ویرگول
ورودثبت نام
لایف وب: سامانه رصد و پایش و تحلیل داده در فضای مجازی
لایف وب: سامانه رصد و پایش و تحلیل داده در فضای مجازیلایف‌وب از طریق جمع‌آوری و پردازش کلان داده، امکان رصد و تحلیل فضای مجازی، تحلیل رفتار مشتریان و جذب مشتریان بالقوه را برای کسب و کارها و سازمان‌ها فراهم کرده است.
لایف وب: سامانه رصد و پایش و تحلیل داده در فضای مجازی
لایف وب: سامانه رصد و پایش و تحلیل داده در فضای مجازی
خواندن ۸ دقیقه·۵ روز پیش

آیا اینستاگرام باعث تولد زشت انگاری دیجیتال می‌شود؟

در زیست‌بوم دیجیتال امروز، «اسکرول کردن» دیگر فقط یک سرگرمی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین لنزهایی بدل شده که جوانان از طریق آن ارزش خود، زیبایی‌شان و جایگاه اجتماعی‌شان را ارزیابی می‌کنند. اینستاگرام به عنوان یک پلتفرم تصویرمحور، با تحول ساختن شیوه‌های ارتباط، هم‌زمان با ایجاد شکافی میان استانداردهای زیبایی در شبکه‌های اجتماعی و واقعیت بدن انسان، محیطی برای بروز نوعی «زشت انگاری دیجیتال» به وجود آورده است. پژوهش‌های اخیر، از جمله یک مطالعه کمّی روی جوانان اسپانیایی توسط آلفونسو–فوئرتس و همکاران (Alfonso-Fuertes & et al, 2025) و یک پژوهش کیفی درباره زنان دانشجوی آمریکایی توسط هیل و اوز (Hill & Oz, 2024)، نشان می‌دهند رابطه‌ای پیچیده میان زمان استفاده از اپلیکیشن، میل زیستی به مقایسه، و هزینه روانی «تایم‌لاین بی‌نقص» وجود دارد.

چرا خودمان را مقایسه می‌کنیم؟

برای درک اثرات روانی اینستاگرام، نظریه «مقایسه اجتماعی» یکی از مراجع مهم نظری است. این مفهوم که نخستین‌بار در سال ۱۹۵۴ توسط لئون فستینگر مطرح شد (Festinger, 1954) نشان می‌دهد که انسان‌ها میلی زیستی به ارزیابی خود دارند و اغلب برای سنجش توانایی‌ها و نگرش‌هایشان خود را با «دیگران مشابه» مقایسه می‌کنند. در دوران پیشا‌دیجیتال، این مقایسه‌ها معمولاً به همسالان نزدیک یا الگوهای به ‌دقت گزینش شده در مجلات و تلویزیون محدود بود. اما با ظهور شبکه‌های اجتماعی آنلاین این فرآیند به شکل و ابعادی بی‌سابقه تشدید و تعمیق شده است.

برخلاف رسانه‌های سنتی که محتوایشان توسط حرفه‌ای‌هایی دور از دسترس تولید می‌شود، محتوای شبکه‌های اجتماعی عمدتاً توسط خود کاربران تولید می‌شود، یعنی افراد هم‌زمان «دریافت کننده» و «تولید کننده» اطلاعات هستند. این نزدیکی و جابه‌جایی، سبب می‌شود مقایسه‌ها واقعی‌تر و در نتیجه آسیب‌زننده‌تر به نظر برسند. هیل و اوز (Hill & Oz, 2024) نشان می‌دهند که ماهیت بصری اینستاگرام، خطر مقایسه ظاهری را بیش از پلتفرم‌های متنی‌تر مانند فیس‌بوک تشدید می‌کند. این وضعیت چرخه‌ای از سوگ و رنج ناشی از مقایسه اجتماعی می‌سازد که می‌تواند به احساساتی مثل حسادت، زشت انگاری و احساس «ناکافی بودن» منجر شود.

نقطه واژگونی: مرز سه ساعت

یکی از تأمل‌برانگیزترین یافته‌های پژوهش‌های اخیر، ارتباط میان مدت استفاده و سلامت روان است. آلفونسو فوئرتس و همکاران (Fuertes & et al, 2025) یک «نقطه واژگونی» روشن درباره زمان استفاده از اینستاگرام شناسایی کردند. در مطالعه آن‌ها روی ۵۸۵ نفر، کسانی که بیش از سه ساعت در روز از اینستاگرام استفاده می‌کردند، به شکل معناداری نارضایتی بدنی بیشتر و عزت‌نفس پایین‌تری نسبت به افرادی داشتند که کمتر از یک ساعت در روز را در این اپلیکیشن سپری می‌کردند.

داده‌ها نشان می‌دهد «شرکت‌کنندگانی که نارضایتی بدنی بالاتر، مقایسه ظاهری بیشتر و عزت‌نفس پایین‌تری داشتند، همان‌هایی بودند که زمان بیشتری را در اینستاگرام می‌گذراندند» (Fuertes & et al, 2025). این یافته زمانی نگران کننده‌تر می‌شود که بدانیم بسیاری از دانشجویان به شکل قابل‌توجهی بیش از میانگین‌های ملی از اینستاگرام استفاده می‌کنند. برای مثال، شرکت‌کنندگان در پژوهش هیل و اوز به طور میانگین نزدیک به دو ساعت در روز در اینستاگرام بودند و برخی گزارش کرده‌اند که در سال‌های کارشناسی حتی روزانه شش تا هفت ساعت از این پلتفرم استفاده می‌کرده‌اند. این «در معرض بودن دائمی نسبت به تصاویر دست نیافتنی از سوی همسالان، اینفلوئنسرها و سلبریتی‌ها» چرخه‌ای دائمی از نظارت و مقایسه ایجاد می‌کند که زمینه روانی تجربه ناکافی بودن، فقدان و زشت انگاری را در کاربران بروز می‌دهد.

سپر بلوغ: چرا سن مهم است؟

با وجود مستندسازی گسترده اثرات منفی اینستاگرام، هیل و اوز (۲۰۲۴) به نکته مهمی اشاره می‌کنند: بلوغ سنی در میزان تأثیرپذیری کاربران اهمیت دارد. پژوهش آن‌ها بر زنان ۲۲ تا ۲۶ سال تمرکز داشت، یعنی گروهی کمی مسن‌تر از نوجوانانی که معمولاً در مطالعات داخلی متا بررسی می‌شوند. این زنان گزارش کردند که با افزایش سن، کمتر تحت‌تأثیر محتوای اینستاگرام قرار می‌گیرند. یکی از شرکت‌کنندگان اذعان داشت که در سال اول دانشگاه، دیدن یک دختر بسیار لاغر در اینستاگرام باعث می‌شد ناهار نخورد، اما با گذشت زمان فهمید «این همه نگران ظاهر بودن، مسخره است» (Hill & Oz, 2024).

این یافته نشان می‌دهد با رشد مغز، کاربران ممکن است توانایی بیشتری برای «غربال کردن پیام‌های دریافتی» پیدا کنند و بفهمند اینستاگرام بیشتر یک «هایلایت‌ ریل» است تا بازنمایی واقعیت. با این حال، بلوغ درمان همه ‌چیز نیست. فوئرتس و همکارانش نشان دادند حتی در بازه سنی گسترده‌تر (۱۸ تا ۴۰ سال)، ارتباط منفی میان زمان استفاده و عزت‌نفس، حتی با وجود کنترل عواملی مانند اشتغال و تحصیلات نیز همچنان از نظر آماری معنادار باقی می‌ماند (Fuertes & et al, 2025).

مالیات پست گذاشتن: زحمتی که پشت آسودگی پنهان است

فشار اینستاگرام فقط به آنچه می‌بینیم محدود نمی‌شود، بلکه به آنچه به اشتراک می‌گذاریم هم مربوط است. کاربران اغلب برای انتخاب و ویرایش عکس‌ها استانداردهای بسیار سخت‌گیرانه‌ای برای خودشان دارند. هیل و اوز  دریافتند شرکت‌کنندگان به طور میانگین ۳۵ عکس می‌گیرند (و در برخی موارد افراطی بیش از ۳۰۰ عکس) تا به یک لحظه «اینستاگرامی» برسند. این فرآیند نزد کاربران عموماً به عنوان یک «وظیفه» توصیف می‌شود که می‌تواند عادت‌های اضطراب‌آور ایجاد کند.

علاوه بر این، امکانات روتوش در پلتفرم به کاربران اجازه می‌دهد استانداردهای زیبایی غیرواقعی را بازتولید کنند. هرچند بیشتر شرکت‌کنندگان در پژوهش هیل و اوز گفته‌اند فقط از فیلترها یا ویرایش‌های جزئی استفاده می‌کنند، اما همین آگاهی که تصاویر قابل دستکاری‌اند، حس فشار اجتماعی برای یک‌ شکل شدن را ایجاد می‌کند. این «زشت انگاری دیجیتال» شکافی میان تصویر بدنی واقعی فرد و استانداردهای زیبایی شبکه‌های اجتماعی که احساس می‌کند باید به آن‌ها برسد، به وجود می‌آورد. جالب اینجاست که مطالعه اسپانیایی نشان داد حتی کسانی که صرفاً محتوای «حرفه‌ای و شغلی» را دنبال می‌کردند و نه محتوای «مد و زیبایی»، سطوح مشابهی از نارضایتی بدنی را تجربه می‌کردند. این یافته نشان می‌دهد که معماری بصری خود پلتفرم شاید تأثیرگذارتر از نوع و جزئیات محتوای مصرفی باشد.

مصرف منفعلانه در برابر مصرف فعال

یکی از تمایزهای مهم در پژوهش‌های شبکه‌های اجتماعی، تفاوت میان استفاده فعال و منفعل است. استفاده فعال (پست‌گذاشتن، کامنت‌دادن و تعامل) گاهی می‌تواند با ساخت سرمایه اجتماعی و حس تعلق، اثر محافظتی داشته باشد. در مقابل، استفاده منفعل (فقط اسکرول‌کردن بدون تعامل) اغلب با اثرات منفی‌تری مثل کاهش رضایت از زندگی و افزایش حسادت همراه است. با این حال، فوئرتس و همکارانش چالشی اساسی را برجسته می‌کنند: این دو حالت از هم جدا نیستند. به باور آنان کاربران، حتی در یک نشست آنلاین واحد هم اغلب «هم‌زمان هم فعال‌اند و هم منفعل». همین مسئله باعث می‌شود نتوان به سادگی با تغییر حالت استفاده . موضع کاربر به الگوی سالم رسید، بدون اینکه به کل زمان استفاده توجه شود (Fuertes & et al, 2025).

عاملیت کاربر: مقابله با «فضای سمی»

با آگاهی از ظرفیت‌های سمی پلتفرم، بسیاری از کاربران شروع به ایجاد تغییرات آگاهانه کرده‌اند. در مصاحبه‌های کیفی هیل و اوز، زنان از یک «مسیر» به سمت وضعیت سالم‌تر صحبت کردند؛ مسیری که شامل آنفالو کردن حساب‌های محرک، خصوصی کردن پروفایل و کاهش زمان استفاده بود (Hill & Oz, 2024).

کاربران همچنین از معرفی امکان مخفی کردن تعداد لایک‌ها احساس رهایی گزارش کردند. این قابلیت که به ‌طور رسمی در سال ۲۰۲۱ معرفی شد، با هدف کاهش فشار ناشی از شاخص‌های قابل‌ مشاهده تعامل طراحی شده بود. هر چند شرکت‌کنندگان اعتراف کردند هنوز به تعامل اهمیت می‌دهند، اما امکان پنهان‌سازی این شاخص‌ها به شکستن «چرخه مقایسه اجتماعی» و اعتبارسنجی خود و دیگران از طریق بررسی لایک‌ها کمک کرده است.

پارادوکس پذیرش بدن

جنبش «پذیرش بدن» که هدفش به چالش کشیدن ایده‌آل‌های مسلط زیبایی و ترویج مهربان بودن با خود و بدن خود است، به یکی از عناصر ترند اینستاگرام تبدیل شده است. با این حال، پژوهش‌ها نشان می‌دهد کاربران به شکل فزاینده‌ای نسبت به خود این جریان نیز بدبین شده‌اند. بسیاری از شرکت‌کنندگان در مطالعه هیل و اوز  این کمپین‌ها را سطحی یا غیر اصیل توصیف کردند، خصوصاً زمانی که توسط مدل‌های «بی‌نقص» اینستاگرامی یا شرکت‌ها یا سازمان‌های تجاری‌ که صرفاً می‌خواستند از یک ترند برای بازدید بیشتر استفاده کنند، هدایت می‌شدند (Hill & Oz, 2024).

در مقابل، میل عمیقی به بازنمایی «واقعی و بی‌آرایش» وجود دارد. کاربران گفته‌اند پیام‌های مثبت را بیشتر از افرادی «واقعی» می‌پذیرند که «ناقص‌اند اما نقص‌هایشان را پذیرفته‌اند»، نه از کسانی که همچنان تصویری «بی‌نقص» ارائه می‌دهند. همچنین تقاضا برای تنوع در فرم بدن، اندازه‌ها و قومیت‌ها در حال افزایش است تا با هنجارهای «به لحاظ فرهنگی پذیرفته شده‌ای» مقابله شود که اینفلوئنسرهایی مانند کیم کارداشیان رواج داده‌اند (Hill & Oz, 2024).

جمع‌بندی و مسیرهای پیش‌رو

شواهد این مطالعات روشن است: اینستاگرام شمشیری دو لبه است. در حالی که امکان ارتباط و اجتماع را فراهم می‌کند، ماهیت شدیداً بصری آن بستری مناسب برای سیر تصاعدی مقایسه اجتماعی می‌سازد که می‌تواند عزت‌نفس و رضایت از بدن را مخدوش کند. مطالعه اسپانیایی نشان می‌دهد مدت استفاده عامل خطر اصلی است، در حالی که پژوهش آمریکایی تأکید می‌کند برداشت کاربر و میزان بلوغ می‌تواند تا حدی نقش سپر محافظ را ایفا کند.

از این رو و با تکیه بر پژوهش‌های اخیر،  به نظر می‌رسد که کاربران برای صیانت از سلامت روانی خود، باید در مصرف محتوای دیجیتال آگاهانه عمل کنند.

  • پایش زمان استفاده و به ویژه ماندن زیر مرز پرخطر سه ساعت

  • گزینش آگاهانه محتوا و دنبال کردن صداهای «واقعی» و متنوع به جای ایده‌آل‌های دست نیافتنی

  • استفاده از ابزارهای پلتفرم، مانند مخفی کردن شاخص‌های تعامل و وقفه‌های آگاهانه، برای شکستن چرخه مقایسه

در نهایت، یافته‌های هیل و اوز و فوئرتس و همکارانش یادآور می‌شوند که هرچند الگوریتم تعیین می‌کند چه چیزی می‌بینیم، اما این کاربر است که تصمیم می‌گیرد چگونه با این «آینه فیلتر شده» روبه‌رو شود.

منبع: لایف‌وب

شبکه‌های اجتماعیاینستاگرام
۰
۰
لایف وب: سامانه رصد و پایش و تحلیل داده در فضای مجازی
لایف وب: سامانه رصد و پایش و تحلیل داده در فضای مجازی
لایف‌وب از طریق جمع‌آوری و پردازش کلان داده، امکان رصد و تحلیل فضای مجازی، تحلیل رفتار مشتریان و جذب مشتریان بالقوه را برای کسب و کارها و سازمان‌ها فراهم کرده است.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید