکند.
به همین دلیل، لانچ یک تشریفات نیست؛ آخرین خط دفاعی محصول در برابر نادیدهگرفتهشدن است.
در مسیر لانچ وبسایت یا هر سرویس آنلاین، مجموعهای از تصمیمها وجود دارد که اگر بهدرستی گرفته نشوند، حتی یک محصول خوب هم شانسی برای دیدهشدن نخواهد داشت. این تصمیمها فقط فنی نیستند؛ به بازار، مخاطب، مدل درآمدی، تجربه کاربری و حتی زمان ورود به بازار مربوط میشوند.

اولین گام لانچ، قبل از طراحی و توسعه، شناخت دقیق زمینی است که قرار است وارد آن شوید. ایدهها همیشه جذابتر از واقعیتاند، اما بازار با تصور و امید جلو نمیرود. اگر درد واقعی وجود نداشته باشد یا فضای خالی مشخصی در بازار نبینید، لانچ عملاً تبدیل به آزمون پرهزینهای میشود که نتیجهاش از قبل قابل حدس است.
شناخت رقبا در این مرحله اهمیت حیاتی دارد. نه برای تقلید، بلکه برای فهمیدن اینکه چه چیزی درست کار کرده، چه چیزی شکست خورده و کدام بخشها هنوز بهدرستی حل نشدهاند. بسیاری از فرصتهای واقعی دقیقاً در همین «بد اجرا شدن»های قبلی پنهاناند.
محصولی که مخاطب مشخص ندارد، معمولاً لانچ ناموفقی هم دارد. دانستن سن و جنسیت کافی نیست؛ باید بفهمید کاربر چگونه تصمیم میگیرد، چه چیزی او را قانع میکند و چه عواملی باعث میشود سریع محصول را رها کند. تجربه کاربری، پیام محصول و حتی انتخاب کانال عرضه، همگی به این شناخت وابستهاند.
لانچ بدون مدل درآمدی شفاف، شبیه باز کردن فروشگاهی است که نمیدانید دقیقاً چه میفروشد. مهم نیست درآمد مستقیم باشد یا غیرمستقیم؛ مهم این است که بدانید ارزش محصول چگونه به پول تبدیل میشود و آیا کاربر حاضر است بابت آن هزینه کند یا نه. همزمان باید هزینههای واقعی پس از لانچ را هم دید؛ جایی که بسیاری از پروژهها دچار کمبود منابع میشوند.
قبل از لانچ باید مشخص باشد موفقیت دقیقاً یعنی چه. جذب کاربر؟ ماندگاری؟ درآمد؟ تعامل؟ بدون شاخص مشخص، هر نتیجهای قابل توجیه است و اصلاح مسیر تبدیل به حدس میشود. دادهها بعد از لانچ فقط زمانی معنا دارند که از قبل بدانید دنبال چه چیزی هستید.
اینکه محصول از چه مسیری وارد بازار شود، مسیر رشد آن را تعیین میکند. همهجا بودن در شروع، معمولاً به معنای دیدهنشدن است. تمرکز روی یک کانال درست و ساخت نسخهای ساده اما قابل استفاده، شانس گرفتن فیدبک واقعی را چند برابر میکند. نسخهی اولیه قرار نیست کامل باشد؛ فقط باید مسئلهی اصلی را درست حل کند.
آنچه در اینجا خواندید، بخشی از مسیر لانچ است؛ اما لانچ به این نقطه ختم نمیشود.
از تست واقعی با کاربران، مدیریت نسخه بتا، انتشار رسمی، تا روزهای حساس بعد از لانچ که محصول تازه شروع به «واقعی شدن» میکند، تصمیمهایی وجود دارد که میتوانند مسیر رشد را بسازند یا محصول را آرامآرام از نفس بیندازند.
در نسخهی کامل این مقاله، ۱۰ گام لانچ وبسایت را بهصورت کامل و پیوسته توضیح دادهام، از تحلیل بازار و مخاطب گرفته تا تست، لانچ رسمی و مراقبت بعد از انتشار، همراه با نگاه بومی به بازار ایران و مثالهای واقعی.
اگر در حال ساخت وبسایت یا نزدیک لانچ هستید، خواندن نسخه کامل میتواند جلوی چند اشتباه پرهزینه را بگیرد:
🔗 نسخه کامل مقاله «۱۰ گام ضروری برای لانچ وبسایت» در لانچینو، در بخش نظرات قرار داده شده است.