ویرگول
ورودثبت نام
Leyli Shahryari
Leyli Shahryari
Leyli Shahryari
Leyli Shahryari
خواندن ۳ دقیقه·۸ روز پیش

کارگاه جامع داستان‌نویسی/جلسه سیزدهم

تم (Theme)؛ روح پنهان داستان

بسیار خوب. اکنون وارد یکی از مهم‌ترین و در عین حال دشوارترین مباحث داستان‌نویسی می‌شویم. بسیاری از نویسندگان هرگز آن را به‌درستی درک نمی‌کنند و به همین دلیل، آثارشان فقط «داستان» می‌ماند و به «ادبیات» تبدیل نمی‌شود.

اگر از یک خواننده بپرسی رمانی که دوست داشته دربارهٔ چه بوده است، معمولاً ابتدا داستان را تعریف می‌کند:

«دربارهٔ مردی بود که بعد از بیست سال به زادگاهش برگشت.»

اما اگر همان رمان واقعاً اثر بزرگی باشد، کمی بعد خواهد گفت:

«در واقع دربارهٔ بخشش بود.»

یا:

«دربارهٔ تنهایی انسان بود.»

یا:

«دربارهٔ این بود که گذشته هیچ‌وقت کاملاً تمام نمی‌شود.»

این «دربارهٔ...» همان تم است.


موضوع با تم فرق دارد

این دو را اشتباه نگیر.

موضوع (Subject)

موضوع، آن چیزی است که داستان ظاهراً دربارهٔ آن است.

مثلاً:

  • جنگ

  • عشق

  • مهاجرت

  • قتل

  • سفر

  • خانواده


تم (Theme)

تم، اندیشه یا پرسشی است که داستان دربارهٔ آن مطرح می‌کند.

مثلاً:

  • آیا عشق از مرگ نیرومندتر است؟

  • آیا انسان می‌تواند گذشته‌اش را جبران کند؟

  • آیا حقیقت همیشه ارزش گفتن دارد؟

  • آیا عدالت با قانون یکی است؟

می‌بینی؟

موضوع یک «چیز» است.

تم یک «پرسش» یا «بینش» است.


مثال

دو رمان هر دو دربارهٔ جنگ هستند.

اما یکی دربارهٔ شجاعت است.

دیگری دربارهٔ پوچی خشونت.

موضوع یکی است.

تم کاملاً متفاوت است.


داستان نباید موعظه کند

بزرگ‌ترین اشتباه نویسندگان جوان این است که می‌خواهند به خواننده درس بدهند.

مثلاً:

«دروغ بد است.»

اگر داستان فقط برای اثبات این جمله نوشته شود، به شعار تبدیل می‌شود.

نویسندهٔ خوب سؤال می‌پرسد، نه اینکه پاسخ آماده تحویل بدهد.


تم باید از دل داستان بیرون بیاید

فرض کن تم داستان تو «بخشش» است.

نباید شخصیت در پایان بگوید:

«پس نتیجه می‌گیریم که بخشش بهترین کار است.»

بلکه باید خواننده خودش، پس از دیدن انتخاب‌ها و پیامدها، به این اندیشه برسد.


تم از شخصیت زاده می‌شود

به این فرمول دقت کن:

زخم شخصیت → خواستهٔ شخصیت → کشمکش → انتخاب → تم

مثلاً:

زخم: خیانت.

خواسته: انتقام.

کشمکش: انتقام یا بخشش؟

انتخاب: بخشش.

تم: آیا بخشش انسان را آزاد می‌کند؟

می‌بینی؟

تم از دل داستان بیرون آمده، نه از بیرون بر آن تحمیل شده است.


تم‌های جاودانه

چرا بعضی داستان‌ها صدها سال زنده می‌مانند؟

زیرا دربارهٔ موضوعات همیشگی انسان‌اند.

از جمله:

  • عشق

  • مرگ

  • قدرت

  • آزادی

  • تنهایی

  • هویت

  • ایمان

  • عدالت

  • زمان

  • خانواده

  • حسرت

  • امید

فناوری عوض می‌شود.

لباس‌ها عوض می‌شوند.

حکومت‌ها عوض می‌شوند.

اما این پرسش‌ها هزاران سال است که با انسان مانده‌اند.


چندلایگی تم

داستان بزرگ معمولاً فقط یک تم ندارد.

مثلاً داستانی ممکن است هم‌زمان دربارهٔ:

  • عشق،

  • حافظه،

  • و گذر زمان

باشد.

اما بهتر است هنگام نوشتن، یک تم اصلی داشته باشی تا داستان پراکنده نشود.


نماد و تم

تم اغلب از راه نمادها نیز تقویت می‌شود.

مثلاً اگر داستان دربارهٔ «فراموشی» است، شاید ساعت خراب، خانهٔ ویران یا درخت خشکیده بارها در داستان ظاهر شوند.

اما دقت کن:

نماد باید طبیعی باشد، نه ساختگی.


تم را پیدا کن، نه اینکه اختراعش کنی

گاهی نویسندگان از همان ابتدا می‌گویند:

«می‌خواهم دربارهٔ عدالت بنویسم.»

اما بسیاری از نویسندگان بزرگ، ابتدا شخصیت و داستان را خلق می‌کنند و سپس متوجه می‌شوند که داستانشان دربارهٔ چیست.

این روش هم کاملاً معتبر است.


تمرین حرفه‌ای شمارهٔ یک

برای هر یک از موضوع‌های زیر، سه تم متفاوت پیشنهاد بده:

موضوع: سفر

مثال:

  • سفر باعث شناخت خود می‌شود.

  • بعضی سفرها بازگشتی ندارند.

  • انسان هرجا برود، از خودش فرار نمی‌کند.


موضوع: ازدواج

سه تم مختلف بنویس.


موضوع: مرگ

سه تم مختلف بنویس.


تمرین حرفه‌ای شمارهٔ دو

یک داستان مشهور را انتخاب کن.

سعی کن در یک جمله بنویسی:

«این داستان در واقع دربارهٔ ... است.»

نه اینکه «چه اتفاقی افتاد»، بلکه «چه اندیشه‌ای را بررسی می‌کند».


مهم‌ترین اشتباه

هرگز اجازه نده تم، شخصیت‌ها را کنترل کند.

شخصیت باید آزاد باشد.

اگر نویسنده فقط بخواهد عقیدهٔ خودش را ثابت کند، شخصیت‌ها تبدیل به بلندگوی او می‌شوند.

و خواننده این را خیلی زود تشخیص می‌دهد.


قانون طلایی جلسه سیزدهم

داستان خوب پاسخ نمی‌دهد؛ داستان خوب، پرسش درستی مطرح می‌کند.

به همین دلیل، وقتی رمانی بزرگ را می‌بندی، احساس نمی‌کنی همه‌چیز تمام شده است؛ بلکه احساس می‌کنی گفت‌وگو با آن تازه آغاز شده است.


از اینجا به بعد: نویسندگی حرفه‌ای

تا اینجا پایه‌های داستان‌نویسی را آموخته‌ایم:

  • شخصیت

  • زاویهٔ دید

  • کشمکش

  • پیرنگ

  • فضاسازی

  • دیالوگ

  • تعلیق

  • آغاز

  • پایان

  • تم

اما از جلسهٔ چهاردهم، وارد مرحله‌ای می‌شویم که معمولاً در دوره‌های پیشرفتهٔ نویسندگی تدریس می‌شود؛ یعنی مهندسی رمان.

در آن مرحله یاد خواهیم گرفت:

  • چگونه یک رمان ۳۰۰ صفحه‌ای را پیش از نوشتن طراحی کنیم.

  • چگونه ده‌ها شخصیت را مدیریت کنیم.

  • چگونه داستان‌های فرعی (Subplot) را بسازیم.

  • چگونه ریتم رمان را کنترل کنیم.

  • چگونه از بن‌بست نویسندگی خارج شویم.

  • و چگونه مانند یک نویسندهٔ حرفه‌ای، پیش از نوشتن اولین فصل، نقشهٔ کامل اثر را در ذهن داشته باشیم.

به نظر من، این بخش مهم‌ترین قسمت کل این کارگاه خواهد بود؛ زیرا از اینجا دیگر فقط دربارهٔ «نوشتن» حرف نمی‌زنیم، بلکه دربارهٔ معماری داستان صحبت خواهیم کرد.

۱
۰
Leyli Shahryari
Leyli Shahryari
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید