لیلا حبیبی
بانو "لیلا حبیبی"، فرزند "هدایتالله"، ۲۵ حمل/ فرودین سال ۱۳۶۸ خورشیدی، در شهر زیبا و باستانی هرات چشم به جهان هستی گشوده و اکنون به عنوان عضو اجرایی بنیاد جهانی سبزمنش و دانشجوی ممتازِ مقطع کارشناسی ارشد در مشهد/ ایران نفس میکشد.

او بعد از فراغت از لیسه محجوبه هروی (۱۳۸۶) وارد دانشگاه شده و از رشته دلخواهش(ادبیات پارسی)، سال ۱۳۹۲ خورشیدی، مدرک کارشناسی بدست آورده است.
نخستین مجموعهی شعری بانو "لیلا حبیبی"، زیر عنوان "فاخته در انحنای درد"، در تهران تنپوش چاپ به تن کرد و راهی بازار کتاب شد. این کتاب در ۱۰۲ صفحه با قطع رقعی، شامل ۴۹ قطعه شعر در قالبهای غزل و سپید، میباشد، که از سوی واحد انتشاراتی سبزمنش و انتشارات زهره علوی در تهران چاپ و منتشر شد.

─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
◇ نمونهی شعر:
(۱)
تو، یک چراغِ روشن در نقشِ یک ترانه
چون قصههای گرمی، در باورِ زمانه
من خو گرفته بودم با سنگلاخِ غمها
تو دستِ من فشردی در ظلمتِ شبانه
آوازِ خستگی را تو راندهای زجانم
چون نمنمِ بهاران، دستی شدی به شانه
وقتی هجومِ سرما، جان و دلِ من افسرد
تو شعلهی هدایت شدی، بر بامِ خانه
من رفته بودم از خود، در لحظههای تکرار
در آشیانهی عشق، گشتی رفیقِ شانه
(۲)
شدم خاکستر رؤیای خود، خاموش و بیتابم
نه دستی مانده در دستم، نه حتّی سایهای خوابم
برای شیشهی عمرم، غبارِ صبر میبارد
هزاران آیهی اشکم، روان از موج سیلابم
رها افتاده از بزمم شبیه عابری خسته
خلیده خار در چشمم، گرفت اندوه در قابم
رهایم مثل خاشاکی، درون گرد بادی تند
که از مهر تو افتادم، خراب چشم مهتابم
شکنجه میشود شعرم، اگر از نام تو گویم
فروغی نیست در جانم، به گلزاری نمیتابم
دریغا بعد از این باشد دلم حیرت سرایی محض
صدای شمع میسوزد، برای مرگ، بیتابم
به دیدارت نخواهم ماند، پس از این شور و این آشوب
نهادم سر به زانو چون اسیر دست گردابم.
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی
┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄
سرچشمهها
https://newsnetworkraha.blogfa.com
https://t.me/newsnetworkraha
https://t.me/mikhanehkolop3
https://t.me/leilatayebi1369
https://t.me/rahafallahi
https://tarna.ir
و...