تکنیک های ساده برای صمیمیت با همسر

سلام

من لیلا کیوانی هستم و این اولین مقاله من در این سایت پرهیاهو ست!

باشد که این شروع آنی، تداوم در نوشتن را برای من به ارمغان آورد

در این مقاله قصد دارم ۳ راه خلاقانه برای ایجاد روابط دوستانه با همسرتان را شرح دهم:


دقت کنید!

گفتم همسر

اسمی از مرد یا زن نیاوردم پس لطفا این مطلب را بدون در نظر گرفتن جنسیت بخوانید و کاری به یقه مبارک خود نداشته باشید و اجازه دهید که تا پایان این نوشته سالم بر سر جایش باقی بماند!

در همین ابتدای کار باید بگویم که قرار نیست در اینجا چیزهای شگفت انگیزی بشنوید چون معمولا زمانیکه کلمه خلاقیت پشت جمله ای می آید اکثر ما تصور میکنیم که قرار است آپولو هوا کنیم یا به جمع اعضای کانال های قری در پیامرسان های مجازی بپیوندیم.

خب فکر میکنم که دیگر زمان شروع فرا رسیده باشد!

قبل از اینکه به ارایه راهکارها بپردازیم دوست دارم از شما سوالی بپرسم:

اگر واقعا روابطتان انقدر برای شما حائز اهمیت است که حاضرید برایش وقت بگذارید و در صفحات وب مقاله بخوانید پس چرا این اخلاق کوفتی خود را کمی بهتر نمی کنید؟ حس نمی کنید که راحت تر باشد؟

شاید در پاسخ بگویید که من خوبم و مشکل از طرف مقابل است و یا شاید هم بگویید که رفتار درست را بلد نیستم و یا اینکه فکر میکنی چه کسی هستی که با من این چنین صحبت میکنی؟ ویا هزاران پاسخ دیگر ...

جوابتان هر چه که باشد من مطمئن هستم که خواندن این مقاله به شما برای بهبود بخشیدن به روابطتان کمک فراوانی میکند!

پس لطفا با دقت و تمرکز بسیار ادامه مطلب را بخوانید!

در ابتدا باید از خود سوال کنیم که چه ویژگیهایی سبب پایداری دوستی های چندین و چندساله ما می شوند؟طوریکه ما هرگز مایل به قطع آن دوستی ها و یا جایگزین کردنشان نیستیم.

خوب فکر کنید!

به پاسخ این سوال فکر کردید؟ یا به زمان بیشتری نیاز دارید؟ خیالتان راحت باشد من همینجا هستم هر چقدر که دوست دارید به این موضوع فکر کنید. ساعت ها و یا حتی روزها شاید هم سال ها!

اصلا یکی از راه های خلاق شدن همین عادت به فکر کردن است. اینکه تفکر، بخشی از وجود ما شود و برای ارایه راه حل ها سریعا به سراغ مسیرهای از پیش تعیین شده نرویم و زمان مشخصی را برای حل مسائل خود در نظر بگیریم.

حالا اگر اجازه دهید میخواهم در یافتن پاسخ مناسب به شما کمی کمک کنم و شریک تفکراتتان باشم

بااااا اجازه


۱ـ درک متقابل

من آن دسته از دوستی هایم را که در آنها همیشه یک گفت و گوی متقابل برقرار است و یا به بیانی ساده تر در آن ها حرفی برای گفتن داشته باشیم را ستایش میکنم. دلم میخواهد زمانیکه از اهداف خود برای دوستی صحبت میکنم شش دانگ حواسش به من باشد و به حرف هایم گوش دهد و انرژی مثبت خودش را مانند یک گلوله برفی به سمت من پرتاب کند!

یییییییییییییه!

بله درست است!

پرتابش دقیقا همین صدا را بدهد. ییییییییییییییه!

پس با این اوصاف اگر من بخواهم همسری برای خود انتخاب کنم [ باید به عرضتان برسانم که من مجرد هستم و فعلا قصد ازدواج ندارم ] قطعا دوست دارم که چنین ویژگی ای را داشته باشد و وسعت دید او به دلیل مطالعه و سواد واقعی ( نه صرفا یک لیسانس یا فوق...) گسترده باشد نه اینکه فقط مثل ضبط صوتی که نوار آن گیر کرده و به پرت پرت افتاده است مدام حرف هایی که از رسانه ها و مردم کوچه بازار و... شنیده است را تکرار کند و دائما انرژی منفی اش را روانه افکار من سازد.

یادمان باشد که پرورش هنر خوب گوش کردن و داشتن انرژی مثبت و انتقال حس خوب به اطرافیان میتواند از ما فرد خلاق تری بسازد!


۲ـ احترام

یکی از عادت هایی که اکثر ما آدم های (به قول فرنگی ها) کول داریم این است که وقتی میخواهیم بگوییم با دوستمان رفیق گرمابه و گلستان هستیم و سری از هم سوا داریم آنها را با القابی که در گذشته نام آنها ناسزا بود و الان به عبارات عاشقانه ارتقا یافته اند صدا میزنیم. البته باید بگویم که من هم از این قاعده مستثنی نیستم ولی فقط زمانیکه با رفیق شفیق خود تنها هستم او را با نام هایی غیر از آنچه که هست گلباران میکنم و وقتی همسرش و یا یکی از اعضای خانواده اش به ما ملحق میشود کمتر از «خانم گلی جان» از دهان اینجانب خارج نمی شود. شاید بر من خرده بگیرید و بگویید که این حرکت، ریاکارانه است و اصلا کار انسانی ای نیست. اما باید این موضوع را گوشزد کنم که همه ما دوست داریم احتراممان نزد دیگران حفظ شود و چه ریاکاری دلنشینی ست این حفظ حرمت!

بنابراین اگر روزی بخواهم به یکی از خواستگارانی که جلوی درب منزل ما صف کشیده اند و منتظر نیم نگاهی از طرف اینجانب هستند جواب مثبت دهم قطعا به این موضوع که آیا قادر است احترام من را نزد همگان و حتی در جمع خانوادگی خودمان حفظ کند یا نه فکر میکنم!

پس یادمان نرود که برای داشتن رابطه خلاقانه تر باید انعطاف پذیر بودن و یافتن راهکارهای مختلف در شرایط متفاوت را تمرین کنیم و در همه مواقع یکسان عمل نکنیم!


۳ـ خوش قولی

یکی از ویژگی های دیگری که وجود آن در دوستانم سبب خوشنودی من میشود خوش قولی است! یعنی زمانیکه با من ساعت ۷ در کافه ویرگول جنب ورودی اصلی قرار میگذارند خود را موظف بدانند که راس همان ساعت آنجا باشند یا زمانیکه قول انجام کاری را میدهند واقعا به آن عمل کنند و اصطلاحا فقط لب و دهن نباشند!

حالا به نظر شما زمانیکه من از دوستان خود که نهایتا ماهی چندبار با آنها ملاقات میکنم چنین انتظاراتی دارم از کسیکه میخواهم یک عمر مجنون من باشد( قبل از گفتن عبارت دخترک خودشیفته لطفا گوشه چشمی به نام کوچک من داشته باشید) نباید انتظار خوش قولی داشته باشم؟

یک لحظه صبر کنید ...

بله با شما هستم!

خود خود شما

خوووب به چشمان من نگاه کنید!

آیا شما فرد خوش قولی هستید یا من در حال صحبت با انسانی هستم که برای حرف خودش ارزشی قائل نیست؟هان؟ اگر این چنین است لطفا ادامه این مطلب را نخوانید ! چرا که انسانی که برای حرف های خودش تره خرد نمیکند برای حرف های دیگران حتی حاضر نیست از جایش بلند شود و چاقو بیاورد چه برسد به خرد کردن!

آهای بدقول ها با شما هستم!

رفتید؟

خیالم راحت باشد؟

به هرحال اگر تا اینجا آمده اید و در حال خواندن این خط هستید یعنی از آن دسته آدم های خوش قولی هستید که می شود عاشقشان شد. خدا را چه دیدید شاید آنقدر خوب باشید که من حاضر شوم به شاهزادگان سوار بر اسب سپیدی که هر روز کیلومترها می تازند تا به زیر پنجره اتاق من برسند و برایم گیتار بزنند جواب رد بدهم و این فرصت طلایی را در اختیار شما قرار دهم. شاید با خودتان بگویید که چه اعتماد به نفسی دارد این عتیقه خانم نو نویس (کسیکه بتازگی به نویسندگی برای عموم روی آورده) در پاسخ باید بگویم که درست است! اصلا همین اعتماد بنفس من باعث نوشتن چنین مطلب فاخری شده که شما را آنچنان مجذوب خودش کرده که تا انتها با من همراه باشید.

با توضیحات فوق فکر میکنم که دیگر لازم نباشد که بگویم سروسامان دادن به افکار و داشتن نظم در کارهای روزانه که خوش قولی هم جزئی از آن ها است و همچنین داشتن اعتماد بنفس برای بیان ایده ها میتواند از شما فرد خلاق تری بسازد.

خب دیگر تمام شد!

شوخی کردم!

حالا که به این نقطه رسیدیم دلم میخواهد که ۲ راهکار دیگر را هم برایتان بیان کنم!

سورپراز شدید! نه؟

دقیقا همین است!


۴ـ سورپرایز کردن

یکی از خلاقانه ترین شیوه های ارتباط صمیمانه با همسرتان سورپرایز کردن اوست! لازم نیست برای این کار رخنه ای در ته جیبتان ایجاد کنید و یا به سراغ لوکس ترین و گران قیمت ترین هدایا بروید.

سورپرایز میتواند در شکل یک جمله ظاهر شود! جمله ای که از دل برخاسته تا بر دل دلبرتان نشیند. جمله ای که با تک تک سلولهای جانتان آمیخته شده و با دلبری هرچه تمام تر بر چشمه جوشان زبانتان جاری گشته. جمله ای که فقط برای او باشد خاص خاص، برای مخاطب خاص اگر زبان سخن گفتن ندارید لطفا دست نوشتن داشته باشید دست نوشته ای در جیب یار، کیف یار سوگند به پروردگار عاشق دو عالم که آن آزرده دل هوا برش نمیدارد! واکنشش هرچه که باشد از سر ذوق است. حتی اگر به شما بخندد و قهقهه بزند باور کنید که فقط بدین خاطر است که دلش طاقت این همه لبخند را نداشته و از سر اجبار بخشی از آن را به لبانش سپرده.

سورپرایز میتواند فرستادن یک آهنگ عاشقانه به صفحه شخصی همسرتان باشد! آهنگی که بگوید: بمان! همینجا در کنارم آهنگی که کلماتش سریع و نجویده نباشد [ نویسنده هیچ خصومت شخصی ای با سبک رپ ندارد و هرگونه شایعه پراکنی پیگیری قانونی دارد ] بلکه با آرامش کلامش مرحمی باشد بر دل خسته یارتان وقتی میای صدای پات از همه جاده ها میاد انگار ... ببخشید
کمی در افکار متلاطم خویش غرق شدم خب دیگر برویم سراغ راهکار آخر لطفا نگویید چرا تعدادشان انقدر کم است؟ آخر فدای چشمانتان شوم حتی اگر چند روزی میزبان یکی از این راهکارها در زندگی عاشقانه تان باشید آنچنان مجذوب طعم عسلش میشوید که دیگر نخواهید گذاشت چمدانش را ببندد و خانه تان را به مقصد کوچه ترک بگوید. حتی ممکن است کار به جایی برسد که درب منزلتان را قفل کنید و یا آب در کفش این میهمان خوش قدم بریزید که دیگر هرگز از میانتان نرود. آخرین راهکار، رازداری است! بله


۵ـ رازداری

اجازه دهید کمی آن نخود ناپخته در دهانتان خیس بخورد! کمی مزمزه اش کنید، از کجا معلوم؟ شاید از طعمش خوشتان آمد! اگر فرصت این کار را به خود ندهید آنگاه به تمام دوستان و آشنایانتان اجازه میدهید که با همان نخود برایتان آشی بپزند که روی آن یه وجب روغن حاوی پالم باشد. که البته کاملا به حق و شایسته و برازنده شماست! بگذارید مسائل خصوصیتان خصوصی باقی بمانند! چه نیازی به هوار زدن است؟ اگر آنقدر بزرگ شده اید که توانسته اید ازدواج کنید پس لطفا آنقدر هم بزرگ بشوید که بتوانید مسائلتان را در خلوت خودتان حل کنید! چگونه؟ با گفت و گو دوستانی که در زندگی خودشان وامانده و انگشت بردهان هستند چگونه میتوانند به شما و زندگی عاشقانه رو به زوالتان کمک کنند؟ نهایتا نسخه ای پیچیده و رابطه تان را طوفانی تر از قبل میکنند! در دنیایی که اکثر انسانها بجای آرام صحبت کردن با یارشان دوست دارند فریاد بزنند شما متفاوت عمل کنید و خلاق باشید و به زندگی طعمی نو ببخشید! چیزی که امروزه جایش در روابط ما انسانها خالیست آرامش است! آرامش هیچگاه با نسخه پیچی دوستان و اهل محل به زندگی ما راه نمی یابد.

حال که این نوشته رو به پایان است کمی با خود تامل کنید و ببینید که آیا دارای ویژگیهای یک دوست خوب هستید و یا فقط این ویژگی ها را از مخاطب خاص خود انتظار دارید؟ اگر پاسختان به بخش دوم سوال من مثبت است باید به شما بگویم که این ره که میروید به ترکستان است!

هیچ رابطه ای با تلاش یک طرفه به سرانجام نمیرسد. آخر قربانتان شوم پینگ پنگ هم که بخواهید بازی کنید تا زمانیکه با ضربه زدن، توپ را به یار تمرینی خود برنگردانید نباید انتظار ضربه بعدی را از جانب او داشته باشید چه برسد به ازدواج!

خب حالا که این مطلب را نوشتم و شما هم خواندید دیگر کاری نمانده و میتوانم با خیال آسوده آن را برای استاد فوق العاده ام [ شاهین تیزبینی که برای من در حکم کلانتری است که دستور به آب بستن واژگان را برایم صادر نمود و من نیز اطاعت امر کرده و شلنگ حرافی را به روی نوشته ام گرفتم ] ارسال کنم.

شما هم بروید به اتاقتان و به کارهای زشتی که تاکنون انجام داده اید که سبب چنین آشفتگی در روابطتان شده که دست به سرچ در صفحات وب شده اید فکر کنید و با تصمیمات جدید و عالی بازگردید.

باشد که در روابطتان رستگار باشید!


لیلا کیوانی

ظهر آفتابی ۲۵ تیرماه ۹۹