ویرگول
ورودثبت نام
Leyli Shahryari
Leyli Shahryari
Leyli Shahryari
Leyli Shahryari
خواندن ۳ دقیقه·۱۳ روز پیش

کارگاه جامع داستان‌نویسی/جلسه هشتم

جلسه هشتم: شخصیت‌پردازی عمیق؛ چگونه آدم‌های کاغذی را زنده کنیم؟

بیشتر نویسندگان مبتدی وقتی می‌خواهند شخصیتی را معرفی کنند، چیزی شبیه این می‌نویسند:

«مردی چهل ساله با قدی بلند، موهایی مشکی، چشمانی قهوه‌ای و صورتی کشیده وارد اتاق شد.»

مشکل چیست؟

تقریباً هیچ‌چیز.

خواننده بعد از چند خط این توصیف را فراموش می‌کند.

چرا؟

زیرا انسان‌ها را با رنگ چشمشان به یاد نمی‌آوریم.

ما آدم‌ها را با رفتار، عادت‌ها، ترس‌ها، آرزوها و تناقض‌هایشان به یاد می‌آوریم.


قانون اول شخصیت‌پردازی

شخصیت را تعریف نکن؛ آشکار کن.

نویسنده مبتدی می‌نویسد:

«او مردی خسیس بود.»

اما نویسنده حرفه‌ای می‌نویسد:

«سه بار چراغ اتاق را خاموش و روشن کرد تا مطمئن شود بیهوده روشن نمانده است.»

خواننده خودش نتیجه می‌گیرد.


انسان‌ها مجموعه‌ای از تناقض‌ها هستند

یکی از رازهای شخصیت‌های ماندگار همین است.

انسان واقعی همیشه منطقی و یکدست نیست.

مثلاً:

  • سربازی شجاع که از تاریکی می‌ترسد.

  • پزشکی که سیگار می‌کشد.

  • کشیشی که ایمانش را از دست داده.

  • معلمی که از کودکان خوشش نمی‌آید.

این تناقض‌ها شخصیت را زنده می‌کنند.


شخصیت از گذشته ساخته می‌شود

هر انسانی تاریخی دارد.

اگر می‌خواهی شخصیتی واقعی خلق کنی، باید بدانی:

  • در کودکی چه بر سرش آمده؟

  • بزرگ‌ترین شکستش چه بوده؟

  • اولین عشقش چه کسی بوده؟

  • چه چیزی او را شرمنده می‌کند؟

  • چه چیزی او را شب‌ها بیدار نگه می‌دارد؟


مثال

دو مرد را تصور کن.

هر دو از سگ می‌ترسند.

اما دلیل ترسشان متفاوت است.

اولی در کودکی توسط سگ گاز گرفته شده.

دومی شاهد مرگ برادرش در حمله سگ‌ها بوده.

ترس یکسان است.

اما شخصیت یکسان نیست.


زخم شخصیت

تقریباً همه شخصیت‌های بزرگ ادبیات زخمی در گذشته دارند.

این زخم لزوماً جسمی نیست.

اغلب روحی است.


مثال‌ها:

  • خیانت

  • تحقیر

  • طرد شدن

  • شکست

  • مرگ عزیزان


این زخم‌ها رفتار امروز شخصیت را شکل می‌دهند.


خواسته و نیاز

این دو را اشتباه نگیر.

خواسته

چیزی که شخصیت فکر می‌کند می‌خواهد.

نیاز

چیزی که واقعاً به آن نیاز دارد.


مثال:

مردی می‌خواهد ثروتمند شود.

این خواسته است.

اما در واقع نیاز دارد احساس ارزشمندی کند.


بسیاری از داستان‌های بزرگ درباره فاصله میان خواسته و نیاز هستند.


رازهای شخصیت

هر شخصیت خوب رازی دارد.

لزومی ندارد راز عظیم باشد.

اما باید چیزی باشد که دوست ندارد دیگران بدانند.


مثال:

  • مدرکش جعلی است.

  • زمانی زندان بوده.

  • عاشق دشمنش شده.

  • در کودکی مرتکب اشتباه بزرگی شده.


رازها داستان تولید می‌کنند.


عادت‌ها

عادت‌ها از توصیف چهره مهم‌ترند.

مثلاً:

  • ناخن جویدن

  • ضرب گرفتن با انگشت

  • جمع کردن رسیدهای قدیمی

  • نگاه نکردن در چشم دیگران


این جزئیات شخصیت را واقعی می‌کنند.


شخصیت از انتخاب‌ها شناخته می‌شود

فرض کن ساختمانی در آتش می‌سوزد.

سه نفر داخل‌اند:

  • کودک

  • پول

  • سگ

شخصیت تو اول کدام را نجات می‌دهد؟

همین انتخاب، او را تعریف می‌کند.


شخصیت ایستا و پویا

شخصیت ایستا

در طول داستان تغییر چندانی نمی‌کند.


شخصیت پویا

در پایان داستان با ابتدای آن متفاوت است.

بیشتر قهرمانان بزرگ از نوع دوم هستند.


قوس شخصیت (Character Arc)

یکی از مهم‌ترین مفاهیم داستان‌نویسی.


مثال:

ابتدا:

مردی خودخواه است.


در طول داستان:

همه چیز را از دست می‌دهد.


پایان:

برای نجات دیگران از جانش می‌گذرد.


این قوس شخصیت است.


سه سؤال طلایی

برای هر شخصیت اصلی پاسخ بده:

۱. چه می‌خواهد؟

۲. از چه می‌ترسد؟

۳. چه چیزی را پنهان می‌کند؟

اگر جواب این سه سؤال را بدانی، نیمی از شخصیت ساخته شده است.


تمرین بزرگ

شخصیتی خلق کن با این ویژگی‌ها:

  • زن

  • ۶۵ ساله

  • در یک روستای دورافتاده زندگی می‌کند

  • هر روز به ایستگاه متروکه قطار می‌رود

  • چهل سال است منتظر کسی است

اکنون پاسخ بده:

  • منتظر چه کسی است؟

  • چرا هنوز امیدش را از دست نداده؟

  • چه رازی را پنهان می‌کند؟

  • بزرگ‌ترین ترسش چیست؟


تمرین حرفه‌ای نویسندگان بزرگ

در یک صفحه شخصیتی خلق کن.

اما:

  • قد او را نگو.

  • رنگ چشم او را نگو.

  • رنگ مو را نگو.

فقط از طریق رفتار، عادت‌ها، انتخاب‌ها و گفتار او را معرفی کن.

اگر خواننده او را بشناسد، موفق شده‌ای.


مهم‌ترین درس امروز

شخصیت‌ها با ظاهرشان به یاد نمی‌مانند.

با زخم‌هایشان به یاد می‌مانند.


به همین دلیل ما هنوز شخصیت‌های بزرگی مانند هملت، ژان والژان، رستم و آنا کارنینا را به خاطر داریم.

نه به خاطر چهره‌شان.

بلکه به خاطر رنج‌ها، انتخاب‌ها و کشمکش‌هایشان.

منبع: چت جی پی تی


پیش‌نمایش جلسه نهم

در جلسه بعد به یکی از اسرار نویسندگان بزرگ می‌رسیم:

تعلیق و کنجکاوی

یاد خواهیم گرفت چرا بعضی داستان‌ها باعث می‌شوند تا نیمه‌شب بیدار بمانیم و فقط «یک فصل دیگر» بخوانیم؛ و چگونه با چند تکنیک ساده اما قدرتمند، خواننده را وادار کنیم صفحه بعد را ورق بزند.

آموزش داستان نویسی
۰
۰
Leyli Shahryari
Leyli Shahryari
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید