نهضت مشروطه ایران (۱۲۸۴–۱۲۸۸ هـ.ش) یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است که در بستر بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی اواخر دوره قاجار شکل گرفت. این جنبش، نخستین تلاش سازمانیافته برای تحدید قدرت مطلقه شاه، تأسیس حکومت قانون و ایجاد نهادهای مدرن سیاسی در ایران بود. مقاله حاضر با رویکردی تاریخی ـ تحلیلی، به بررسی زمینههای شکلگیری مشروطه، نیروهای اجتماعی و فکری مؤثر در آن، روند تحولات از اعتراضات اولیه تا تدوین قانون اساسی، چالشهای داخلی و خارجی، استبداد صغیر، نقش روحانیت، روشنفکران و نیروهای مردمی، و در نهایت دستاوردها و پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت این نهضت میپردازد. همچنین تلاش میشود مشروطه در چارچوب گذار ایران از سنت به مدرنیته تحلیل شود.
نهضت مشروطه ایران را میتوان نخستین انقلاب مدرن خاورمیانه دانست که با هدف محدودسازی قدرت استبدادی و تأسیس نظامی مبتنی بر قانون شکل گرفت. در حالی که ایران در اواخر قرن نوزدهم با بحرانهای عمیق اقتصادی، نفوذ گسترده قدرتهای خارجی و ناکارآمدی ساختار حکمرانی قاجار مواجه بود، گروههای مختلف اجتماعی به این نتیجه رسیدند که تنها راه نجات کشور، ایجاد نظامی قانونمند و پاسخگو است.
مشروطه نه صرفاً یک تغییر سیاسی، بلکه تحولی معرفتی و فرهنگی بود. مفاهیمی چون «ملت»، «قانون»، «حقوق»، «مجلس»، «آزادی» و «حاکمیت ملی» برای نخستین بار بهصورت جدی وارد گفتمان عمومی ایرانیان شد. در این مقاله، ضمن بررسی ریشههای تاریخی نهضت، به ابعاد فکری و اجتماعی آن نیز پرداخته میشود.
دولت قاجار بر پایه نظام سلطنت مطلقه استوار بود. شاه، قدرت مطلق سیاسی، نظامی و مالی را در اختیار داشت و هیچ نهاد نظارتی مؤثری برای کنترل قدرت او وجود نداشت. ساختار اداری کشور پراکنده، ناکارآمد و مبتنی بر روابط شخصی و درباری بود. فساد گسترده در دربار و دستگاههای حکومتی، نارضایتی عمومی را تشدید میکرد.
ناصرالدین شاه و پس از او مظفرالدین شاه، برای تأمین هزینههای دربار و سفرهای خارجی، امتیازات اقتصادی متعددی به بیگانگان واگذار کردند؛ امتیازاتی که به تضعیف اقتصاد ملی انجامید.
در قرن نوزدهم، ایران به میدان رقابت دو قدرت استعماری روسیه و بریتانیا تبدیل شد. این رقابت که به «بازی بزرگ» معروف است، موجب شد استقلال سیاسی و اقتصادی ایران بهشدت آسیب ببیند. قراردادهای نابرابر، وامهای خارجی و امتیازهای انحصاری مانند امتیاز تنباکو و دارسی، نشانههای بارز این وابستگی بودند.
جنبش تحریم تنباکو (۱۲۷۰ هـ.ش) که با فتوای میرزای شیرازی شکل گرفت، نخستین تجربه موفق مقاومت مدنی علیه استبداد داخلی و نفوذ خارجی بود و زمینه ذهنی برای شکلگیری مشروطه را فراهم کرد.
در اواخر دوره قاجار، اقتصاد ایران دچار رکود و تورم شدید بود. افزایش مالیاتها، کاهش ارزش پول ملی و نفوذ کالاهای خارجی، طبقات متوسط شهری و تجار را تحت فشار قرار داد. بازار که یکی از مهمترین نهادهای اجتماعی ایران بود، به یکی از کانونهای اصلی اعتراض تبدیل شد.
از سوی دیگر، قحطیها و سوءمدیریت حکومتی، زندگی طبقات فرودست را دشوارتر کرد. این بحرانها، زمینه اجتماعی اعتراضات گسترده را فراهم ساخت.
از نیمه دوم قرن نوزدهم، با گسترش ارتباط ایران با اروپا، مفاهیم جدید سیاسی و فلسفی وارد ایران شد. دانشجویان اعزامی به خارج، روشنفکران و مترجمان، اندیشههایی چون قانون اساسی، تفکیک قوا، حقوق بشر و آزادی را معرفی کردند.
اندیشمندانی چون میرزا ملکمخان، آخوندزاده، طالبوف تبریزی و میرزا آقاخان کرمانی نقش مهمی در ترویج این افکار داشتند. نشریاتی مانند «قانون» به تبیین ضرورت حکومت قانون پرداختند.
روحانیت شیعه، به دلیل استقلال نسبی از حکومت، نقش مهمی در بسیج مردم داشت. بسیاری از علما با استبداد شاه مخالف بودند و از محدودسازی قدرت او حمایت میکردند. علمایی چون آیتالله طباطبایی، آیتالله بهبهانی و آخوند خراسانی از حامیان اصلی مشروطه بودند.
در مقابل، برخی روحانیان مانند شیخ فضلالله نوری، با مشروطه بهمعنای غربی آن مخالف بودند و خواهان «مشروعه» یعنی نظامی مبتنی بر شریعت بودند. این اختلاف، به یکی از چالشهای فکری مهم نهضت تبدیل شد.
گسترش مطبوعات در اواخر دوره قاجار، آگاهی سیاسی مردم را افزایش داد. روزنامههایی مانند «صور اسرافیل» و «حبلالمتین» به نقد استبداد پرداختند. همچنین انجمنهای مخفی و نیمهعلنی، در سازماندهی اعتراضات نقش داشتند.
جرقه اصلی نهضت مشروطه، در پی افزایش قیمت قند و شکر و تنبیه تجار توسط حاکم تهران زده شد. اعتراضات بازاریان به بستنشینی در حرم حضرت عبدالعظیم انجامید. خواسته اصلی معترضان، تأسیس «عدالتخانه» بود؛ نهادی برای رسیدگی عادلانه به شکایات مردم.
در ادامه سرکوبها، گروهی از معترضان در سفارت بریتانیا بست نشستند. این اقدام، فشار بر دربار را افزایش داد و مظفرالدین شاه را ناگزیر به صدور فرمان مشروطیت در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵ کرد.
پس از صدور فرمان، نخستین مجلس شورای ملی تشکیل شد. نمایندگان اصناف، علما و گروههای مختلف در آن حضور داشتند. این مجلس، نخستین قانون اساسی ایران را تدوین کرد.
قانون اساسی مشروطه، با الهام از قوانین اساسی بلژیک و فرانسه تدوین شد. این قانون، قدرت شاه را محدود و اصل حاکمیت قانون را تثبیت کرد.
متمم قانون اساسی، اصول مهمی چون تفکیک قوا، مسئولیت وزرا در برابر مجلس و حقوق ملت را بیان میکرد. همچنین اصل نظارت پنج مجتهد بر مصوبات مجلس، بهمنظور تطبیق با شریعت، در آن گنجانده شد.
پس از مرگ مظفرالدین شاه، محمدعلی شاه به سلطنت رسید. او با مشروطه مخالف بود و در سال ۱۲۸۷ مجلس را به توپ بست. این دوره به «استبداد صغیر» معروف شد.
اما مقاومت در تبریز، رشت و اصفهان ادامه یافت. شخصیتهایی چون ستارخان و باقرخان در تبریز، و نیروهای بختیاری در اصفهان، نقش مهمی در احیای مشروطه داشتند. در نهایت، تهران فتح و محمدعلی شاه خلع شد.
بازاریان از نخستین حامیان مشروطه بودند. آنان از فشارهای مالیاتی و نفوذ اقتصادی بیگانگان ناراضی بودند.
روشنفکران، نظریهپردازان اصلی مشروطه بودند و گفتمان قانونگرایی را ترویج کردند.
نیروهای بختیاری و مجاهدان آذربایجان در پیروزی نظامی مشروطه نقش تعیینکننده داشتند.
با وجود پیروزی مشروطهخواهان، مشکلات متعددی باقی ماند:
ضعف نهادهای اداری
دخالت روس و انگلیس
اختلافات داخلی
نبود فرهنگ سیاسی نهادینه
قرارداد ۱۹۰۷ میان روس و انگلیس که ایران را به مناطق نفوذ تقسیم کرد، استقلال کشور را بهشدت محدود ساخت.
مشروطه، مفهوم قانون و مجلس را وارد ساختار سیاسی ایران کرد.
ایرانیان برای نخستین بار خود را بهعنوان «ملت» در برابر «دولت» تعریف کردند.
نهضتهای بعدی، از ملی شدن نفت تا انقلاب ۱۳۵۷، تحت تأثیر تجربه مشروطه بودند.
نهضت مشروطه ایران، تلاشی تاریخی برای گذار از استبداد سنتی به نظامی مبتنی بر قانون بود. هرچند این جنبش با چالشها و ناکامیهایی مواجه شد و نتوانست بهطور کامل آرمانهای خود را محقق کند، اما تأثیر عمیقی بر ساختار سیاسی و فرهنگ سیاسی ایران گذاشت.
مشروطه، نقطه آغاز ورود ایران به عصر مدرن بود؛ عصری که در آن مفاهیم حقوق شهروندی، مشارکت سیاسی و حاکمیت قانون به دغدغههای اصلی جامعه تبدیل شد. میراث این نهضت همچنان در تاریخ و سیاست معاصر ایران زنده است و فهم آن برای درک تحولات امروز ایران ضروری است.
منبع:چت جی پی تی