ویرگول
ورودثبت نام
لیلا طیبی
لیلا طیبی
لیلا طیبی
لیلا طیبی
خواندن ۱ دقیقه·۷ روز پیش

ندا آبکاری

ندا آبکاری

بانو "ندا آبکاری"، شاعر و پدیدآورنده‌ی کتاب‌های مختلف بوده، از جمله:
- از راه سایه‌ها، نشر ابتکار هنر، ۱۳۷۰
- تجربه‌های خام رستن [با مقدمه‌ی احمد شاملو]، نشر ابتکار هنر، ۱۳۶۵
- هراس آمدن صبح 

─━⊰═•••❃❀❃•••═⊱━─

◇ نمونه‌ی شعر:
(۱)
کفش‌ها بسیار مهم‌اند
من از کفش آدم‌ها می‌فهمم
که هرکس از کجا آمده است
با چه کسی حرف زده است
به چه کسی نگاه کرده است

یقه‌ها بسیار مهم‌اند
من از یقه پیراهن‌ها می‌فهمم
که هرکس چقدر بغض کرده است
چقدر خودش را پنهان نگاه داشته است
و چقدر با کفش‌هایش بیگانه است.

(۲)
با او راه می روم
او که اگر باد رهاش نکند
فرو می‌ریزد
اگر آبشار دست از شال آبیش بر ندارد
خشک می‌شود

با او حرف می‌زنم
او که چترش تنها به اندازه‌ی هموست
جیب‌هایش آنقدر کوچک است که آفتاب از آن نمی‌گذرد
و دست‌هایش یخ بسته است

با او زندگی می‌کنم
روی خیزاب
و گاهی از پس جالباسی چوبی
از آن سوی پیراهن‌ها، ریسمان‌ها
صدایش می‌زنم.

(۳)
بی‌تندیس و خاطره‌ای
که زیر باران این همه سال آب می‌شود
تو ماندی وُ
شب در جعبه‌های کهنه‌ی مهمانی پنهان شد.
از راه خلوت ماه برو
تا باد تو را به جای چراغی کوچک در دست گیرد
و من نگاه کنم.

(۴)
باد از سه‌شنبه‌ها می‌آید
ماه
نیمه راه بارانی‌اش را در شیشه می‌ماند
بیابان ترسی خزنده است
شب از جاده بیرون می‌ریزد
مسافر در قهوه‌خانه‌های سپیده‌دم نماز
از آب و علف می‌گذارد
و زن از چشم‌هایش بر زمینه‌ی آرام
کوه و درخت می‌سازد
مرد از همیشه می‌وزد
باد نمی‌آید.

(۵)
وقتی باران را آویزان کردی
عاشقانه‌ترین حرف‌ها را من
در جیب بارانی‌ات گذاشتم
بی‌آنکه بفهمی
وقتی رفتی
و باران دنبالت می‌آمد
عاشقانه‌ترین شعر را گفتی
بی‌آنکه دست
در جیب‌هایت کرده باشی.

(۶)
می‌خواهم
در آغوشم بگیری
تا امروز
نتواند
از میان ما بگذرد.

(۷)
گوش به فرمان تو نیستم؛
گوش به فرمان هیچ کس...
دست شعری کوتاه را گرفته‌ام
و از سکوت نسل‌ها بالا می‌روم!

(۸)
قدیس باید باشی
که همه را دوست بداری
به زخم کهنه‌ات نگاه کنی
و بگویی خوب خواهد شد.
قدیس باید باشی
که از میان مگس‌ها بگذری
طلب آمرزش کنی
گوشه‌ی ابری را بگیری و بروی.

 
 
گردآوری و نگارش:
#لیلا_طیبی

┄┅═✧❁💠❁✧═┅┄

۰
۰
لیلا طیبی
لیلا طیبی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید