روابط ایران و عمان یکی از کهنترین و پایدارترین مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در منطقه خلیج فارس و دریای عمان است. برخلاف بسیاری از روابط میان کشورهای منطقه که اغلب با رقابت، جنگ و تنشهای طولانی همراه بودهاند، مناسبات ایران و عمان در طول تاریخ بیشتر بر پایه همجواری دریایی، منافع مشترک تجاری و درک متقابل ژئوپلیتیکی شکل گرفته است.
روابط ریشههایی عمیق در دوران باستان دارد؛ زمانی که بخشهایی از عمان امروزی تحت نفوذ امپراتوریهای ایرانی قرار داشتند و راههای دریایی میان سواحل مکران، هرمزگان و عمان، شبکهای گسترده از تجارت و تبادل فرهنگی را ایجاد کرده بود.
در جهان معاصر نیز عمان به یکی از مهمترین شرکای منطقهای ایران تبدیل شده است؛ کشوری که حتی در اوج تنشهای ایران با غرب و بسیاری از دولتهای عربی، نقش میانجی، پل ارتباطی و شریک گفتوگو را ایفا کرده است.
برای درک روابط ایران و عمان، ابتدا باید به جغرافیای منطقه توجه کرد.
دو کشور در دو سوی تنگه هرمز قرار دارند؛ گذرگاهی که از مهمترین آبراههای جهان به شمار میرود. این موقعیت سبب شده است که سرنوشت امنیتی، اقتصادی و سیاسی دو کشور در طول تاریخ به یکدیگر گره بخورد.
از دوران باستان، دریانوردان ایرانی از بنادر هرمز، سیراف و بندرعباس به سواحل عمان رفتوآمد میکردند. کالاهایی مانند خرما، اسب، مروارید، ادویه، پارچه و فلزات از این مسیر جابهجا میشدند و همین رفتوآمدها بنیان نخستین روابط پایدار میان دو سرزمین را شکل داد.
قدیمیترین شواهد تاریخی نشان میدهد که بخشهایی از عمان کنونی در دوران هخامنشی تحت نفوذ ایران قرار داشت.
در منابع تاریخی از منطقهای به نام «مَکا» یا «مَزون» یاد شده که با عمان امروزی تطبیق داده میشود. این منطقه به عنوان بخشی از حوزه نفوذ امپراتوری هخامنشی شناخته میشد و در شبکه بازرگانی دریایی ایران نقش مهمی داشت.
در این دوره:
کشتیهای ایرانی در آبهای عمان فعالیت میکردند.
مسیرهای تجاری میان هند، ایران و بینالنهرین از سواحل عمان عبور میکرد.
نفوذ فرهنگی و اداری ایران به سواحل جنوبی خلیج فارس گسترش یافت.
اگرچه عمان هرگز مانند ایالتهای مرکزی ایران مستقیماً اداره نمیشد، اما در حوزه سیاسی و اقتصادی جهان ایرانی قرار داشت.
نفوذ ایران در عمان در دوره ساسانی به اوج رسید.
ساسانیان برای حفاظت از تجارت دریایی و جلوگیری از نفوذ رقبای خود، حضور فعالی در سواحل جنوبی خلیج فارس برقرار کردند. برخی فرمانروایان محلی عمان تحت حمایت یا تابع دولت ساسانی بودند و نیروهای ایرانی در مقاطع مختلف در این منطقه مستقر شدند.
در این دوره:
زبان و فرهنگ ایرانی در میان بخشی از نخبگان محلی نفوذ یافت.
تجارت دریایی میان بنادر ایران و عمان رونق گرفت.
عمان به حلقهای مهم در ارتباط ایران با هند و شرق آفریقا تبدیل شد.
بسیاری از پژوهشگران آغاز پیوندهای عمیق تاریخی دو سرزمین را به همین دوره نسبت میدهند.
با ظهور اسلام در قرن هفتم میلادی، ساختار سیاسی منطقه دگرگون شد.
پس از فروپاشی حکومت ساسانی، عمان به جهان اسلام پیوست؛ اما ارتباطات دریایی و اقتصادی با ایران ادامه یافت. در سدههای نخست اسلامی، بازرگانان ایرانی حضوری گسترده در بنادر عمان داشتند و بسیاری از شهرهای ساحلی دو سوی خلیج فارس به واسطه تجارت دریایی شکوفا شدند.
در قرن دهم میلادی، حکومت ایرانی آلبویه نفوذ خود را به عمان گسترش داد و برای مدتی این منطقه تحت کنترل آنان قرار گرفت. بعدها عمان و بخشهای بزرگی از ایران در حوزه سیاسی سلجوقیان قرار گرفتند.
این دوره اهمیت زیادی دارد زیرا:
مسیرهای تجاری خلیج فارس امنیت بیشتری یافتند.
مهاجرت بازرگانان ایرانی به عمان افزایش یافت.
پیوندهای فرهنگی و اقتصادی عمیقتر شد.
با قدرتگیری صفویان در ایران و گسترش نفوذ دریایی عمان، مرحلهای تازه در روابط دو کشور آغاز شد.
در قرنهای شانزدهم و هفدهم میلادی، پرتغالیها بخشهایی از سواحل عمان و خلیج فارس را اشغال کردند. ایران صفوی و عمان هر دو از حضور پرتغال متضرر میشدند و در نهایت در روند اخراج پرتغالیها منافع مشترکی پیدا کردند.
اما پس از ضعف دولت صفوی، رقابت بر سر کنترل بنادر و جزایر خلیج فارس افزایش یافت و عمان به یکی از قدرتهای دریایی منطقه تبدیل شد.
یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ روابط ایران و عمان در قرن هجدهم رخ داد.
نادرشاه افشار که در پی بازسازی قدرت دریایی ایران بود، در دهه 1740 میلادی به عمان لشکر کشید. نیروهای ایرانی موفق شدند بخشهای مهمی از عمان را تصرف کنند و حکومت محلی را وادار به تسلیم نمایند. با این حال، این سلطه پایدار نماند و پس از مدتی نیروهای ایرانی عقبنشینی کردند.
این واقعه آخرین تلاش بزرگ ایران برای تسلط مستقیم بر عمان محسوب میشود.
در قرن نوزدهم، روابط ایران و عمان وارد مرحلهای پیچیده شد.
در این دوره، بخشی از سواحل و بنادر جنوب ایران از جمله بندرعباس برای مدتی تحت مدیریت یا اجاره حکام عمانی قرار گرفت. این وضعیت نتیجه ضعف دولت مرکزی قاجار و نفوذ گسترده بریتانیا در منطقه بود.
حکومت آلبوسعید عمان که از اواخر قرن هجدهم قدرت گرفته بود، نفوذ قابل توجهی در خلیج فارس و اقیانوس هند پیدا کرد و حتی امپراتوری دریایی گستردهای تا زنگبار در شرق آفریقا ایجاد نمود.
مهمترین نقطه عطف روابط مدرن ایران و عمان در دوران محمدرضا شاه پهلوی شکل گرفت.
در دهه 1970 میلادی، شورش ظفار در جنوب عمان حکومت سلطان قابوس را تهدید میکرد. ایران پهلوی به درخواست عمان و با هماهنگی بریتانیا، هزاران نیروی نظامی به عمان اعزام کرد و نقش تعیینکنندهای در شکست شورشیان داشت.
این مداخله:
بقای حکومت سلطان قابوس را تضمین کرد.
اعتماد سیاسی عمیقی میان دو کشور ایجاد نمود.
پایه روابط ویژه تهران و مسقط در دهههای بعد شد.
بسیاری از پژوهشگران معتقدند که روابط ممتاز کنونی ایران و عمان تا حد زیادی ریشه در همین همکاری نظامی دهه 1970 دارد.
انقلاب ایران بسیاری از روابط منطقهای را دگرگون کرد؛ اما عمان برخلاف اکثر کشورهای عرب خلیج فارس، روابط خود با جمهوری اسلامی را حفظ کرد.
در طول جنگ ایران و عراق:
عمان موضعی نسبتاً متوازن اتخاذ کرد.
روابط دیپلماتیک خود با ایران را قطع نکرد.
از تلاشهای سازمان ملل برای پایان جنگ حمایت نمود.
این رویکرد موجب شد اعتماد سیاسی میان تهران و مسقط حفظ شود.
از دهه 1990 تاکنون، مهمترین ویژگی سیاست خارجی عمان در قبال ایران، نقش میانجی بوده است.
سلطان قابوس و سپس سلطان هیثم تلاش کردند روابط خوبی هم با غرب و هم با ایران حفظ کنند. مسقط بارها میزبان مذاکرات محرمانه میان ایران و کشورهای غربی بوده است.
مهمترین نمونه:
گفتوگوهای محرمانهای که بعدها به توافق هستهای سال 2015 منجر شد، نخستین بار در عمان آغاز گردید. نقش سلطان قابوس در ایجاد کانال ارتباطی میان تهران و واشنگتن از سوی بسیاری از تحلیلگران تعیینکننده توصیف شده است.
در دهههای اخیر، همکاریهای اقتصادی دو کشور نیز گسترش یافته است.
مهمترین حوزهها عبارتاند از:
انرژی
گاز طبیعی
حملونقل دریایی
بنادر
شیلات
گردشگری
سرمایهگذاری مشترک
در سال 2014 توافق مهمی برای صادرات گاز ایران به عمان امضا شد که شامل طرح احداث خط لوله زیردریایی میان دو کشور بود.
روابط ایران و عمان تنها سیاسی نیست.
جامعه بزرگی از بلوچهای عمان دارای ریشههای فرهنگی و زبانی مشترک با ایران هستند. همچنین در طول قرنها مهاجرت بازرگانان ایرانی به عمان موجب شکلگیری جوامع ایرانیتبار در این کشور شده است.
عناصر مشترک فرهنگی شامل:
سنتهای دریانوردی
موسیقی ساحلی
تجارت دریایی
واژگان مشترک
پیوندهای خانوادگی در سواحل دو کشور
است.
در دهههای اخیر، عمان یکی از معدود کشورهای عربی بوده که توانسته روابطی پایدار و مثبت با ایران حفظ کند.
مسقط همچنان نقش میانجی میان ایران و غرب را ایفا میکند و در بسیاری از بحرانهای منطقهای تلاش کرده کانال گفتوگو را باز نگه دارد. حتی در تحولات اخیر مربوط به امنیت تنگه هرمز نیز عمان بر حفظ ارتباط با ایران و حل اختلافات از طریق دیپلماسی تأکید کرده است.
تاریخ روابط ایران و عمان تاریخی استثنایی در خاورمیانه محسوب میشود. از دوران هخامنشی و ساسانی تا عصر حاضر، این دو کشور نهتنها همسایه، بلکه شرکای تمدنی و دریایی بودهاند. اگرچه در مقاطعی رقابت، جنگ و اختلاف نیز وجود داشته است، اما روند کلی تاریخ نشان میدهد که همکاری و تعامل بر تقابل غلبه داشته است.
در جهانی که روابط منطقهای اغلب تحت تأثیر رقابتهای ایدئولوژیک و ژئوپلیتیکی قرار میگیرد، رابطه ایران و عمان نمونهای کمنظیر از تداوم گفتوگو، احترام متقابل و درک منافع مشترک است؛ رابطهای که ریشههای آن بیش از دو هزار سال در تاریخ منطقه امتداد یافته و همچنان یکی از پایدارترین مناسبات خاورمیانه به شمار میرود.