میرزا حسین سهرابی

زندهیاد “میرزا حسین سهرابی بانیارانی گوران” فرزند "رستم"، شاعر کُردیسرای ملقب به "فردوسی گوران"، زادهی ۹ آذر ماه ۱۲۶۹ خورشیدی، در روستای بانیاران شهرستان کرندغرب است، که ۸۴ سال عمر پربار خود را در سرودن اشعار گورانی صرف کرد.
او در سال ۱۳۵۳ خورشیدی، دار فانی را وداع گفت و از خود گنجینهای از اشعار اصیل و ناب کُردی به یادگار گذاشت.
نسخهی اصلی اشعار ایشان ۱۰۴ صفحه در قطع وزیری بوده و با خطی ناخوانا و پر از غلط املایی نوشته شده است. اشعار در مجموع حدود ۱۴۶۸ بیت است. گفتنی است به دلیل عدم آشنایی گردآورنده با ساختار شعر کُردی بسیاری از این مقالات درهم ریخته و به چند قطعهی مستقل مبدل شده است.
سرودههای میرزاحسین در ستایش و طلب یاری از کردگار و حضرت علی مرتضی(ع)؛ ستایش و مددخواهی از رهبران دین و نوید روز رستاخیز؛ بیثباتی دنیا؛ روزگار پیری؛ رثای چند تن از بزرگان سادات حیدری و ایل گوران، باورهای آیینی وی و... سروده شده است.
کتاب “شمیم گلهای کوه دالاهو”، مجموعه سرودههای ایشان است، که با تصحیح و تدوین آقای “ایرج بهرامی” در سال ۱۳۸۸ خورشیدی، توسط انتشارات زوار، در ۲۳۶ صفحه و قطع وزیری (گالینگور)، به چاپ رسیده است.

─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─
◇ نمونهی شعر کُردی:
(۱)
فلک فن نکی، فلک فن نکی
دسم و دامانت چنم فن نکی
چون جرده رای قافلم نکی
بن چینه و یانم ریشه کن نکی
چون تجار دانم غرق آو نکی
کشتیم گیر دام و گرداو نکی
چون درویش برگم وکلپوس نکی
ورد زوانم و یا دوس نکی
سر تا پای برگم سفیدپوش نکی
خاک الحدم و ژیرگوش نکی
تخته سنگ وفرش بالا پوش نکی
ویلی کلفتم فراموش نکی
بساطم و خاک سیا تار نکی
هاو دمی یاران لیم بیزار نکی
تو راحم رحم من گنام کردن
مبو نه تقصیر بندت ویردن
اگر نکردم خاطرت ریشن
هنی تفاوت من و تو چیشن
تو راحم رحم صبور ستار
من ایجاد نه خاک عاصی عصیان بار
توهاید و روی چرخ هفتمینوه
پی قصد چن کس و کمینوه
من افتاده خاک و خمینوه
دیدم نمناکی و اسرینوه
صرف نظر کی گنای ویردم
پیر و پشیو حال ویلان هردم
یه دی کی قانون آقا و نوکره
کی شرط انصاف رعیت پروره
التجام ایدن کارساز کریم
هم شادم بکی و وطن ویم
حسینم غریب کردستان زیدم
غیر نه ذات تو نین امیدم
سهرابی گناش نه حد ویردن
امیدش و دست شهنشای شرطن
◇ برگردان به فارسی:
فلک فن بازی در نیاری، دستم به دامانت با من فن بازی نکن
مثل دیوانگان از راه بیرونم نکن، ریشه و خانهام را ویران نکن
مثل تاجران یک مرتبه در آب غرقم نکنی، کشتی مرا غرق در گرداب فنا نکن
مثل درویشان لباسم را خاکآلود نکن، مرا محتاج به دوستان و ناکسان نکن
لباسم را کفن نکن برایم زود است، بالشم را خاک سنگ سرد الحد نکن
سنگ را لحاف و تشکم نکنی، نان و آب خانوادهام را نبری
زندگی من را به خاک سیاه تبدیل نکن، هم صحبتی با یاران را از من نگیر
تو رحمان و رحیم هستی و من گناهکار، از سر تقصیر و گناه من بگذر
اگر من گناهکار و بد هستم، پس تفاوت من و تو در چیست
تو بخشنده و پوشنده هستی، من را از خاک آفریدی خاکی که عاصی و گناهبار است
تو صاحب هفت چرخ گردننده هستی، همیشه در کمین آدمی هستی ای فلک
من همیشه غمگین و و افتاده هستم، دائم چشمانم پر ز اشک و نمناک است
تو ببخش و صرف نظر کن از گناهانم، من پیر و پریشانم و ویلانم همیشه
این قانون آقا و نوکری نیست، کی شرط و انصاف رعیت پروری است
ای کریم کار ساز من همیشه این دعا را میکنم، در وطن خودم همیشه شادم کنی
حسین غریبم که در کردستان زندگی میکنم
غیر از تو امیدی ندارم بار خدایا
سهرابی گناهش بیش از حد است، امیدش فقط به درگاه تو است ای پادشاه هستی
(۲)
دس انتقام مدام نه کار
ناظر اعمال صبح و ایواره
آرو جدم نی کره ناره
نی مکان گرم شعله شراره
هر له جوانی تا ایسه پیرم
تاریخ اعمال خوم ها و ویریم
شرح اقدامات ویم و ویرمن
لی حال پیری دامن گیر من
یسه مکافات عمل درو کم
نه روژ راحتم نه شو خو کم
زبور و صحوف تورات و انجیل
فرقان محمد(ص) سورهی ابابیل
هر پنج قرائت خیر العمل کن
اوسا نه پاداش نعم البدل کن
حسین وو کسه جهان نا بنیاد
بابا آدم چنی حوا کرد ایجاد
هر کس کردۀ ویش نه پیش پاشن
پاداش عمل راهنمای راشن
غیر له یه دی هیچ له دنیا نین
تقسیم عمل له ازل بین
دیم هر کس بذری شنن پری ویش
آنه ورگیرو بی خوف اندیش
شاکر دیوان گرگان چنی میش
کس له کرده کس ندارو اندیش
اوسا بو سام خط نامه عنبر فام
چون شفای ملهم نیام نه روی زام
ساکن بی زامان نه درد قاتل
مدرام نه عرق شکوفیام چون گل
گشاد بی کلید قاپی مشکلم
خیالات خسم درچی نه دلم
حسین پروانه له شوق گلم
مهر محبت مولا نه دلم
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی
┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄